این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 109
نقد رومان تاریخی «بـابـک» نوشته جلال برگشاد

نقد رومان تاریخی «بـابـک» نوشته جلال برگشاد

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 41-55

رستم بهراد رضی

چکیده رمان تاریخی « بابک» نوشته جلال برگشاد که در سال 1981 م در باکو چاپ شده است با ذهنیت دوران کمونیستی در صدد تبلیغ مزدک گرایی بر آمده و فضای کلی رمان را در خدمت آیینها و مناسک زرتشتی قرار داده است. دکترین استالینی بر آن بود که مزدکیان را  کمونیستهای تاریخی معرفی کنند. به این مفهوم که جنبش آزادی بخش و ضد اشغالگری جاویدان و بابک را مدافع آیین زرتشتی قلمداد کرده که در آن زمان با گذشت دو قرن از سقوط سلطنت ساسانیان به شدت طبقاتی گراییاش ارتجاعی میتوانست باشد. این مقاله به نقد این کتاب می پردازد.

<span lang=AZ-LATIN>21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix ****</span> <span lang=FA> آذر21</span><span lang=FA> .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد</span>

21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix **** آذر21 .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 46-62

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده در این مقاله نویسنده ضمن پرداختن به حرکات 21 اذر آذربایجانی ها که منجر به تاسیس یک حکومت با اختیارات محدود در داخل کشور ایران شد می پردازد. علاقه به این جنبش و تنوع بسیار زیاد دیدگاه‌ها و نظراتی که از این علاقه ناشی می‌شود، همچنان زنده و پویاست. تاریخ‌نگاری جنبش ۲۱ آذر که امروز نیز با پژوهش‌های جدید غنی‌تر می‌شود، بهترین گواه این مدعاست.وی با رد مصنوعی بودن این جنبش معتقد است بدون انکار نقش خارجی (در این مورد دولت شوروی) در جنبش ۲۱ آذر به درجات مختلف، باید به نکته دیگری نیز توجه کردد که جنبشی که توسط دولت شوروی حامل رسمی ایدئولوژی کمونیستی در آذربایجان ترویج می‌شد، دقیقاً به سمت جهت ملی-دموکراتیک هدایت شد. مطالعات نویسنده نشان می دهد در کارنامه مهاجران به آذربایجان آنسوی ارس هیچ نکته مشکوکی وجود ندارد.

صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 52-74

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده چکیده
صحاح العجم اولین فرهنگ لغات ترکی آذربایجانی (صحاح العجم ایلک آذربایجان تورکجه‌سی سؤزلویو)

صحاح العجم اولین کتاب لغت تُرکی آذربایجانی می‌باشد. همانگونه که دیوان لغات تُرک اولین فرهنگ لغت، جهان تُرک می‌باشد که گویشهای مختلف زبان تُرکی را گرد آورده. صحاح العجم نیز اولین لغتنامه ای است که به زبان ادبی و رایج تُرکی در آذربایجان به عنوان شاخه غربی تُرکی اوغوزی نوشته شده است. می توان گفت که صحاح العجم بعد از دده قورقود اولین نوشته نثر ترکی می‌باشد که با ویژگیهای ترکی آذربایجانی که شاخه غربی ترکی اوغوزی محسوب می‌گردد تهیه شده است. به نظر پروفسور بیگدلی با توجه به ویژگیهای فرهنگ صحاح العجم، می‌توان ادعا کرد که با فرهنگهای مشابه مانند «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری و «حلیه الانسان و حلاوت اللسان» ابن مهنّا و غیره برابری می‌نماید. این اثر در ماه ذیحجه سال 677 هجری (اول ماه مه 1279) از طرف فخرالدین هندوشاه ابن سنجر نخجوانی ادیب و رجل دولتی تبریز نوشته شده است.
فرهنگ صحاح العجم از این نظر که کلیه لغات پهلوی و فارسی و بعضاً عربی را به زبان ترکی شرح نموده موجب بوجود آمدن فرهنگ بسیار غنی از زبان ترکی آذربایجانی که در آن زمان مرسوم بوده گردیده است. این لغات بیش از 4700 لغت را شامل می‌گردد. لغات ترکی بکار رفته عملا رایج ترین و متداول ترین کلمات و جملات بکار رفته در بین مردم و نویسندگان آن دوره بوده است.
متاسفانه در زمانی که دهخدا لغتنامه اش را تنظیم می‌کرد شعوبیگری و آریاگرایی توسط پهلویها چنان بشدت تبلیغ میشد که نویسندگان یا از روی باور ویا به سبب ملاحظه حاکمیت، علیرغم شناختی که از این کتاب داشتند، نخواسته اند فرهنگ لغاتی را که در کنار لغات فارسی و پهلوی، زبان ترکی را نیز آورده اند معیار نوشته هایشان قرار دهند و بدین سبب نخواسته اند لغتنامه‌ای را که اینقدر حاوی لغات ترکی بوده و می تواند در ریشه یابی لغات ترکی بویژه لغات مصطلح در آذربایجان، راهگشا باشد و از طرف دیگر لغتنامه ای را که تقریبا مرجع اصلی لغتنامه های فارسی است که چندین قرن بعد نوشته شده اند به عالم فرهنگ و ادبیات شناسانده باشند. آنها با این تفکر که مبادا خدمتی به زبان ترکی کرده باشند، زبان فارسی را نیز از یکی از منابع اصلی خود بی بهره گذاشتند و همین امر موجب گردیده بسیاری از لغات و معانی اصلی آنها دیده نشود.

جُنگ‌ها در سنت آشیقی همدان

جُنگ‌ها در سنت آشیقی همدان

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 53-79

علی آردی (اورمان) آردی

چکیده جُنگ‌ها ، یکی از منابع مکتوب مهم ادبیات ترکی، دفترهایی هستند که حاوی مطالب متنوع ادبیات عامیانه، چه به صورت نظم و چه به صورت نثر هستند. به خاطر محتوای ادبیات عامیانه‌ای، جُنگ‌ها از جمله آثار منبع تاریخ شفاهی هستند که ارزش‌های فرهنگی، ساختار سیاسی، دنیای فکری مردم، فلسفه، سنت‌ها و آداب و رسوم و باورهای عامیانه دوره‌ای را که در آن نوشته شده‌اند، نشان می‌دهند. همچنین جُنگ‌ها با ارائه وسائط زبانی عصرخود ، قادر به پاسخگویی به سؤالات احتمالی ایجاد شده در ذهن از نظر تاریخ زبان هستند. فقدان هرگونه تحقیقی در مورد جُنگ‌ها در محیط‌های آشیقی ترک ایران، که دز آن سنت آشیقی همچنان به شکلی زنده وجود دارد، یکی از کاستی‌های مهم در این زمینه است. این مطالعه به منظور آشکار کردن نقش جُنگ‌ها در کمک به سنت آشیقی منطقه همدان در غرب ایران و مزایایی برای زندگی اجتماعی و تاریخی ترکان در منطقه داشته‌اند، نوشته شده است. به همین دلیل، در این پژوهش، پس از ارائه سنت جُنگ منطقه همدان با رویکردی جامع‌نگر و تأکید بر اهمیت آنها در منطقه و در سنت آشیقی، جُنگ‌های شناسایی‌شده در همدان معرفی خواهد شد. داده‌های مربوط به جُنگ‌های مورد استفاده در این تحقیق شامل محصولاتی است که در تحقیقات میدانی طی سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷- ۲۰۱۸ در همدان  شناسایی شده‌اند و از آنها عکس گرفته شده ویا به صورت دیجیتالی در دست آشیق‌ها و بستگان نزدیک آنها موجود بود، ثبت شده است. نتیجه اینکه، جُنگ‌ها با کارکردهایشان در ارائه پشتیبانی کتبی از سنت شفاهی آشیقی، کمک به حفظ مطالب ادبیات عامیانه منطقه و انتقال عناصر زبانی و فرهنگی به نسل‌های بعدی، دارای نقشی برجسته هستند.

ایلات و طوایف ترک و ترکمن در خطه خراسان

ایلات و طوایف ترک و ترکمن در خطه خراسان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 56-79

اسماعیل سالاریان

چکیده در این مقاله ابتدا به تاریخ  ترکان در منطقه خراسان پرداخته شده و سپس گروههای ترک برجسته منطقه توضیح داده می شود. در پایان نیز اسامی طوایف مختلف تاریخی ترک- ترکمن در منطقه خراسان شرح داده می شود.

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 56-73

بهرام اسدی

چکیده در جهان امروز، نام‌های جغرافیایی (توپونیم‌ها) یکی از اسناد کلیدی برای بررسی پیشینه تاریخی یک ملت در یک سرزمین هستند. مطالعه این نام‌ها و کشف حقایق نهفته در آنها به عنوان یک علم شناخته می‌شود و امروزه موضوع بسیاری از پایان‌نامه‌های دانشگاهی، توپونیم‌ها هستند.
در تحلیل نام‌های جغرافیایی، مقایسه آنها با یکدیگر و بررسی ارتباطات زبانی، ابهامات را رفع کرده و معانی پنهان را آشکار می‌کند. عامل دوم، سابقه تاریخی این نام‌هاست. برخی نام‌ها ممکن است بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت داشته باشند، در حالی که دیگران به ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردند. درک این نام‌ها مستلزم آشنایی با زبان‌های تاریخی و تحولات زبانی است.
واژه «وان» در ترکی باستان به معنای آبادانی و رونق است. این مقاله فهرستی از نام‌های جغرافیایی مبتنی بر «وان» در جهان و مناطق ترک‌نشین را ارائه می‌دهد.

<span lang=AZ-LATIN>Ənənəvi Türk Dastan Qəhrəmanları və Həzrəti Əli</span> <span lang=AR-SA>قهرمانان حماسی سنتی ترک و حضرت علی</span>

Ənənəvi Türk Dastan Qəhrəmanları və Həzrəti Əli قهرمانان حماسی سنتی ترک و حضرت علی

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 63-87

آی نور غضنفر قیزی

چکیده حوزه فولکلور (halkbilim) در مورد تصویر حضرت علی به عنوان قهرمان حماسی ترک در متون، خیلی کم بررسی شده است. در متون فولکلوریک، حضرت علی معمولاً با ویژگی‌های قهرمانان حماسی ترک مانند دده قورقود، اوغوز خان، ماناس و گاهی هم کوراوغلو توصیف می‌شود. قهرمان ما با فریادهای جنگجویانه‌اش ، قدرت بدنی، حالات عصبی و خشمگین، کرامات و معجزات، اسب و شمشیرش یک کل واحد را تشکیل می‌دهد. این متون از جنبه‌های بسیاری قابل بررسی هستند، اما حضرت علی به عنوان تیپ قهرمان حماسی مورد تحقیق قرار نگرفته است. سعی ما در این مقاله این است که بخشی از متون مربوط به حضرت علی را بررسی کند، با تکیه بر سنت قهرمانی حماسی ترک و مقایسه با آن، نشان دهد که در متون فولکلوریک، حضرت علی نه به عنوان امام، بلکه بیشتر شبیه به یک قهرمان حماسی ترک توصیف شده است. این کار باعث می‌شود دیدگاه به حضرت علی تغییر کند و هم به عنوان امام و هم به عنوان قهرمان حماسی ترک دیده شود. Xalqşünaslıqda Həzrəti Əlinin mətnlərdə türk dastan qəhrəmanı obrazı mövzusu çox işlənilməmişdir. Xalqşünaslıq mətnlərində Həzrəti Əli adətən Dədə Qorqud, Oğuz Xaqan, Manas, bəzən də Koroğlu və s. kimi türk dastan qəhrəmanlarının xüsusiyyətləri ilə təsvir edilməkdədir. Qəhrəmanımızın nərə çəkməsi, gücü, əsəbi halları, kəramətləri, atı və qılıncı ilə bir bütöv təşkil etməkdədir. Bir çox cəhətdən işlənilməsi mümkün olan bu mətnlərdə Həzrəti Əli dastan qəhrəmanı tipi olaraq araşdırılmamışdır. Məqaləmizin vəzifəsi Həzrəti Əli haqqındakı mətnlərin bir qismini incələmək, türk dastan qəhrəmanlığı ənənəsini əsas götürərək müqayisə aparıb Həzrəti Əlinin xalqşünaslıq mətnlərində imam kimi deyil, daha çox türk dastan qəhrəmanı kimi təsvir edildiyini göstərməkdir. Bu sayədə məqaləmiz Həzrəti Əliyə baxış bucağını dəyişdirərək ona həm də türk dastan qəhrəmanı kimi baxılmasını təmin edəcəkdir. Məqaləni yazarkən axtarış-tarama və müqayisə metodlarından istifadə etdik. Bu sayədə bir çox mətnə çatmaq şansı əldə edə bildik. Məqaləmizi yazarkən yalnız Azərbaycandan toplanmış mətnləri deyil, Türkiyədən toplanmış cəngnamələri də əsas götürdük. Lakin düzgün müqayisə apara bilmək üçün türk dastanlarına, Həzrəti Əli haqqında yazılmış cəngnamələrə, elmi məqalələrə də müraciət etdik.

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 66-85

احسان رئیسی

چکیده صفی الدین اورموی  که با تالیف آثار ارزشمند، ارایه ی نظریات جدید و نوآوری‌ها در نظریه‌ی موسیقی شرق ، به عنوان بنیانگذار دوره جدیدی در تاریخ نظریه موسیقی شرق شناخته می‌شود، در مدرسه مستنصریه بغداد به فراگیری علوم ریاضیات و موسیقی و همچنین در علوم عقلی، ادبیات، تاریخ، نجوم، خوشنویسی و فقه پرداخت. او در دوره‌ای که زندگی می‌کرد با جلب توجه مقامات دولتی، در دوران مستعصم بالله به عنوان مستنسخ کتابخانه ی دربار عباسی و در دوران ایلخانان به عنوان رئیس دیوان انشا برگزیده شد. او که با لقب "صاحب الادوار" شناخته می‌شود، به واسطه ی ارایه ی نظریات جدید و نوآوری در دو اثر ارزشمندش با عنوان‌های الأدوار فی الموسیقی (کتاب ‌الادوار) و الرسالة الشرفیه فی النسب التألیفیه ( الرسالة الشرفیه) به عنوان منبعی معتبر در بسیاری از آثار تاریخ موسیقی و نظریه‌ی موسیقی که به زبان‌هایی نظیر عربی، ترکی و فارسی نوشته شده اند مورد استناد قرار گرفته‌ است. بررسی محتوای آثار اورموی نشان می‌دهد که او اطلاعات دقیقی در مورد موضوعاتی مانند تعریف نغمه و خصوصیات آن، دساتین (پرده ها)، ابعاد و نسبت‌های آنها، اجناس و نسبت‌های آنها، ادواره مشهوره، کوک های عود و دورهای ایقاعی ارائه داده است. هدف این مقاله، که ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و داده‌های آن از طریق روش‌های کتابخانه‌ ای و تحلیل موسیقایی گردآوری شده، بررسی دورهای ایقاعی و روش‌های توصیف این دورها در دو اثر اورموی، یعنی کتاب ‌الادوار و  الرسالة الشرفیه و تبیین آن‌ها با سیستم نت نویسی امروزی است. در نتیجه این تحقیق، مشخص شده است که اورموی، دورهای ایقاعی ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، رمل، خفیف رمل، مضاعف رمل، هزج، فاختی و فاختی زاید  که در کتاب ‌الادوار و الرسالة الشرفیه مورد بحث قرار گرفته‌اند را به دو روش مختلف، با استفاده از روش اتانین و افعال عروضی توضیح داده است. نکته مهم دیگر این است که بین برخی ازدورهای ایقاعی که در دو اثر اورموی شرح داده شده‌اند، تفاوت هایی از حیث ارزش واحد زمانی در هر میزانِ یک دور و تفاوت هایی در چینش و یا الگوی دورهای ایقاعی با ارزش واحد زمانی مشترک وجود دارد. دورهای ایقاعی حفیف ثقیل، خفیف رمل وهزج در دو اثر فوق با ارزش‌های زمانی متفاوتی توضیح داده شده‌اند، در حالی که دورهای ایقاعی رمل، هزج (شکل دوم) و فاختی، با وجود داشتن ارزش‌های زمانی یکسان، با الگوهای متفاوتی توصیف شده‌اند. علاوه بر این تفاوت‌ها، مشخص شده است که دور ایقاعی ثقیل اول در هر دو اثر دارای ارزش زمانی و الگوی یکسانی می باشد. همچنین، دور ایقاعی ثقیل که در الرسالة الشرفیه برابر با ارزش 8 واحد زمانی توضیح داده شده است، در کتاب ‌الادوار نیز با همان الگو اما مساوی با دو دور از آن برابر با ارزش 16 واحد زمانی شرح داده شده است.

روش قدیم شش انگشت گذاری و راه حل آوا نویسی برای پرده ها در توضیح موسیقی اورموی

روش قدیم شش انگشت گذاری و راه حل آوا نویسی برای پرده ها در توضیح موسیقی اورموی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 73-93

علی آردی

چکیده آوانویسی و بازنویسی یا ترانسکریپسیون (فرانسوی: Transcription) از اصطلاحات موسیقی است و به معنای مکتوب کردنِ یک قطعه شنیداریِ موسیقی است. به عبارتی دیگر، بازنویسی به معنای نت‌نویسیِ یک قطعه شنیداری است که قبلاً نت‌نویسی نشده‌است. در نظریه ادوار، دستان‌بندی سازها (نحوه کوک ساز و موقعیت پرده‌های آن) به کمک تناسب‌های ریاضی توضیح داده می‌شد و برای هر نت موسیقی نامی با استفاده از ترکیب الفبای ابجد تعیین می‌گردید. به این ترتیب فاصله‌های موسیقایی دقیقاً مشخص می‌شدند. سپس با ترکیب این فواصل جنس‌هایی (دانگ‌هایی) درست می‌شد که ذی‌الاربع (دارای چهار نت) یا ذی‌الخمس (دارای پنج نت) نام می‌گرفتند و از ترکیب یک جنس ذی‌الاربع و یک جنس ذی‌الخمس یک اکتاو کامل به دست می‌آمد که به آن «دور» گفته می‌شد. لوح های سومری گواهی می دهند که تلاش برای نوشتن موسیقی از زمان های قدیم انجام می شده است. روندی که با خط میخی شروع شد با  نت هایی که امروز استفاده می کنیم ادامه می یابد. پس از خط میخی ، تلاش هایی برای نوشتن موسیقی در فرهنگ خاورمیانه انجام شده که ما چگونگی همه اینها را نمی دانیم. تئوریسین موسیقی ه. گ. فارمر، در اثر خود صفی الدین اورموی را "بنیانگذار مکتب سیستماتیک در تاریخ موسیقی"معرفی کرده ، از سیستم ناشناخته نوشتن موسیقی صحبت می کند. مراغه ای[1] این سیستم را روش " شش انگشت گذاری" نامیده است. اورموی به طور مستقیم چگونگی درک این روش را نشان نداده است. او روش شش انگشت گذاری بر روی پرده های عود  را در توضیح استفاده از 12دور و 6 آواز مانند سلمک، مایه و شهناز به کار برده است. برای تجزیه و تحلیل این موضوع،  استفاده از جدول ابجد-حرف- موسیقی نگاری اورموی توسط برخی از محققانی مشاهده شده است. اما در مورد درستی یا نادرستی این راه حل بحث نشده است. این مقاله بر " چیستی روش شش انگشت گذاری و چگونگی درک آن " متمرکز است و با هدف حل نحوه درک مثالهای نوشته شده توسط صفی الدین  ، "آوا نویسی" جدیدی  را همراه با راستی آزمایی به عنوان راه حل پیشنهاد می کند.
 
[1] عبدالقادر مراغه ای

مبارزه ملی و شرق آناتولی تشکیل دولت جنوب غرب قفقاز

مبارزه ملی و شرق آناتولی تشکیل دولت جنوب غرب قفقاز

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 74-84

نائله عسکر

چکیده بر اساس نتایج جنگ ۹۳ در سالهای (۱۸۷۷-۱۸۷۸)، ارتش عثمانی مجبور به عقبنشینی از «ولایتهای سه گانه» شد و این سرزمینها به عنوان غرامت جنگی به روسیه واگذار گردید. دوره ۴۰ ساله اشغال روسیه در باتومی، قارص، آخیسکا، ارداهان، آغبابا و چیلدر آغاز شد که بخش بزرگی از قفقاز جنوبغربی را در بر میگرفت. با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، درگیریهای روسیه تزاری و امپراتوری عثمانی مجدداً شعله ور شد و به آتشی بزرگ تبدیل گشت که منطقه را فرا گرفت. پس از انقلاب بلشویکی در ۷ نوامبر ۱۹۱۷، حکومت جدید روسیه قدرت را به دست گرفت. ترکهای محلی در برابر حملات بی امان روسها، ارمنیها و گرجیها مجبور به سازماندهی خود شدند. مبارزه سخت اما شرافتمندانه آنها منجر به تأسیس جمهوری قفقاز جنوبغربی (جنوبغربی قافقاس جومهوریتی) شد که از طریق حکومتهای شورایی محلی (شورا حکومتلری) برای دفاع از خود شکل گرفت. ارتش ترکیه در ۲۵ ژانویه ۱۹۱۹ از قارص عقبنشینی کرد. حکومت قفقاز جنوبغربی که خود را وارث حکومت ملی شورا اعلام کرده بود، به سرعت ارتش ۸۰۰۰ نفری متشکل از سربازان و افسران داوطلب باقیمانده از ارتش ترکیه و جوانان محلی تشکیل داد. فرماندار نظامی بریتانیا، تمپلی، جمهوری دموکراتیک آذربایجان و جمهوری قفقاز جنوبغربی را به رسمیت شناخت. پس از نبردهای مکرر، تغییرات ارضی و موجهای مرگ و غارت، این منطقه سرانجام توسط ارتش ترکیه آزاد شد. در ۱۷ نوامبر ۱۹۲۰، ارمنیها موافقت کردند تا به مذاکرات صلح بپیوندند. مذاکرات در گیومری به امضای پیمان گیومری (گیومری آنلاشماسی) در ۲-۳ دسامبر ۱۹۲۰ انجامید. بر اساس این پیمان، سرزمینهای از دست رفته در جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷-۱۸۷۸) شامل قارص، ساریقامیش، کولپ، کاغیزمان و ایغدیر (سورمهلی) که پس از پیمان ترکمنچای توسط ایران به روسیه واگذار شده بود، به ترکیه بازگردانده شد. ترکیه در ۱۶ مارس ۱۹۲۱ پیمان مسکو (مسکو آنلاشماسی) را امضا کرد که بر اساس آن باتومی، آخیسکا، آخالکالاکی و آجارستان به روسیه واگذار شد. نخجوان به عنوان منطقهای خودمختار تحت حاکمیت آذربایجان قرار گرفت و بخش عمده آغبابا تحت کنترل روسیه باقی ماند. از دست دادن منطقه استراتژیک آغبابا ضربه شدیدی به ساکنان آن وارد کرد. طی یک سال مبادله جمعیت، دهها روستای آغبابا کاملاً تخلیه شد و صدها خانواده از بیش از سی روستا به ترکیه مهاجرت کردند.

بررسی نام و جایگاه بابک در کتیبه های ایلامی باروی تخت جمشید

بررسی نام و جایگاه بابک در کتیبه های ایلامی باروی تخت جمشید

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 75-122

محمد قره زاده شربیانی

چکیده وجود نام بابک در گل نوشته های ایلامی را نخستین بار دوست گرامی استاد مهدی حسنی اردبیللی با نگارنده در میان گذاشته و آدرس لوحه ها را جهت خوانش ارسال نمودند، در واقع این نام نیز همانند شکل هایی از سایر اسامی تمدن ایلامی( همانند "یاماکشید >جمشید ، زامسبا >جاماسب و ...  که بعدها وارد افسانه های عهد نگارش خدای نامه و اشعار فردوسی نیز شده اند که البته اسم بابک به هیچ عنوان وارد خدای نامه و اشعار شعرا نشده است ) وارد سیستم اسامی بعد از ایلامیان شده است. واژه بابک را در محل تلاقی عصر اشکانی و ساسانی در روایت " بابک "؛ عالم دینی حامی اردشیر بابکان که اردشیر را منتسب به او و به صورت             " اردشیر بابکان " آورده اند و نیز بابک سرداری در عصر ساسانی یاد           می توان مشاهده نمود که همگی نشان دهنده بقای آن تا عصر اشکانی و انتقال به ساسانی نیز بوده است .ما برآنیم که این نام نوعی لقب و جایگاه بوده و حتی تا عصر خلفای عباسی نیز رواج داشته است، چنانچه در داستان "بابک "سردار مخالف عباسیان در قرن دوم هجری و معاصر هارون و مأمون عباسی که نویسندگان دانشنامه اسالمی به نقل از مسعودی نام اصلی او را " حسن " ذکر کرده اند نیز برجسته گشته است .شخص دیگر مد نظر ما با نام "بای باک : بای بک " در متون عربی به قرن سوم هجری معاصر خلیفه چهاردهم عباسی» المهتدی باالله  فرزند الواثق بالله« است که این بابک به دست خلیفه کشته شده و در تاریخ به صورت "بایباک الترکی " نیز یاد شد که او در اصل از ترکان شرقی بوده در حقیقت بعدها استفاده از این واژه بجای کاربرد در جایگاه منصب ، به صورت نام مردان ادامه دار شده و به عصر ما نیز رسیده است. در واقع بابک خان عصر ایلامی نیزمنصب داری مهم بوده و بر امور نظارت داشته است در گل نوشته های مورد بحث شاهد  نگارش این اسم به دو صورت ik-ba-ula/Ba و ba-ula/Ba هستیم که واژه خانا : na-ka: به خان نیز به  آن چسبیده است و نشان از منصب دولتی او با توجه به اموراتی که اعم از تحویل گیری آذوقه و... دارد که تلاش نمودیم در ادامه هر دو نگارش میخی را در جدول شرح دهیم.  

اولین فولکلوریست آذربایجان – بابا کوهی باکوو ی

اولین فولکلوریست آذربایجان – بابا کوهی باکوو ی

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 80-106

علی شامیل

چکیده در آذربایجان در زمینه جمع آوری و انتشار متون فولکلور کارهای زیادی انجام شده است. با این حال، تحقیقات بسیار کمی در مورد اولین فولکلورهای ما و فعالیت های آنها انجام شده است. اگرچه در مورد خلاقیت های علمی و هنری باباکوهی باکوی تحقیقات گسترده ای صورت گرفته است، اما فعالیت فولکلور او به دلایلی نادیده گرفته شده است. با این حال بسیاری از آثار او را می توان اولین نمونه مطالعات فولکلور ما دانست. اگرچه این آثار به زبان عربی نوشته شده بود، اما بابا کوهی باکوی بصورت حرفه ای ، متون فولکلوریک را جمع آوری کرده، اطلاعات گسترده ای در مورد راویان ارائه می کرد و گاه نیز تاریخچه ای را که جمع آوری و نوشته بود نشان می داد. نمونه آن اثر «بدایة حال الحلاج » است که از آنجا درمی یابیم که بابا کوهی باکوی حقانیت متفکر بزرگ صوفی منصور حلاج (858-م921) را در حالی که در شهر بود، روایت کرده است. روایات گردآوری شده توسط بابا کوهی باکوی اولین و حتی بسیار ارزشمند در عالم علم درباره منصور حلاج به شمار می رود. این اثر از منظر تاریخ فولکلور ما ارزشمند است زیرا نکاتی در مورد اینکه توسط چه کسی، کجا و چه زمانی جمع آوری شده است وجود دارد.

پیمان نامه سومر و ایلام

پیمان نامه سومر و ایلام

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 80-104

مهدی حسنی(اردبیللی)، محمد قره زاده شربیانی

چکیده در خوانش پرفسور هایز، متن سومری را به‌عنوان وقف‌نامه‌ای مذهبی برای خدای Meslamtaea و زندگی شاه شولگی تفسیر نموده که ما آن را شاه/خدای ساکن ایلام خواندیم. وی شولگی را شاه اور، کیلولا را مقام رسمی سومری و مهر را به‌عنوان ابزار نیایش آورده و ساختار متن را آیینی، سلسله‌مراتبی و در خدمت تثبیت سلطنت نشان داده بود ولی ما در خوانش جدید با رویکرد نشانه‌ شناسانه، اسطوره محور و زمینه‌محور، متن را به سندی سیاسی میان دو قدرت بازخوانی نمودیم. شخصیت‌های تازه ای چون آزیتا (شاه ایلام)، گوینده ایلامی و شخص نویسنده لوح که کیلولا را زیبا و پسر مقام تقسیم کننده سهم ها وآشنای خود با لفط تانوگوم آورده راوی بوده و به تقسیم شدن نسخه هایی از لوح توسط کیلولا اشاره نموده وافعال نیز از حالت نیایشی خارج شده و به کنش‌های سیاسی بدل  شده اند   .با توجه ترتیب نام‌ها در متن که با نام شاه ایلام شروع می شود، نشان‌دهنده انتقال لوح به ایلام و مالکیت نهایی آن است ولی از طرفی چون لوح با زبان سومری نوشته شده، پس برتری سیاسی سومر در همان ابتدا مشخص است. گوینده، که کیلولا را «آشنای من» خطاب می‌کند، به‌احتمال زیاد ایلامی بوده و در حال ثبت اطاعت از فرمان شولگی می باشد و چنانچه به طبعیت از دستور وی به زنده نگه‌داشتن فردی که شاه سومر بخشیده بوده اشاره نموده می نماید. در واقع این رفتار، نشانه‌ای از احترام سیاسی و پذیرش اقتدار طرف مقابل است، چون از نظر تاریخی، در عهد شولگی، سومر قدرت ‌مندترین نیروی منطقه بوده و شولگی خود را شاه چهارگوشه جهان که ایلام هم بخشی از آن بوده می نامیده است. بنابراین متن لوح با این واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد و در واقع ایلامی‌ها به سرکردگی پادشاه خود به لاگاش آمده، مهر را دریافت نموده و فرمان را اطاعت کرده‌اند، ولی نه از سر برتری، بلکه از سر دیپلماسی و تثبیت رابطه سند را با نام شاه خود ثبت نموده و به ایلام برده اند.[1] در مجموع، این متن نه فقط یک وقف‌نامه مذهبی، بلکه سندی چندلایه است که در خوانش دوم، لایه‌های سیاسی، دیوانی، و انسانی آن آشکار می‌شود. کیلولا، مقام سومری، در مرکز این تعامل ایستاده؛ و لوح، گواهی‌ست بر لحظه‌ای که قدرت، احترام متقابل سیاسی در پیمان نامه ها، و شناخت متقابل  که در دل خطوط میخی ثبت شده‌اند.
[1] - ولی دقت گردد لوح کنونی لوح قرائت شده، در واقع همان نسخه نگه داری شده در قلمرو سومر است که در جنوب عراق امروزی کشف شده است  

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 85-98

محمدحسن پدرام

چکیده نام‌های جغرافیایی بازگوکننده هویت فرهنگی و طبیعی ملل روی زمینند که اغلب به دور از امیال سیاسی و اجتماعی پدید آمده و در حقیقت زاییده فطرت انسان‌ها می‌باشند. نام‌های جغرافیایی ریشه در فرهنگ و زبان ملل ساکن در واحدهای مختلف جغرافیایی دارند و به منزله سند هویت و شناسنامه اقوام مختلف محسوب می‌شوند. رضاشاه بعد از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی به قدری در محو و نابودی نام و آثار باقی‌مانده از سلسله قاجاریه و سایر آثار باقی‌مانده از گذشتگان افراط به خرج داد که حتی اعتراض یحیی دولت‌آبادی را نیز که خود در روی کار آمدن سلسله پهلوی نقش داشت برانگیخت. زیرا طبق نقشه و طرح تئوریسین‌های رضاشاه قرار بود نام آثار تاریخی، کاخ‌ها، شهرها، دهات، کوه‌ها، رودخانه‌ها، جنگل‌ها و سایره را که نام غیرفارسی داشتند، دوباره نامگذاری کنند. تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان از سال 1316 لغایت 1385 هجری شمسی را به نقل از کتاب‌های: «سرگذشت تقسیمات کشوری ایران»(5) و «فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجان‌شرقی» و «واژه‌های برابر فرهنگستان ایران» (6) نقل می‌کنیم.

«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته‌دیم!» احمد آغااوغلونون مدینۀ فاضله‌سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله‌لیکدن قورتولوش پروسئسی‌نین تحلیلی

«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته‌دیم!» احمد آغااوغلونون مدینۀ فاضله‌سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله‌لیکدن قورتولوش پروسئسی‌نین تحلیلی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 86-119

میلاد تیموری

چکیده این مقاله به تحلیل اثر احمد آقااوغلو با عنوان «در سرزمین انسان‌های آزاد» می‌پردازد که در آن مفاهیمی چون آزادی و رهایی از بردگی ذهنی بررسی شده‌اند. آقااوغلو اتوپیای خود را بر پایه‌ی دیالکتیک آزادی و بردگی بنا نهاده و فلسفه‌ی آزادی خود را بر این مبنا تبیین و ترویج نموده است. در این اثر، مفاهیمی چون هویت، آزادی، عدالت، اخلاق و حقوق بشر در مقایسه با تجربیات تاریخی ترک‌ها به شکلی تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. آقااوغلو در این اثر اتوپیایی، جامعه‌ای آرمانی را ترسیم می‌کند که در آن ارزش‌های شرقی و غربی با هم ترکیب شده‌اند. او بر نقش اخلاقیات فردی (همچون صداقت، شجاعت، و فداکاری) در ایجاد یک نظم اجتماعی عادلانه تاکید دارد. این اثر نه تنها بازتاب‌دهنده‌‎ی آرمان‌های روشنفکری دوره‌ی گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه است، بلکه امروزه نیز به عنوان متنی انتقادی علیه استبداد و بیانیه‌ای در دفاع از آزادی و دموکراسی مورد توجه است. در تحلیل این اثر، به‌منظور تقویت چارچوب نظری و درک بهتر دیدگاه‌های آقااوغلو، در مواقع لزوم به نقدهای پژوهشگران مختلف درباره‌ی این اثر و همچنین به دیگر آثار نویسنده، از جمله «سه تمدن»، استناد شده است.*****
بو مقاله احمد آغااوغلونون «آزاد اینسانلارین اؤلکه‌سینده» اثرینین تحلیلینه اختصاص وئریلمیشدیر کی، بو اثرده آزادلیق و ذهنی کؤله‌لیکدن قورتولوش کیمی مفاهیم بحث اولونموشدور. آغااوغلو اؤز اتوپیاسینی آزادلیق و کؤله‌لیک دیالکتیکی اساسیندا قورموش و فلسفه‌ی آزادلیغینی بونا گؤره تشریح و تبلیغ ائتمیشدیر. بو اثرده، هویت، آزادلیق، عدالت، اخلاق و اینسان حاقلاری کیمی مفاهیم تاریخی تورک تجربه‌لری ایله موقایسه‌لی شکیلده تحلیل اولونموشدور. آغااوغلو بو اتوپیک اثریده شرق و غرب دئیَرلرینی بیرلشدیرن آرمان بیر جامعه تصویر ائدیر. او، عدالتلی بیر اجتماعی نظارین یارانماسیندا فردی اخلاقیاتین (دوروستلوک، جسارت و فداکارلیق کیمی) رولونون اوزرینه دَییر چکیر. بو اثر نه‌جه عثمانلی ایمپیراتورلوغوندان تورکیه جومهوریتینه کئچید دؤورونون اینتیلجوئل آرمانلارینی اکس ائتدیریر، بلکه بوگون ده استبدادا قارشی تنقیدی بیر متن و آزادلیق و دموکراسی دفعه‌سینده بیر بیاننامه کیمی اهمیتینی قورویور. بو اثرین تحلیلنده، نظری چرچیوه‌نی گوجلندیرمک و آغااوغلونون گؤروشلرینی دها یاخشی آنلاماق مقصدیله، لازیم اولدوغو حاللاردا موختلیف آراشدیرماچیلارین بو اثرله باغلی تنقیدلرینه و همینده مؤلیفین «اوچ مدنیت» کیمی دیگر اثرلرینه ایستیناد ائدیلمیشدیر.

<span dir=RTL lang=FA>وطن پرستی سناریونویس</span>

وطن پرستی سناریونویس

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 88-97

عباسعلی احمداوغلو

چکیده این نوشتار به تحلیل فیلم پیشگامانهٔ «آتابای» می‌پردازد؛ اثری از هادی حجازی‌فر، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر آذربایجانی اهل خوی. داستان آتابای و خواهرزاده‌اش، آیدین، بستری است برای بررسی مفاهیمی چون وطن، هویت ملی، تبعیض زبانی، زخم‌های نسل‌ها و سراب عشق. فیلم چالش‌های اجتماعی و فرهنگی ترک‌های آذربایجان را بازتاب می‌دهد؛ از جمله تبعیض، از دست‌رفتن میراث فرهنگی و فاجعهٔ خشک‌شدن دریاچهٔ ارومیه. نمادهایی مانند تعقیب کیسهٔ پلاستیکی توسط آتابای که «باد آن را تا آسمان می‌برد» و تلفظ نادرست نام «آیدین» نشان‌دهندهٔ بیگانگی فرهنگی هستند. این مقاله همچنین به فیلم‌برداری، معماری و فولکلور آذربایجانی در فیلم و پارادوکس‌های هویتی شخصیت‌ها می‌پردازد. در نهایت، «آتابای» به‌عنوان اثری پست‌مدرن و واقع‌گرا معرفی می‌شود که از دلِ اندیشهٔ هویت ملی برآمده و زیبایی و تراژدی وطن را هم‌زمان به تصویر می‌کشد.

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 94-134

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده آذربایجان ۶جی یوزیلده گؤی‌تورکلرین باتی بؤلگه‌لری ایچینده یئر آلیر. بو زامان آذربایجاندا کنفدراسیون کیمی بیری-بیری‌نین یانیندا یاشایان تورک بویلاری: هونلار، سابیرلر، قیپچاقلار، پئچئنئق‌لر، آوارلار، خزرلر و اوغوزلار موجود-ایدی. بونلارین ایچیندن گؤی‌تورکلره داها یاخین اولان بوی خزرلریدی. اونلار تاریخ بویو هونلارلا ایش‌بیرلیک‌لر ائتمیش، گؤی‌تورکلر ضعیفله‌دیگی زامان خزرلر باشا کئچیرلر و گؤی‌تورکلرین یئرینی آلیرلار. اونلارین دیلی تورکجه اولاراق حکومت بایراغینی اوجا ساخلاییرلار. اونلار باشقا قبیله‌لرله دوزگون داورانیب، عینی حالدا بیر سیرا قبیله‌لری -بولقارلار، ماجارلاری- سیخینتی آلتینا آلاراق آذربایجاندان کؤچمه‌لرینه سبب اولورلار. اؤزلری ده باشقا قبیله‌لر طرفیندن سیخینتی‌یا دوچار اولوب، عربلرین کسیلمز ساواشلارینا گؤره آذربایجاندان اوزاقلاشما مجبوریتینده اولورلار. خزر دنیزی اونلارین آدینا قویولموشدو. اونلارین خزر دنیزی‌ایله قارادنیز آراسیندا یاشایاراق بؤلگه‌لری آذربایجانا قدر اوزانمیشدیر؛ آنجاق دفعه‌لرله عرب قوشونویلا آذربایجاندا توققوشوب، ساواشی گاه اودوب، گاهدان دا اودوزموشلار: بونونلا بئله نئچه اون‌ایللیکلر آذربایجاندان(قاراباغ-اردبیل‌دن) توتوب موصل‌ه قدر استیلالارینی ساخلامیشلار. خزرلر آذربایجان تورکجه‌سی‌نین عیارلانماسیندا و یازی دیلی‌نین زنگینلشمه‌سینده بؤیوک ائتکی‌لر بیراخمیشلار. کئچمیشده خزرلردن اثر قالماییب سؤیلنسه ده، بوگون خزرلرین موزه‌لرده سرگیله‌نن قیزیل، گوموش بزک آلت‌لری، قاب-قاجاقلاری، اکینچی‌لیک آلت‌لری و حیوان بسله‌مک وسائلی گؤز قاباغیندادیر. هابئله چوخلو عمارتلر و معمارلیق نمونه‌لری ده اوزه چیخمیشدیر. بیر زامانلار خزرلردن هئچ بیر اثر قالماییب دئین‌لر بوگون یازیلی اثرلرین خزینه‌سی قارشیندا حیرتده قالیرلار. نئچه-نئچه ۱۰۰مین سؤزجویه مالیک اولان خزرلرین نئچه بؤیوک حجمده یازیلی کتابلاری: داستانلار، دوعالار و مکتوبلاری الیمیزده دیر. بورادا خزرلرین تاریخی‌ایله برابر اونلارین ادبی اثرلرینین ده تانیتیمینی اوخویاجاقسانیز. مقاله کتابخانا آختاریشلاری سویّه‌سینده داوام ائده‌رک عالیملرین اثرلریندن یارارلانمیشدیر.

<span lang=RU>TÜRKOLOJİ QURULTAY: TƏRƏNNÜMÜN ARXA PLANI</span> <span dir=RTL lang=AR-SA>پ<span>شت صحنه قورولتای ترکشناسی باکو</span></span>

TÜRKOLOJİ QURULTAY: TƏRƏNNÜMÜN ARXA PLANI پشت صحنه قورولتای ترکشناسی باکو

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 98-137

علی شامیل

چکیده یکصد سال از برگزاری نخستین قورولتای ترک‌شناسی می‌گذرد که از ۲۶ فوریه تا ۶ مارس ۱۹۲۶ در باکو برگزار شد. در طول روزهای برگزاری قورولتای و نیز در سال‌های پس از آن، نه تنها در جمهوری آذربایجان، بلکه در اتحاد جماهیر شوروی سابق، ترکیه، ایران و سایر کشورها صدها مقاله و ده‌ها کتاب در این زمینه به چاپ رسیده است. در رادیو و تلویزیون بسیار سخن گفته شده و توجه و عنایت به توسعه فرهنگی اقوام ترک مورد ستایش قرار گرفته است. به‌اصطلاح، در نوشته‌ها، برنامه‌ها و پژوهش‌ها، وجوه آشکار و نمایان قورولتای برجسته شده است. اعدام نمایندگان نخستین قورولتای ترک‌شناسی در سال ۱۹۳۷ با اتهام‌های ملی‌گرایی و تبلیغات ضدشوروی و نامیدن آنان به عنوان «دشمن خلق»، باعث شد که ماهیت واقعی وقایع در تاریکی بماند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بخشی از اسنادی که در آرشیوها به صورت محرمانه نگهداری می‌شد، از حالت «محرمانه» خارج شد و پژوهشگرانی که از این فرصت بهره بردند، کوشیدند اهداف واقعی دولت‌های استعماری را در برگزاری قورولتای آشکار سازند. در میان بخشی از پژوهشگران نسل جدید، این نظر شکل گرفته است که دستگاه‌های امنیتی شوروی برای شناسایی و حذف افراد ملی‌گرا و میهن‌پرست، زمینه‌سازی برگزاری نخستین قورولتای ترک‌شناسی را فراهم کرده‌اند. با دقت در تاریخ دویست سال اخیر، روشن می‌شود که قورولتای ترک‌شناسی صرفاً برای نابودی روشنفکران اقوام ترک برگزار نشده بود. این قورولتای بخشی از سیاست همسان‌سازی (ذوب‌سازی) استعمارگران روسیه بوده است. روسیه تزاری برای مسیحی‌سازی و همسان‌سازی مردمان تحت سلطه خود، سیاستی پنهان و نرم را دنبال می‌کرد. شوروی‌ها سیاست ذوب‌سازی مردمان تحت سلطه دولت تزاری را در پوشش بین‌الملل‌گرایی ادامه دادند. اگرچه وعده می‌داد که ملت‌ها را از اسارت نجات خواهد داد، اما در عمل شکل سیاست ذوب‌سازی استعمارگر را تغییر داد. او پس از تکه‌تکه کردن ملت‌ها به گروه‌های کوچک، برنامه‌ریزی کرد تا زبان، فرهنگ و تاریخ آنان را به فراموشی سپرده و روسی‌سازی کند. اسناد موجود در آرشیو حزب کمونیست آذربایجان و سرویس امنیت ملی جمهوری آذربایجان نشان داد که به دلیل وجود مأموران - خبرچین‌های کافی کمیته امنیت دولتی (KGB) در قورولتای، دستگیری‌ها دو روز پس از گردهمایی آغاز شد. نخستین بازداشت‌شدگان، دانشگاهیان و سیاستمدارانی نبودند که به عنوان نماینده در قورولتای شرکت کرده بودند، بلکه اعضای کادر فنی بودند. به‌طوری که در ۸ مارس، علی یوسف‌زاده، دبیر علمی کمیته سازماندهی قورولتای و یکی از جوانانی که جمهوری آذربایجان برای تحصیل به خارج از کشور فرستاده بود - که در مدرسه عالی علوم سیاسی فرانسه تحصیل کرده و به وطن بازگشته بود - دستگیر شد و در ۱۱ مارس، احمد حاجین‌سکی و داداش حسن‌اف، رهبران حزب مساوات که به صورت مخفیانه فعالیت می‌کرد، دستگیر شدند. بازداشت‌شدگان نزدیک به سه ماه بازجویی شدند و اطلاعاتی درباره اینکه فهرست دعوت‌شدگان به قورولتای توسط چه کسانی تهیه شده، گفتگوهای خارج از گردهمایی و اطلاعاتی درباره نمایندگان و شرکت‌کنندگان به دست آمد. کسانی که در بازجویی اولیه نامشان ذکر شد، به شدت مجازات شدند و از اطلاعات به‌دست‌آمده از آنان استفاده گردید و در سال ۱۹۳۷ بسیاری از نمایندگان و شرکت‌کنندگان قورولتای ساکن در اتحاد جماهیر شوروی نابود شدند. 1926-cı ilin fevralın 26-dan martın 6-dək Bakıda keçirilən Birinci Türkoloji Qurultaydan yüz il ötür. İstər qurultay günlərində, istərsə də sonrakı illərdə yalnız Azərbaycanda deyil, keçmiş Sovetlər Birliyində, Türkiyədə, İranda və başqa ölkələrdə mövzu ilə bağlı yüzlərlə məqalə, onlarca kitab çap olunmuşdur. Radio və televiziyada çox danışılmış, Türk xalqlarının mədəni inkişafına göstərilən qayğı və diqqət tərənnüm olunmuşdur. Necə deyərlər, yazılarda, verilişlərdə, araşdırmalarda qurultayın görünən tərəfləri qabardılmışdır. Birinci Türkoloji Qurultayın nümayəndələrinin 1937-ci ildə millətçilikdə, antisovet təbliğatında suçlanaraq “xalq düşməni” adlandırılıb güllələnməsi hadisələrin əsl mahiyyətinin qaranlıqda qalmasına səbəb olmuşdur. Sovetlər Birliyinin çöküşündən sonra arxivlərdə gizli saxlanılan sənədlərin bir qisminin üzərindəki “məxfi”lik götürülmüş, bundan yararlanan araşdırıcılar qurultayın keçirilməsində müstəmləkəçi dövlətlərin əsl məqsədlərini ortaya qoymağa çalışmışlar. Yeni nəsil araşdırıcılarının bir qismində belə bir fikir yaranmışdır ki, Sovet xüsusi xidmət orqanları millətçi, vətənpərvər insanları müəyyənləşdirmək və onları aradan götürmək üçün Birinci Türkoloji Qurultayın keçirilməsinə şərait yaradıb. Son 200 ilin tarixini diqqətlə göz önünə sərdikdə aydın olur ki, Türkoloji Qurultay sadəcə Türk xalqlarının aydınlarını məhv etmək üçün keçirilməmişdi. Bu qurultay Rusiya müstəmləkəçilərinin assimilə (əritmə) siyasətinin bir parçası olmuşdur. Çar Rusiyası əsarətdə saxladığı xalqları xristianlaşdırmaq, assimilə etmək üçün gizli və yumşaq siyasət yeridirdi. Sovetlər çar hökumətinin əsarət altında saxladığı xalqları əritmək siyasətini beynəlmiləlçilik adı altında davam etdirdi. Xalqları əsarətdən xilas edəcəyini vəd etsə də əməldə müstəmləkəçinin əritmə siyasətinin formasını dəyişdi. O, xalqları kiçik qruplara parçaladıqdan sonra, onların dilini, mədəniyyətini, tarixini unutdurub ruslaşdırmağı planlaşdırdı. Azərbaycan Kommunist Partiyasının və Azərbaycan Milli Təhlükəsizlik Xidmətinin arxivindəki sənədlər onu göstərdi ki, qurultayda KQB-nin yetərincə agenti - informatoru olduğuna görə toplantıdan iki gün sonra həbslər başlanmışdır. İlk həbs edilənlər qurultayda nümayəndə kimi iştirak etmiş elm adamları və siyasətçilər deyil, texniki heyətin üzvləri olub. Belə ki, martın 8-də qurultayın Təşkilat Komitəsinin elmi katibi, Azərbaycan Cümhuriyyətinin xarici ölkələrə təhsil almağa göndərdiyi gənclərdən biri - Fransadakı Ali Siyasi Məktəbdə təhsil alıb vətənə dönmüş Əli Yusifzadə idisə, martın 11-də həbs edilən gizli fəaliyyət göstərən Müsavat Partiyasının rəhbərləri Əhməd Hacınski və Dadaş Həsənov idi. Həbs edilənlər üç aya yaxın dindirilərək, qurultaya dəvət edilənlərin siyahısının kimlər tərəfindən hazırlanması, toplantıdan kənarda gedən söhbətlər, nümayəndələr və iştirakçılar haqqında məlumat əldə edilmişdir. İlk istintaqda adı çəkilənlər sərt cəzalandırılmış, onlardan əldə edilən bilgilərdən istifadə edilmiş, 1937-ci ildə Sovetlər Birliyində yaşayan qurultay nümayəndələri və iştirakçılarının çoxu məhv edilmişdir.

ویژگی های رهبری طغرل بیگ

ویژگی های رهبری طغرل بیگ

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 99-113

عزت الله ذکی، مصطفی آققوش

چکیده سلاطین سلجوقی شخصیت های برجسته ای بودند که در قرن یازدهم میلادی دولت بزرگ سلجوقی را با مرکزیت خراسان پایه گذاری کردند. آنها به لطف توانایی های دینی، سیاسی و نظامی خود به عنوان پرچمداران جهان اسلام خدمت کردند. طغرل بیگ، اولین سلطان دولت سلجوقی، با نجات خلافت عباسی، که پس از محمود غزنوی تحت سلطه آل بویه قرار گرفته بود، قلب مسلمانان را به دست آورد. طغرل بیگ که مرزهای خود را از ماوراءالنهر تا آناتولی گسترش داد، با رفتن به فتوحات غرب که او را سیب سرخ (قیزیل آلما)  خود می‌دید، شعار اسلامی و آرمان حاکمیت ترک بر جهان را تقویت کرد. طغرل بیگ که شخصیتی ممتاز با دین، بااخلاق و باعدالت بود در چهل سالگی اولین سلطان دولت بزرگ سلجوقیان شد. نام عربی او محمد و نام ترکی او طغرل بیگ بوده بین سالهای 1040 م تا  1063 م به مدت 23 سال سلطنت کرد. پدرش میکائیل پسر سلجوق بیگ است. نام مادرش مشخص نیست. تخمین زده می شود که طغرل بیگ که حدود هفتاد سال عمر کرده است در سال 385 ه 995 م به دنیا آمده باشد. هویت کامل طغرل بیگ، متوفی 455 ه  1063م، در منابع اصلی تاریخی به عنوان سلطان رکن الدین ابوطالب طغرل بیگ  محمد بن میکائیل بن سلجوق ذکر شده است.

میللی حوکومت دوورو مطبوعات تاریخیمیزدن یارپاقلار: شفق درگی سی « علمی ، ادبی و بدیعی آیلیق مجله »

میللی حوکومت دوورو مطبوعات تاریخیمیزدن یارپاقلار: شفق درگی سی « علمی ، ادبی و بدیعی آیلیق مجله »

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 105-121

رضا همراز

چکیده یکی از نشریاتی که در دوره حکومت یکساله آذربایجان در سال 1324-1325 در تبریز منتشر می شد نشریه شفق بود که در آن شاعران، منقدین، هنرمندان و نویسندگان دوسوی آذربایجان نیز معرفی می شدند. این مجله ارگان رسمی جمعیت دوستی فرهنگی شعبه تبریز جمعیت ایران با اتحاد شوروی بود. در این مقاله برای اولین بار مقالات و نویسندگان شماره های این نشریه معرفی می گردد.

بخشی از خاطرات منتشر نشده احمد برادران آهنگری نماینده مردم سلماس در مجلس آذربایجان سال 1324 ش

بخشی از خاطرات منتشر نشده احمد برادران آهنگری نماینده مردم سلماس در مجلس آذربایجان سال 1324 ش

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 107-130

رضا همراز

چکیده پس از اشغال ایران توسط قوای شوروی و انگلیس در شهریور 1329 و سپس تبعید رضاشاه نیروهای سیاسی فعال شده و در شهریور 1324 ش در آذربایجان حزبی به نام حزب دموکرات را ایجاد کردند. هدف این حزب احیا اصول مشروطیت از جمله اصل « انجمنهای ایالتی و ولایتی » بود که توسط رضاشاه لغو شده بود. براساس اصول مشروطیت، انتخابات مجلس ملی آذربایجان انجام و از حوزه سلماس شخصی به نام احمد برادران آهنگری انتخاب گردید که این خاطرات بخشی از نوشته های وی می باشد.

چوب فدرالیسم و تکاپوی غوغاسالاران

چوب فدرالیسم و تکاپوی غوغاسالاران

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 114-181

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       طرح موضوع واگذاری اختیارات بیشتر به استانداران در جلسۀ شورای اداری پنجم دی ماه 1403 از سوی معاون اوّل رئیس جمهور و سپس تأکید بر موضوع از سوی رئیس جمهور، رئیس مجلس و برخی مقامات دیگر کشوری در زمرۀ اتّفاقات مهم و پر سر و صدای ماه­های اخیر بود. با وجود اینکه در صحبت­های مقامات مذکور نامی از فدرالیسم به میان نیامد، لیکن گروهی از فعالان سیاسی، اساتید دانشگاه، روزنامه­نگاران و صاحب­نظران این گفته را به فدرالیسم تأویل کرده و به اظهار نظر پیرامون موضوع پرداختند.       با صرف نظر از جدی بودن یا نبودن و قابلیّت اجرائی داشتن یا نداشتن طرح؛ گروهی این رویکرد را مثبت ارزیابی کرده و بر تناسب آن با ساختار جغرافیای انسانی ایران تأکید کرده و آن را راه حلی برای گریز از ناکارآمدی نظام اداری سنگین و فاقد انعطاف ایران دانستند. گروهی دیگر نیز با تندی و عصبیت خاصی به این طرح تاختند و طراحان آن را به جهل، بی­سوادی، مسئولیت­نشناسی و بی­توجهی به شرایط خاص ایران متهم کردند. مخالفین طرح عمدتاً در زمرۀ پیروان تندرو پان­فارسیسم قرار داشتند و به روال همیشه به این موضوع نیز از دریچۀ منافع و هزمونی قوم پارس و در کنار آن ترکی­ستیزی نگریستند.       با وجود اینکه طرح پیشنهادی مذکور شامل همۀ ایالات می­شد، لکن انگشت اتهام و حملۀ آنها عمدتاً به سمت آذربایجان و ترک ایرانی نشانه رفت و منتقدان به سبک ادبیات صد سال اخیر پان­فارسیست­های ایرانی تمرکززدایی یا فدرالیسم را به عنوان عاملی برای تقویت واگرایی و فرصت دادن به نیروهای گریز از مرکز تفسیر کردند. موضوع این نوشتار بررسی، تحلیل و پاسخ­گویی به اظهارات مخالفان تمرکززدایی، یا اعطای اختیارات اجرائی بیشتر به استان­ها می­باشد. اظهارات مورد اشارۀ مخالفان در دو نشریۀ «مانتره» ارگان کانون ایران­شناسی دانشگاه تهران و هفته­نامۀ «تجارت فردا» درج گشته­است.

سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره‌ی آنان

سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره‌ی آنان

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 120-165

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده دوره­ی سلجوقیان دوران طلایی تمدن تورکی(ایران) – اسلامی است زیرا سلجوقیان توانستند در کشوری وسیع و قدرتمند، نظم و امنیت برقرار کرده و تغییر و تحولی پدید آورند و خشونت و کشتارهای جمعی را به حداقل خود برسانند؛ هرچند که رقابت­های درون دربار همچنان وجود داشته است. تأمین رفاه مردم، تشویق عالمان، صنعتگران، هنرمندان و شاعران نشانگر قدرت و توانمندی این سلسله در اداره‌ی کشور شمرده می‌شود. آثاری که از سلجوقیان تا زمان ما باقی مانده است بیش از صدهاست در حالی‌که در صد سال گذشته شاید تعداد انگشت‌شماری عمارت و بنایی ساخته شده است که بتواند هزار سال بعد اثری از آنها باقی بماند.  امروز مساجد، مدارس، پلها و کاروانسراها و... از آثار سلجوقیان همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. دربار آنان مرکز تجمع عالمان، اندیشمندان و هنرمندان بود و صدها تن به فعالیتهای علمی – ادبی و هنری می‌پرداختند. علوم مختلف زمان: طب، نجوم، فلسفه و حکمت، ریاضیات، طبیعیات، شرعیات رونق گرفته و صدها کتاب نوشته شد. شهرها آباد می‌شد و پیشه‌وری و کشاورزی رونق می‌یافت. صنعتگران به تولید و صنعت پرداخته و مایحتاج مردم را تامین می‌کردند. دوران طلائی ایران و اسلام با نام سلجوقیان پیوند خورده است. اصول اصلی هنر معماری، خطاطی، نقاشی، موسیقی، هنر و ادبیات تدوین و تثبیت گردید و هنر سلجوقی امروز همچون مانیفستی در انواع گوناگون هنر بعنوان اصول هنر اسلامی در تمام جهان ساری و جاری است. با آغاز سلسله‌ی پهلوی تاریخ ایران با روندی متفاوت روبرو شد؛ جعل و تحریف تاریخ به نفع یک سلسله‌ی برآمده توسط انگلیس آغاز شد. تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه زیر پا نهاده شد و بدستور انگلیس و بوسیله‌ی ۷ ماسون و دست نشاندگان آنان، تاریخ ما ایرانیان مورد تحریف قرار گرفت و جعل تاریخ ایران به نفع یک قوم و علیه دیگران (غیرفارس‌ها) در برنامه نهاده شد. عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی باب شد. این دست‌نشاندگان غرب، ترکان را مهاجم، مهاجر و وحشی معرفی کردند. آنان حتی با ۵ دقیقه آموزش زبان ترکی مخالفت کردند. تمام مطالب کتابهای درسی با این سیاستها نوشته شد. امروز برای حل مسأله راهی جز این نیست که این کتابها از مدارس جمع گردد و تاریخ واقعی مردم ایران به دانش آموزان آموخته شود. این مقاله نشان دادن برخی از دروغهای این مورخان تحریفگر و جعّال را برملا خواهد کرد. همچنین اشاره‌ای به ادبیات ترکی در این بازه‌ی زمانی خواهد داشت.

پایتخت: مظهر مدنیت و قدرت؛ با بررسی موردی «تبریز»

پایتخت: مظهر مدنیت و قدرت؛ با بررسی موردی «تبریز»

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 122-150

رسول داغسر

چکیده تمدن و پایتخت به عنوان یکی از تجلی‏گاه‏های آن همواره مورد بحث و بررسی تاریخ‏پژوهان، جامعه‏شناسان و حتی معماران و سیاست‏مداران بوده است و کشور ما ایران به عنوان یکی از گهواره‏های اساسی مدنیت بشری در همین راستا همواره زیر ذره‏بین قرار داشته است. تمدن کلمه‏ای سحرآمیز و جذاب است به گونه‏ای که هر ملت و قومی تمایل ویژه‏ای به تصاحب برخی از جلوه‏های آن بویژه مواردی که در جغرافیای کنونی زندگی آنها کشف می‏شوند نشان می‏دهند و موضوع اغلب بیش از آنکه در مجرای تاریخی خود پیش برود، قربانی امیال سیاسی می‏شود. نیز در همین راستا برخی مناطق جغرافیایی و شهرها به سبب سرگذشتی که در جریان تکوین تمدن داشته است حائز اهمیت خاص می‏شوند. در این مقاله سعی شده است به وجهه‏های اجتماعی-مدنی جغرافیای ایران کنونی در حد وسع پرداخته و حداقل اذهان سوگیرشده را دعوت به نگاه از پنجره‏ای دیگر بنماییم. نگاه نگارنده به موضوع اختلاطی از تاریخ، جغرافیا و سیاست یا به قول معاصران با تاکید بر وجوه ژئوپلتیک کشور ایران می‏باشد و سعی شده است کل موضوع از این منظر بررسی شود و به سوالاتی همچون؛ «1- عامل اصلی در طول دوره حاکمیت دولتهای حاکم بر ایران چه بوده است؟ و نقش پایتخت در این میان چه بوده است؟ چرا پایتختهای ایران متوالیا تغییر یافته است؟ 2- عوامل موثر در انتخاب تبریز به عنوان پایتخت یا انتقال کرسی از آن به شهرهای دیگر چه بوده است؟ 3- نقش پایتختی تبریز در برخی خصایل اخلاقی و روحی مردم آن چه نقشی داشته است؟ و آیا وجوه مثبت و پایداری از آن در زمان حال قابل مشاهده است؟  4- تبریز در چه شرایطی می‏تواند مجددا حامل کرسی پایتخت شود؟» پاسخ داده شود یا خواننده را در جهت شکل‏گیری تصویری قابل قبول در آن مسیر رهنمون شود.

بیجار، قروه ، تغییر بافت جمعیتی و تغییر هویت

بیجار، قروه ، تغییر بافت جمعیتی و تغییر هویت

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 123-156

خلیل مختاری نیا

چکیده       تغییر و محو تدریجی هویت زبانی و فرهنگی ملل و اقوام از طریق تغییر بافت جمعیتی از چالش ها و آسیب های عمده جوامع بشری در طول تاریخ بوده و هست؛ خواه این تغییرات و محو تدریجی به صورت جبری و تحمیلی صورت گرفته باشد خواه به صورت نرم و در قالب تهاجم فرهنگی و هجوم جمعیتی؛ در هر دو حالت و در طولانی مدت و در صورت بی توجهی و بی تفاوتی، به محو هویت زبانی و فرهنگی جوامع مغلوب، محکوم و مورد هجمه مهاجران؛ منجر خواهد شد. بارزترین مثال معاصر از تأثیر تغییرات بافت جمعیتی در تغییر و محو تدریجی زبان و فرهنگ جامعه ای ، انتقال اکراد و افاغنه و اسکان و اقامت دائمی آنان در شهرهای غربی آذربایجان و شرق و مرکز فلات ایران می باشد که امروز بعینه و به صورت محسوس شاهد عوارض ناشی از آن هستیم چیزی که طی یکصد سال گذشته و به صورت اعم در جغرافیای موسوم به ایران و به صورت اخص در غرب آذربایجان و در محدوده ی مورد تحقیق مقاله پیش رو ( جغرافیای شهرستان های بیجار گروس، قروه و شهرهای تابعه ) مرسوم بوده و است.       تحلیل علل، نحوه و سیاست های تغییر بافت جمعیتی و به تبع آن تغییرات زبانی و فرهنگی شهرستان های مورد مطالعه در بازه زمانی یکصدسال گذشته با استناد و اتکای به منابع معتبر تاریخی منجمله" فرهنگ جغرافیای ملی تُرکان ایرانزمین اثر دکتر محمود پناهیان"  و " جغرافیای ناحیه ای بیجار گروس و قروه و دیواندره اثر فرج اله محمودی" و کتاب " تحولات گروس در جریان جنگ جهانی اول" تألیف محمد مریوانی و دیگر کُتُب و مستندات تاریخی و گزارشات جراید و مطبوعات انعکاس دهنده اخبار و حواشی مهاجرت آواره گان، صورت می گیرد.