این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 109
نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 131-149

مهدی حسنی

چکیده باور تقدس و توتمی برای گرگ درنزد ترکان امری است که از دیرباز مطرح بوده و درواقع این سنت در بین تمام ملل رایج است، چنانچه میرچا  الیاده  اسطوره پژوه نامی  معتقد است؛  بعد از یک نابودی نژادی، این یک حیوان مرتبط با ماه است که در نقش " نیای اعظم قوم " ظاهر شده و آن  را  دوباره احیا می کند   که این امر برای گرگ ماده " آسنا : آشینا  " در نزد ترکان  اتفاق افتاده است و در واقع   این نام به عنوان یکی از اسامی مرتبط با گرگ و ماه در اسطوره ترکان وارد شده است.  پرداختن به موضوع دیرینگی گرگ در آذربایجان امری است که از چند دریچه  کشفیات باستانشناسی، جاینام ها،  اسامی خاص، آثار ادبیو فولکلور قابل بررسی می باشد که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 135-152

سارا شهلایی

چکیده تعامل میان داستانها، موسیقی و ترانهها در فرهنگ موسیقایی آذربایجان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. این مقاله به بررسی ارتباط متقابل این عناصر و تقویت دوجانبه آنها میپردازد. هدف ما تحلیل این روابط از طریق نمونههایی از سنت موسیقایی آذربایجانی است. با مرور جامع پژوهشهای موجود و انجام مصاحبهها، ژانر عاشیقی را در فرهنگ ترکی بهعنوان تلفیقی برجسته از موسیقی، ترانه و روایت شناسایی کردیم. این ژانر شامل دو شکل اصلی روایت است: حماسهها و داستانهای عاشقانه که هر دو از شعر و نثر بهره میبرند. بخشهای شعری معمولاً با همراهی ساز بلندگردن قوپوز اجرا میشوند و با قطعات موسیقایی متنوعی به نام «هاوا» همراهی میگردند، درحالیکه بخشهای منثور بهشیوهٔ گفتاری و بدون همراهی موسیقی اجرا میشوند. مطالعه موردی این پژوهش، داستان «عاصی و کرم» است که در آن تلفیق مؤلفههای روایی و موسیقایی بررسی شده است. یافتههای ما نشان میدهد که عناصر روایی بخش جداییناپذیر اجراهای عاشیقی هستند و تعامل میان داستانها، راویان (عاشیقها) و موسیقی، ارکان اساسی این سنت موسیقایی پویا را تشکیل میدهند.

سند ی محرمانه از بورس تحصیلی قشقا یی ها توسط دولت عثمانی

سند ی محرمانه از بورس تحصیلی قشقا یی ها توسط دولت عثمانی

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 150-166

روزبه پیری

چکیده حاج محمد کریم خان کشکولی از 24 آبان 1۲۸۸ خورشیدی تا 3 دی 1۲۹0 نمای نده ایل قشقایی در دومین دوره مجلس شورای 
ملی ایران )دومین دوره مجلس بعد از انقالب مشروطه( بود وی به سفارت دولت عثمانی برای پذیرش ۲0 دانش آموز قشقایی 
جهت تحصیل در مدارس عثمانی مراجعه می کند. متعاقبا سفارت خانه عثمانی در نامه ای درخواست نما ینده قشقا یی ها را به 
اطلاع وزارت امور خارجه می رساند. وزارت خارجه پیرو نامه مذکور ضمن اشاره به ترک بودن قشقاییها درخواست محمد کر یم 
خان را با تقلیل تعداد دانش آموزان به 10 تن قبول می کند.
در ا ین مقاله نامه های رد و بدل شده فی مابین سفارت خانه عثمانی در تهران و وزارت امورخارجه عثمانی به پیوست ارائه می 
شود. اصل نامه ها به شیوه عثمانی با الفبای عربی می باشد که بدون دخل و تصرف به الفبای لاتین برگردانده شده است.

پژوهشگر میهن‌پرست ، شاعر یحیی شیدا

پژوهشگر میهن‌پرست ، شاعر یحیی شیدا

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 151-179

علی شامیل، آی ناز ملک زاده

چکیده با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان از آن اتحادیه، علی شامیل به همراه هیئتی به عنوان نماینده جبهه خلق نخجوان برای استمداد از مقامات ایرانی به تبریز می آید. در این سفر با نویسندگان و شاعران آذربایجانی نیز از نزدیک آشنا شده که یکی از این افراد شاعر برجسته آذربایجانی یحیی شیدا می باشد. این نوشته به بررسی حوادث آنروزگار آذربایجحان دو سوی ارس و چگونگی آشنایی وی با یحیی شیدا می پردازد.

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 153-174

محمدحسن پدرام

چکیده شهید میرزا علی ثقــۀالاسلام تبریزی و شهید ستارخان سردار ملی جزو رجال باشخصیت و از مفاخر ملی ما هستند که صفات پسندیده و مبارزات قهرمانانه آن بزرگواران، بهترین الگوی وطن‌پرستی و آزادی‌خواهی محسوب می‌شوند. آن دو بزرگوار هر دو شیخی و هر دو مشروطه‌خواه و آزادیخواه بوده‌اند و رابطه معنوی مرید و مرادی با هم داشته‌اند. اینکه ستارخان به علت شیخی بودن ارادت خاصی به ثقــۀالاسلام داشته و مرید او بوده است جای بحث نیست ولی ستارخان بنابه نوشته اکثر تاریخ‌نگاران استقلال فکری داشته و کورکورانه تحت تأثیر هیچ کس قرار نمی‌گرفت. ستارخان علاوه بر ثقــۀالاسلام، نسبت به انجمن آذربایجان، مرکز غیبی تبریز و برخی از سران آزادی احترام خاصی قائل بود. این مقاله به بررسی ارتباط معنوی دو شهید مشروطیت، ستارخان و ثقه الاسلام می پردازد.

<span dir=RTL lang=FA>مسافرت اجباری</span>

مسافرت اجباری

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 156-172

بهزاد تمدن

چکیده جنگ جهانی اول و فجایع ناشی از آن بقدری در آذربایجان خصوصا در غرب آذربایجان بازتاب دارد که در افکار عمومی مردم بعنوان جیلولوق نامیده می شود. پس از جیلولوق، مناطق جنوبی غرب آذربایجان از سلماس و اورمیه گرفته تا ساوجبلاغ ( مهاباد) ، سقز و بانه به تصرف اکراد سیمیتقو در آمد. یکی از افرادی که توانست حوادث این دوران را به قلم خود شرح دهد محمد تمدن از اهالی اورمیه می باشد. مسافرت اجباری وی شرحی است از ظلم و جنایاتی که اکراد سیمیتقو در حق ایشان و اهالی صلح دوست اورمیه و آذربایجان اعمال می کردند. محمد تمدن پس از دفع شر اکراد از اورمیه به شهر خود بازگشته و اوضاع غارت شده شهر را به خوبی تصویر می نماید.

تحلیلی بر وجه تسمیه و مرزهای آذربایجان باستانی

تحلیلی بر وجه تسمیه و مرزهای آذربایجان باستانی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 157-172

رضا زرگری

چکیده در این مقاله در خصوص ماهیت سرزمینی و اتنیکی آذربایجان باستانی بحث شده و ادعاهای مربوط به نام و معنای کلمه آذربایجان بحث شده است.   با توجه به سوابق و رویه مرسوم در آذربایجان که اسامی اماکن عمدتاً بر پایۀ نام‌های قومی استوار است کلمه آذربایجان از آس ها مشتق شده است. در این مقاله به حدود آذربایجان تاریخی قبل از میلاد و بعد از میلاد نیز اشاراتی شده است.

از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر قیلقمش و بامسی بیرک در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان

از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر" قیلقمش" و "بامسی بیرک" در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 166-185

اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده حماسه‌های کهن، آیینه‌ای از ترس‌ها، آرزوها و جهان‌بینی تمدن‌های باستانی هستند. در این میان، دو اثر حماسی قیلقمش و دده قورقود، هر کدام به ترتیب متعلق به تمدن بین‌النهرین و فرهنگ ترکی اوغوز، از جایگاهی ویژه برخوردارند. قیلقمش، کهن‌ترین حماسه مکتوب بشری، روایتی از جستجوی انسان برای غلبه بر مرگ است، در حالی که دده قورقود مجموعه‌ای از داستان‌های شفاهی است که روح جمعی و ارزش‌های قبیله‌ای ترک‌های اوغوز را بازتاب می‌دهد. این مقاله با بررسی جنبه‌های اساطیری این دو اثر، تلاش می‌کند تا هم نقاط مشترک و هم تفاوت‌های فرهنگی آن‌ها را تحلیل کند. ادبیات حماسی هر تمدن، آیینه‌ای است که روح جمعی، آرمان‌ها و ترس‌های یک ملت را در خود منعکس می‌سازد. در این میان، دو اثر سترگ «حماسه قیلقمش» و «کتاب دده قورقود» به عنوان دو ستون استوار ادبیات حماسی جهان، حامل پیام‌های عمیق انسانی و اساطیری هستند که گذر سده‌ها نتوانسته از شکوه و اهمیت آنها بکاهد.

مکتب آشیقی اورمیه

مکتب آشیقی اورمیه

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 167-206

علی آردی

چکیده در این مقاله ابتدا به سنت آشیقی در آذربایجان پرداخته سپس درباره موسیقی و شعر مکتب آذربایجان صحبت می شود.اورمیه در بین محیط های آشیقی آناتولی و آذربایجانی، دارای یک مکتب بسیار قدیمی و ریشه دار از آشیقی است که هنوز هم در قالب سنت اوزان-آشیق و رابطه استاد و شاگردی ادامه دارد. در این مقاله درباره شیوه اجرا، داستانها، موسیقی ها و اشعار آشیق های اورمیه صحبت می گردد.

ﺑﺮﮔﯽ ﭘﻨﻬﺎن از ﺗﺎرﯾﺦ اﺧﯿﺮ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ ﻫﺎ و امور در هم آمیخته

ﺑﺮﮔﯽ ﭘﻨﻬﺎن از ﺗﺎرﯾﺦ اﺧﯿﺮ "ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ ﻫﺎ و امور در هم آمیخته"

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 173-185

روزبه پیری

چکیده  قتل و عام 150 هزار قشقایی در زمان اشغال ایران توسط متفقین می‍توانست ایل قشقایی را از صحنه روزگار محو کند و نام قشقایی را در لابه لای صفحات تاریخ قرار دهد. زمان به سرعت می‌گذشت، هواپیماهای نظامی پر مواد منفجره بود و قوای مسلح به فرماندهی سپهبد جهانبانی برای محاصره قشقایی‌ها آماده بودند. لحظه‌ای درنگ کافی بود تا سرنوشت یکی از طوایف ترک دگرگون شود. جمال حسنو تارای برای جلوگیری از کشتار، به سفیر انگلیس در تهران پیشنهاد می دهد ما قشقایی‌ها را می‌توانیم در سرزمین ترکیه اسکان دهیم. اما بنا به دلایلی این پیشنهاد منتفی شده و حمله نظامی در دستور کار قرار میگیرد. سفیر ترکیه بواسطه روابط صمیمی که با سپهبد جهانبانی و برخی مقامات داشت و همچنین متقاعد کردن خسروخان قشقایی جهت سازش با سفیر انگلیس مانع به وقوع پیوستن این فاجعه عظیم شد.  سفیر ترکیه در سال 1963 خاطرات خود را تحت عنوان "برگی پنهان از تاریخ معاصر" در روزنامه جمهوریت به رشته تحریر در آورده است. آنچه را که در پیش رو خواهید خواند برگی ناشناخته‌ای از تاریخ قشقایی و البته شرح مختصر وضیعت سیاسی ایران سال 1943 است.  

<span dir=RTL lang=FA>آذربایجان سرزمین ترکان است </span>

آذربایجان سرزمین ترکان است

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 173-217

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده اسناد باستانی که در دهه‌های اخیر کشف شده و مورد بررسی‌های دانسشمندان معاصر قرار گرفته است همگی بر استقرار ترکان در آذربایجان تأکید می‌کنند. استقرار مدنیت‌های باستانی مانند هورری‌، گوتتی، ماننا و... به عنوان پروتوترکان بشمار می‌آیند و علم زبان‌شناسی این امر را مسجل ساخته است که این مدنیت‌ها بعلاوه سومریان و عیلامیان نیز پروتوترک به شمار می‌آیند. برخلاف برخی از نظریه‌پردازان دروغین، مردم آذربایجان با آمدن سلجوقیان ترک‌زبان نشده‌اند بلکه همواره مدنیت‌های ترک‌منشأ در این سرزمین ساکن بوده‌اند. حضور اقوامی چون هون‌، سابیر، قپچاق، آوار، بلغار، خزر، اوغوز و... به همراه حکومتها و قدرتهایی که پدید آوردند از دوره‌های پیش از میلاد بنای تمدن گذاشته و زبانشان تا امروز پایدار و استوار باقی مانده و با تغییرات و تحولات منطقی زبان در روند تاریخی خود، به زبان تورکی آذربایجان تبدیل گشته است و در سده‌های بعدی زبان ادبی معیار مردم آذربایجان شده است و ادبیاتی غنی در این سرزمین پدید آمده است. عمق تاریخی و گستردگی این ادبیات نشأت گرفته از تاریخ طولانی اقوام و مدنیت‌هایی با زبان تورکی در دیار عشق و آتش -آذربایجان است. این مقاله، هرچند بطور گذرا، به بررسی حضور اقوامی که در بالا نامشان برده شد پرداخته و بررسی تاریخی روندشکل‌گیری زبان تورکی را در آذربایجان بصورت کتابخانه‌ای بر عهده دارد.

نامه‌ای فراموش شده از صمد بهرنگی به ایرج افشار

نامه‌ای فراموش شده از صمد بهرنگی به ایرج افشار

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 175-188

یونس لیثی دریلو

چکیده این مقاله به بررسی نامه‌ای نادر از صمد بهرنگی به ایرج افشار می‌پردازد که اخیراً در میان اسناد آرشیوی بدست آمد. نامه بدون تاریخ است و گمان می‌رود که در فروردین ۱۳۴۷ نوشته شده باشد. به همراه این نامه، بهرنگی سه کتاب اخیر خود را به افشار ارسال کرده و تمایل داشته است که این آثار در مجله‌ «راهنمای کتاب» که افشار مدیر مسئول آن بوده، معرفی گردند. همچنین بهرنگی در این نامه به اختلاف‌های فکری پیشین بین خودشان اشاره کوتاهی می‌کند. او می‌خواهد که مقاله‌ جدیدش درباره شاه اسماعیل خطائی «بی کم و کاست» منتشر ‌شود که در آن به نقد تاریخ‌نگاری غرب‌زده و اشتباهات در ثبت تاریخی ‌پرداخته بود. بهرنگی در آن مقاله، انتقادات جدی به مورخانی دارد که اثرات شاه اسماعیل به زبان ترکی را نادیده گرفته‌اند و با غفلت یا عمد به تحریف تاریخ پرداخته‌اند. مقاله بهرنگی از آن جهت حائز اهمیت است که نشان‌دهنده دغدغه‌های فرهنگی و ادبی او در دوران فعالیت‌های ادبی و تأکید او بر ضرورت بازنگری در تاریخ‌نگاری ایران است. نه تنها کتابهای ارسالی صمد بهرنگی در آن مجله معرفی نمی‌گردند، حتی مقاله او، علیرغم اینکه پیش از آن پنج مقاله در آن نشریه منتشر کرده بود، چه در زمان حیات او و چه بعد از مرگ ناگهانی‌اش در همان سال، هرگز چاپ نمی شوند. مقاله حاضر، زوایایی از شخصیت و اندیشه‌های بهرنگی را نمایان می‌کند که پیش از این کمتر به آن‌ها پرداخته شده است.

ریشه های تورانی افسانه های قهرمانی ایران

ریشه های تورانی افسانه های قهرمانی ایران

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 180-243

Siyablı Ələsgər، اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده در این مقاله، تحلیل مقایسه‌ای اسطوره‌های ایران و توران-ترک ارائه می‌شود. افسانه‌های قهرمانی ایران عمدتاً در حماسهٔ «شاهنامه» فردوسی بازتاب یافته است.به طور کلی، تاریخ ایران که از دوران هخامنشیان آغاز می‌شود و به پارسیان نسبت داده می‌شود، در واقع از تحریف کامل بسیاری از رویدادهای تاریخی و قهرمانان اقوام تورانی و سامی تشکیل شده و به تاریخ ایرانی‌سازی‌شده تبدیل گشته است. اما رویدادها و شخصیت‌های مرتبط با سلسله‌های پیشدادیان و کیانیان پیش از هخامنشیان، افسانه‌هایی ساختگی هستند که هیچ ارتباطی با واقعیت‌های تاریخی ندارند. در اسطوره‌های ایران، دیوهایی که به عنوان دشمن تصویر می‌شوند، منظور تورها، یعنی ترک‌ها هستند. افسانهٔ پارسیان دربارهٔ دیوها، رویدادهای واقعی تاریخی را بازتاب می‌دهد.هرچند ایران‌شناسان مدرن، طوایف تور را که به عنوان کوچ‌نشین توصیف می‌کنند، به عنوان طوایف ایرانی‌زبان معرفی می‌کنند، اما فردوسی در اثر «شاهنامه» بدون هیچ تردیدی تأیید می‌کند که تورها ترک هستند و توران نیز کشور ترک‌هاست. در افسانه‌های قهرمانی ایران که ریشه در اسطوره‌های اوستا دارند، مبارزهٔ طولانی‌مدت طوایف بیگانهٔ هندو-ایرانی آریایی با طوایف بومی تورانی-ترک که دیو نامیده می‌شوند، بازتاب یافته است. در ادبیات تاریخی، این درگیری‌ها به نام جنگ‌های ایران-توران شناخته می‌شوند

سفارت جمهوری آذربایجان در تهران: جنبه های ناپیدای روابط ایران و آذربایجان در دیپلماسی آذربا یجان( 1920-1918)

سفارت جمهوری آذربایجان در تهران: جنبه های ناپیدای روابط ایران و آذربایجان در دیپلماسی آذربا یجان( 1920-1918)

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 182-263

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده در اواخر جنگ جهانی اول با پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه و خروج روسها از جنگ کل سیستم سیاسی روسیه بهم خورد و سه جمهوری گرجستان به مرکزیت تفلیس، ارمنستان به مرکزیت ایروان با اکثریت مسلمانان ترک آذربایجانی و جمهوری آذربایجان به پایتختی شهر باکو تشکیل شد. از سال 1918 با تاسیس جمهوری آذربایجان در شمال ارس مطبوعات ایران عده ای از دموکراتهای با تمایل راست افراطی ( بخوانید شوونیزم) در مقابل تشکیل جمهوری آذربایجان موضع تندی گرفته و اطلاق آذربایجان به شمال رود ارس را جعلی اعلام نمودند. البته تمام روزنامه های ایران و حتی متفکرین ایرانی در مقابل اطلاق آذربایجان به جمهوری جدید واکنش منفی نداشتند مانند روزنامه رعد سید ضیالدین طباطبایی که در فاصله 1298 شمسی تا فروردین 1299 در سمت هیئت فوق­العاده به باکو سفر کرده و با حقایق چگونگی تاسیس این جمهوری از نزدیک آشنا شده بودند. عادل خان زیادخانوف که خود از سلاله قاجاری و از نوادگان جوادخان سردار شهید گنجه بود، به عنوان اولین سفیر جمهوری آذربایجان نیز در نوشته هایش نیز از حسیات مثبت اهالی ایران در حین سفارتش در تهران به شکل بارزی یاد می کند.  این مقاله به فراز و نشیب روابط تاریخی ایران و جمهوری آذربایجان و تلاشها برای مثبت نمودن روابط  دو کشور می پردازد.

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 186-199

مهدی حسنی

چکیده در این مقاله از دامغاهای ترکان در طی تاریخ صحبت می شود که عمری به درازی عمر ترکان دارند. استفاده از دامغاهای کهن ترکی در جای جای فلات ایران و تمدن های کهن منطقه نشانگر حضور فعال آن ها در تفکر« ترکان باستان» و انتقال آن به سایر نقاط و ما بین سایر اقوام می باشد که دلیل محکمی بر حضور فعال«ترکان در فلات ایران و آذربایجان و سایر نواحی» می باشد. کشف نشانه هایی از شروع تبدیل دامغاها به نوشتار در آثار کهن آذربایجان و نیز کشفیات سومری و ایلامی دیده می شود. در این مقاله به سیر تاریخی تبدیل دامغاها به الفبای اورخون پرداخته شده است.    

محمد اقبال و احمد مدحت افندی: دگرگونی‌های فکری و فلسفی پس از سفرهای اروپایی

محمد اقبال و احمد مدحت افندی: دگرگونی‌های فکری و فلسفی پس از سفرهای اروپایی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 186-193

NOUSHAD MK

چکیده این پژوهش سفر فکری دو شخصیت برجسته، یعنی علامه اقبال و احمد مدحت افندی را با تمرکز بر تحولات مهمی که در اندیشه و فلسفهٔ آنها پس از سفرهای اروپایی‌شان رخ داد، مورد بررسی قرار می‌دهد. علامه اقبال (۱۸۷۸-۱۹۳۸)، شاعر-فیلسوف نامدار از هندِ تقسیم‌نشده، و احمد مدحت افندی (۱۹۱۲-۱۸۴۴)، نویسندهٔ مشهور عثمانی، از چهره‌های مهم جهان فکری ترکیه به شمار می‌روند. سفر آنها به اروپا، که نمونه‌ای بارز از مواجهه با افکار مدرن و جریان‌های سیاسی بود، دوره‌ای تحول‌آفرین در زندگی‌شان رقم زد و به شکلی عمیق بر آثار ادبی و فلسفی بعدی‌شان تأثیر گذاشت. هدف این مطالعه، انجام تحلیل تطبیقی عمیق بین آثار آنها قبل و بعد از اقامت در اروپا است. این تحقیق در پی آن است تا نشان دهد چگونه مواجهه با فضای فکری و اجتماعی-سیاسی اروپا، منجر به دگرگونی در نگرش آنها به فرهنگ، دین و سیاست شد. این پژوهش با استفاده از منابع دست اول مانند یادداشت‌های شخصی، نامه‌ها و آثار ادبی، همراه با تحلیل‌های ثانویه، تصویری جامع از ایدئولوژی در حال تکامل آنها ارائه خواهد داد. این تحقیق تنها به ردگیری دگردیسی فکری این دو چهره محدود نمی‌شود، بلکه در پی درک پیامدهای گسترده‌تر چنین تحولاتی در زمینهٔ نوزایی اسلامی و اندیشهٔ مدرن نیز هست. با تحلیل تبادلات بین‌فرهنگی و تخمیر فکری ناشی از آن، هدف آن است تا سهمی مهم در گفتمان موجود درباره چگونگی شکل‌گیری تجارب بین‌فرهنگی بر روایت‌های فلسفی و ایدئولوژیک ایفا شود. این پژوهش با ارائه درکی ظریف از میراث و تأثیر ماندگار تجربهٔ اروپایی اقبال و مدحت افندی، در پی ایجاد پلی بین درک تاریخی و علایق معاصر است.

ریشه یابی آیین و رسم تبریک و تبرّک در فرهنگ ترکان

ریشه یابی آیین و رسم تبریک و تبرّک در فرهنگ ترکان

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 189-279

فرهاد جوادی یکان سعدی

چکیده هر ملتی، نسبت به پیشینه ی خویش، در طول زمان دارای گنجینه‌های معنوی انباشته‌شده‌ای است که آن ملت در زندگی روزمره‌اش از آن بهره می‌برد و در کنار ساختار مادی خود، ساختار معنوی خود را نیز ادامه می‌دهد. یکی ازعناصر گوناگون تشکیل‌ دهنده‌ی این ساختار معنوی، برگزاری آیین‌ها، سنت‌ها ،رسم و رسوم و جشن گیری مراسم مربوط به تبرّک تبریک و طهنیت گویی و نیز بیانات گفتاری مربوط به آنها است. ملت ترک نیز، به عنوان ملتی با گذشته‌ای بسیار کهن، از لحاظ این‌گونه آداب رسوم، سنت‌ها و مراسمها، دارای فرهنگی غنی است و در این زمینه پیشرو پیشگام دیگر ملل میباشد. از قدیم‌ترین زمان‌ها، سنت تبرّک وتبریک (تبریک و شادباش گفتن)، در میان ملل ترک‌تبار، نقش خود را در ساختار معنوی آنان ایفا کرده است. این رسم و سنت تبریک، در میان ملت‌های ترک، ریشه‌ی خود را در ژرفای تاریخ اسطوره‌شناسی آنان می‌یابد. این مقاله اشاره ای تاریخی به این سنت تاریخی در میان ترکان می پردازد.

شاعران قشقایی که به زبان مادری نوشته اند

شاعران قشقایی که به زبان مادری نوشته اند

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 194-261

علی شامیل

چکیده دریایی که در منابع مختلف تاریخی با نام‌های خلیج ایران، خلیج فارس، خلیج عرب، خلیج کنگر و خلیج بصره آمده است، میان ایران و شبه‌جزیره عربستان قرار دارد.مردم ایل قشقایی نیز در زمستان به پیرامون این دریا می‌آیند و در تابستان به ییلاق‌های زاگرس کوچ می‌کنند. درباره تاریخ ترکان ساکن این ناحیه دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. پیش‌تر نوشته می‌شد که آمدن آنان به این سرزمین‌ها به دوران حکومت قزلباشان مربوط است؛ اما در سال‌های اخیر، مطالعه تامغاها (علائم فرهنگی ترکان) بر سنگ‌ها و تخته‌سنگ‌های اطراف سکونتگاه‌ها و نیز بازخوانی دیگر منابع مکتوب، پژوهشگران را به این باور رسانده است که ترکان پیش از میلاد در اینجا می‌زیسته‌اند.   با آن‌که درباره ترکان اطلاعات کافی وجود دارد، پژوهشگران ادبیات قشقایی به هر دلیل  بیشتر توجه خود را به شاعرانی چون میرزا ماذون، خسرو بیگ، یوسفعلی بیگ، محمدابراهیم، غول اوروج و حسینعلی بیگ از قرن نوزدهم معطوف کرده‌اند. در حالی که نویسندگان ترکی‌نویس سده‌های میانه، چون حاجی بن محمد اردستانی، محمد بن الحاج دولتشاه شیرازی، محمد بن حسین کاتب نیشاطی، شیخ الوان شیرازی، ولی شیرازی، یوسف قره‌باغی و دیگران کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.   میان طایفه‌ها و تیره‌هایی که در سده‌های هجده و نوزده مجموعه ایل قشقایی را شکل داده‌اند، نام‌هایی چون بَیات، دوگَر، چوبانکارا، اویغور (اوغور)، چگینی، قره چورلو، قره‌کچیلی، قرخلو، گویجالی (گویجه لی)، لک، موصولو، آق‌قویونلو، آغاجرلی، گنجه‌ای، آرخلو، ترکمان (ترا‌کمه)، شاملو، قاجار، تووا، دوغانلی، شیبانی، یاغمورلو و دیگران دیده می‌شود. در میان این تیره‌ها، نام‌خانواده‌هایی چون خلج، افشار، اویغور، قره‌قویونلو، بیگدلی، قره‌گُوزلو، قره‌چایلی، صفی‌خانی و رحیمی (رحیملی) نیز وجود دارد. ادامه حیات بازمانده‌های طایفه‌هایی که زمانی دولت‌های نیرومند بنا کرده‌اند، امروز در شکل طایفه و اویماق[مترجم : در ایران بنکو واوبا استفاده می شود] میان قشقایی‌ها، نشان‌دهنده فراز و نشیب‌های تاریخ است.   گرچه در گفتار طایفه‌ها و تیره‌های قشقایی لهجه اوغوز غالب است، عناصر قبچاقی و قارلوقی نیز دیده می‌شود؛ امری که در متن‌های فولکلور نمود آشکارتری دارد. زبان و ادبیات قشقایی، ادامه‌ای از ادبیات ترکی، بیش از یک قرن است که در محیط ادبی فارسی رو به تحلیل دارد؛ با این همه، چون ریشه‌ای استوار داشته، به طور کامل از میان نرفته است. با وجود ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها، روشنفکران ملی‌گرا از شرایط زمان بهره برده و از راه شبکه‌های اجتماعی در پی اعتلای ادبیات قشقایی برآمده‌اند.

مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان ( 1918-1920م) با مقامات ایران در استانبول

مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان ( 1918-1920م) با مقامات ایران در استانبول

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 200-215

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده با وقوع جنگ جهانی اول و عقب نشینی روسها از ایران و آذربایجان، سیاستمداران آذربایجان شمال ارس استقلال خود را اعلام کرده و نام کشور را جمهوری آذربایجان نهادند. نامگذاری جمهوری به نام آذربایجان با واکنش منفی تهران مواجه شد. پس از پایان جنگ، دول درگیر جنگ در پاریس گردهم می آیند تا درباره امور صلح گفتگو نمایند. هیئت نمایندگی ایران و آذربایجان در استانبول اقامت می گزینند و در طی این اقامت 4 فقره گفتگو مابین روسای دو کشور انجام می گیرد. در یکی از این گفتگوها دولت ایران پیشنهاد اتحاد دو کشور را می دهد که حائز اهمیت بود. این مقاله به ریز مذاکرات ریاست دو هیئت می پردازد.

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 207-224

مهدی نجفی، گلشن اشرفی حیدرلو

چکیده از زمانهای قدیم پوشش سر یا کلاه در اغلب نقاط دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از اجزای اصلی لباس مردان را تشکیل می‌داده است. در خطه آذربایجان نیز فرهنگ استفاده از کلاه در ادوار مختلف تاریخی بصورت جدی رواج داشت و تا نیمه قرن بیستم، جزء جدایی ناپذیر از لباس مردان را شکل می‌داد تا آنجا که نداشتن کلاه نوعی برهنگی تلقی شده و برداشتن کلاه از سر افراد نیز توهین بزرگی محسوب می‌گردید. بی شک بررسی جایگاه اجتماعی و فولکلوریک کلاه در ادوار مختلف تاریخی در آذربایجان می‌تواند موضوع تحقیقات مفصلی باشد که در این راستا قصد داریم به تنوع کلاههای مردانه در آذربایجان بپردازیم و انواع رایج و معروف آن را معرفی نماییم.
شایان ذکر است؛ کلاه و پوشش سر در زبان ترکی آذربایجانی، باشلیق (Başlıq) نامیده می‌شود که انواع باشلیقهای مردانه را می‌توان در چهار دسته کلی بؤرک (Börk)، آراخچین (Araxçın)، ساریق (Sarıq) و پاپاق (Papaq) تقسیم بندی نمود.
 

نگاهی بر کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید‌یاسمی

نگاهی بر کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید‌یاسمی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 216-251

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید یاسمی است، که آن را در سال 1316 به درخواست وزرات فرهنگ ایران به رشتۀ تحریر درآورده­است. موضوع کتاب چنانکه از عنوان آن پیداست، به تاریخ و مسائل تباری و نژادی قوم کُرد مربوط می­گردد. در زمان سلطنت رضاشاه دستگاه فرهنگی حکومت بر اساس یک تمایل شدید و مرموز، غلامرضا رشیدیاسمی، مردوخ کُردستانی و ولادیمیر مینورسکی را مأمور تدوین تاریخ کُرد و تعیین منشأ نژادی و اثبات ایرانی بودن این قوم نمود. نگارنده در مطالعات خود به نکتۀ قانع کننده­ای در بارۀ علل این اشتیاق برنخورده­است. به عنوان یک احتمال عمده می­توان معتقد بود این تمایل شدید حکومت ­نژادگرا و آریایی­باز پهلوی برای اثبات همریشگی نژادی برخی اقوام ساکن در ایران با فارس­زبانان، ریشه در علاقۀ این حکومت برای یارگیری از اقوام غیر ترک ایرانی، جهت طرح ادّعای غلبۀ جمعیّتی مردم فارس­زبان و برادران نژادی آنها در مقابل جمعیّت ترک بوده­است. شاید غرض آینده­نگرانه­ای برای طرح دعاوی ارضی نسبت به اراضی کُردنشین کشورهای همسایه هم در این اشتیاق دخیل بوده­باشد. دعوی ارضی نسبت به سرزمین­های کُردنشین عثمانی در ادعانامۀ استرداد اراضی تسلیم شده به کنفرانس صلح پاریس از طرف هیئت ایرانی در مارس 1919 و تأکید بر ایرانی­نژاد و ایرانی­زبان بودن این قوم شاهد دیگری است، که این گمان را تقویت می­کند.       نویسندگان سه گانۀ مذکور به عنوان مؤلّفانی پروژه­کار در قبال دریافت اجرت، اسناد و امکانات تحقیق به تدوین تاریخ کُرد بر اساس اصول و معیارهای تعیین شده از طرف حکومت پهلوی پرداخته و تاریخی مشوّش و مجعول برای قوم مذکور ساختند. اساس کار در تدوین این تاریخ بر اثبات ایرانی بودن اکراد بر اساس تعریف خاص نخبگان حکومت از مفهوم ایرانی بودن، اثبات آریایی بودن کُرد و اشتراک نژادی کُرد و فارس، اثبات حضور کُرد در همه جای فلات ایران، ادغام کُرد در جامعۀ آریایی و فارسی، زیر مجموعۀ فارسی قرار دادن زبان کُردی، منتسب ساختن برخی سلسله­های پادشاهی ایران به اکراد و در نهایت منتسب ساختن کُرد به سلسله یا تمدّن ماد استوار بود. تألیف کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» در شرایط خلأ فرهنگی و فقدان آثار مکتوب در موضوع مذکور به انجام رسید و مطالب این کتاب با وجود معایب و اغلاط بسیار، در سایۀ تبلیغ و پیرایه­بندی دیگران قبول عام یافت.       متأسّفانه در سایۀ سوء استفادۀ مسئولان فرهنگی حکومت پهلوی از موقعیّت خاص تاریخی و خلأ فرهنگی برای تدوین آثار مکتوب بر اساس اصول و علائق آریایی­ محور و فارسی­ محور خود و تلاش­های بعدی دستگاه­های فرهنگی این حکومت در جهت به کرسی نشاندن تاریخ­های دست­ساز و مجعول خود و استمرار این رویه در دوران بعد از انقلاب اسلامی، این قبیل نوشته­های غیر علمی و غیر مستند در جایگاه کتب مرجع نشسته و ساختار فکری و نگرشی جامعۀ روشنفکری و دانشگاهی ایران را شکل داده و به منابعی برای تدوین کتب بعدی در موضوع خود بدل شدند.

<span lang=FA>اٌوجاق ایلِ نَفَرِخَمسه: </span> <span lang=FA>بر</span><span lang=FA>ر</span><span lang=FA>سی تمغای ایل نفر در بستر خط و الفبای رونیک ترکی باستان</span>

اٌوجاق ایلِ نَفَرِخَمسه: بررسی تمغای ایل نفر در بستر خط و الفبای رونیک ترکی باستان

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 218-341

محمدباقر ستاری، محمد پورمرادی

چکیده ایل نفر ساکن در استان فارس، یکی از ایلات ترکمان با پیشینه تاریخی غنی، همچون سایر ترکمانان اوغوز، دارای سمبل یا تمغای خاص خود است که کاربردهای متنوعی دارد. از جمله این کاربردها حکاکی تمغا روی سنگ ‌قبر افراد ایل و داغ‌کردن آن بر احشام است ، به منظور تمایز حیوانات ایل نفر از سایر ایلات همجوار و تسهیل در شناسایی و بازگرداندن حیوانات گمشده. این تحقیق با مروری بر امپراتوری ترکان باستان (گوگ تورک)، کتیبه‌های ینی سئی، خط رونیک ترکی باستان، کتیبه‌های دشت اورخون و حروف الفبای اورخون، به بررسی پیشینه تاریخی ترکمانان اوغوز و ایل نفر می‌پردازد و درنهایت شباهت‌ها و همخوانی‌های تمغاهای ایل نفر با نمادهای ترکی باستان را تحلیل می‌کند.

مطابقت شهر اسطوره ای »سار ی قاپی « با »فراآسپا« در مراغه

مطابقت شهر اسطوره ای »سار ی قاپی « با »فراآسپا« در مراغه

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 225-244

اصغر محمدزاده

چکیده داستان روایی شهر «ساریقاپی» که در ازمنۀ مختلف سینه به سینه برای نسلهای بعدی نقل شده روایتی از وقایع شهر تاریخی «فراآسپا» در محدودۀ سرزمینی آذربایجان است که در گذر زمان رنگ و لعابی اسطورهای پیدا نموده ولی در تاریخ نیز درخشیده است. شهر فراآسپا که در دورههای پس از اسلام به عنوان قلعۀ حکومتی روییندژ شناخته میشود از منظر مختصاتِ محلّ قرارگیری و اشتراکات مختلفِ وقایعِ تاریخی با داستان روایی فوقالذکر همانندی دارد. که این مقاله به بررسی این اشتراکات جهت اثبات این مفروضات میپردازد.

نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی

نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 262-176

رضا همراز

چکیده میرزا محمود غنی زاده دیلمقانی/ سلماسی یکی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر و در عین حال یکی از گمنامان تاریخ معاصر است. وی در دو عرصه مطبوعات و ادبیات فعالیت داشت. در کارنامه مطبوعاتی وی همکاری با نشریه های بسیار عصر مشروطیت دیده می شود. وی آثاری نیز از زبانهای خارجی به فارسی ترجمه کرده است. این مقاله به بررسی آثار میرزا محمود غنی زاده سلماسی می پردازد.