این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 109
جام حسن لو ی دشت سولدوز و رب النوعها ی سومر ی

جام حسن لو ی دشت سولدوز و رب النوعها ی سومر ی

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 1-40

رحیم بقال اصغری

چکیده در این مقاله به آثار کشف شده از تپه حسنلوی دشت سولدوز خصوصا جام طلایی حسنلو پرداخته شده و نقش های 
مندرج در آن بحث می گردد. سپس این نقوش با خدایان سومر ی و از جمله بیلقمیش مقایسه و توضیح داده می
شود. 

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده همزمان با روی کار آمدن سلسله پهلوی، در اثر مساعی چندین ساله طبقه ای از روشنفکران ایرانی اعم از فارس و ترک، ایران دوره قاجاری از حالت چندگانگی فرهنگی به تکصدایی فرهنگی تبدیل و با استقرار این رژیم، تک صدایی ادبیات فارسی و ممنوعیت زبان و ادب ترکی با جبر بخشنامه و زور دولتی یکی از ارکان ایران دوره پهلوی گردید.
یکی از اولین اسناد تلاش برای جلوگیری از تدریس زبان ترکی در آذربایجان، راپورت و درخواست فرخ رئیس محاسبات وزارت امورخارجه به تاریخ 1305 ش، از وزارت خارجه ایران است مبنی بر جلوگیری از تاسیس مدرسه ترکی در آذربایجان. سند دوم مربوط به مبارزه با زبان و ادبیات ترکی در اواخر دوره پهلوی می باشد.

خسته حسن و حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا

خسته حسن و حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 21-30

Naile Asker

چکیده در شمال شرقی آناتولی، حوزه تاریخی عاشقانی وجود داشته که بنیانگذار آن « خسته حسن » بوده است. امروزه به دلیل رویدادهای سیاسی علیه ترک‌های آن منطقه در طول ۲۰۰ سال گذشته، تعیین مجدد مرزها و پاکسازی‌های قومی ملی در این جغرافیا، ناگزیریم از آن حوزه در زمان گذشته سخن بگوییم. حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا که زمانی بخش عمده‌ای از جنوب غربی قفقاز را تشکیل می‌داد، تحت یک چتر واحد وجود داشت و گوهرهای جاودانی به هنر عاشقی ترک عرضه کرد، اگرچه تحت شرایط سخت، به زندگی خود ادامه می‌داد. در تشکیل این حوزه، خدمات عاشق خسته حسن  شایسته ذکر ویژه است. او نقش بزرگی در توسعه هنر عاشقی در شمال شرقی آناتولی داشت و همچنین استاد بسیاری از عاشقان وابسته به این حوزه بود. در این مقاله، از حوزه‌ای که در نتیجه رقابت‌ها و ستم‌های سیاسی و قومی از هم گسیخته شده است؛ از هنر خسته حسن ، از حوزه عاشقی که او بنیان نهاد، از استادان عاشقی که پرورش داد، سخن گفته می‌شود و نقشه قومی و فرهنگی منطقه در پرتو رویدادهای تاریخی ترسیم می‌گردد.

سه مقاله دربارۀ مکاتبِ آذربایجانیِ «تحول‌خواهی جامعۀ زنان» و «ادبیاتِ نوگرا»:

سه مقاله دربارۀ مکاتبِ آذربایجانیِ «تحول‌خواهی جامعۀ زنان» و «ادبیاتِ نوگرا»:

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده جنبش آزادی‌خواهانه شیخ محمد خیابانی در آذربایجان، علاوه بر جنبه‌های سیاسی و اجتماعی، جنبه‌های فرهنگی و فکری نیز داشت. یکی از مهم‌ترین نمودهای این جنبش، ظهور مکتب «زن‌آزادخواهی یا فمنیسم آذربایجانی» بود. این مکتب توسط دو تن از اعضای حزب دموکرات آذربایجان، یعنی تقی رفعت و رفیع‌خان امین، بنیان نهاده شد. هدف اصلی این مکتب، توانمندسازی زنان ترک آذربایجانی و کسب فرصت برابر با مردان در دستیابی به منابع سیاسی و اجتماعی بود. این مکتب معتقد بود که جنسیت در ایران یک مسأله تاریخی است که در فرهنگ و نهادهای جامعه، در اشکال نابرابری‌های جنسیتی ساختارمند گردیده است. تغییر جامعه در تمامی ابعاد، به‌ویژه ارتقای آگاهی عمومی، عامل دستیابی زنان به موقعیت برابر خواهد بود. از طرفی، تقی رفعت، یکی از بنیان‌گذاران این مکتب، در زمینه ادبیات نیز نظریات نوگرایانه‌ای داشت. وی معتقد بود که ادیبان باید هم به ارزش‌های ادبیات گذشته پایبند باشند و هم در ارتباط با تحول تاریخی، جامعه را به سوی ارزش‌های فرهنگی پیشرفته هدایت کنند. به اعتقاد رفعت، انتقال ارزش‌ها از طریق ادبیاتی متحوّل، یکی از شروط تغییر اجتماعی است که زمینۀ تاریخی متناسب در بستر عقلانی برای توسعه و تحول اجتماعی را فراهم می‌کند. بدین‌ترتیب، در نتیجۀ تلاشهای رفعت برای نخستین‌بار در تاریخ آذربایجان و ایران مکتبِ نقد ادبی نقد و ادبیات نوگرا به ظهور رسید و لذا می‌توان او را بنیان‌گذار شعر نو در ایران دانست.

ایل نَفَر از ایلات خمسه

ایل نَفَر از ایلات خمسه

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 31-52

محمدباقر ستاری، محمد پورمرادی

چکیده این تحقیق به بررسی تاریخ و تحولات ایل نفر از زمان‌های گذشته تا دوره معاصر می‌پردازد. ایل نفر از ایلات ترکمان (اوغوز) به شمار می‌رود که ریشه‌های اولیه آن به آسیای میانه و ترکستان باز می‌گردد. با ظهور امپراتوری ترکمان سلجوقی، اعضای این ایل به تدریج وارد فلات ایران و سپس فلات آناتولی و ترکیه امروزی شده و در منطقه ای به نام سارو قمیش(نی زار زرد) سکنا گزیدند . در دوره‌ای خاص، پس از قتل‌عام علویان آناتولی توسط سلطان سلیم یاووز، ترکمانان علوی سارو قمیش تحت رهبری اصلان خان به ایران کوچ کرده و به فرمان شاه اسماعیل صفوی اطراف دریاچه اورمیه بعنوان قشلاق و دامنه کوه سهند به عنوان ییلاق به ایشان اعطا گردید . افراد این ایل در جنگ چالدران نقش‌های مهمی ایفا کردند (تاپر ، ریچارد ،67:1384)  و بعدها به تدریج به جنوب ایران کوچ نمودند و نام ایل به «نفر» تغییر پیدا کرد. تحقیق حاضر به خاستگاه ، تحلیل وجه تسمیه ایل نفر، ایلخانان مطرح آن ، ساختار اجتماعی از جمله تقسیمات ییلاق و قشلاق ، طمغا و صنایع دست بافت (قالی) پرداخته است. داده‌های تحقیق از منابع دست اول تاریخی و مصاحبه‌های میدانی با افراد مطلع ایل گردآوری شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ایل نفر با تاریخ پر فراز و نشیبی، در تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران نقش بسزایی ایفا کرده و همچنان تأثیرات آن در منطقه‌های مختلف مشهود است.

چگونگی تشکیل جمهوری ترک ارس در پایان جنگ جهانی اول

چگونگی تشکیل جمهوری ترک ارس در پایان جنگ جهانی اول

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

حسین فیض اللهی وحید

چکیده با شروع جنگ جهانی اول دو سوی آذربایجان درگیر جنگ ناخواسته شده جبهه جنگ دو دولت عثمانی و روسیه گردید. با شکست متحدین دولت عثمانی مجبور به ترک آذربایجان دو سوی ارس گردید و میدان برای تاخت و تاز قوای مسلح ارمنی بازتر گردید.
ترکان مسلمان که در مقابل ارامنۀ مهاجم، که به مناطق مسلمان نشین جهت گسترش مرزهایشان حمله می کردند، دولت « آراز تورک جُهموریتی»(جمهوری ترک ارس)،  «داغلار جمهوریتی» ( جمهوری کوهستان ها) در داغستان، «قارص اسلام شوراسی»(جمهوری قارص) در منطقۀ قارص در شرق آناطولی و «آخیسکا  جمهوریتی»(جمهوری آخیسکا) در گرجستان امروزی و «جنوب غربی قافقاز حکومتی»(حکومتِ جنوب غربی قفقاز) در قفقاز و شرق آناطولی و «آذربایجان جمهوریتی» (جمهوری آذربایجان / دولت مساوات) برپا کردند.
این دولتها پس از حمله روسهای بلشویک منحل شده و اراضیشان در ترکیب دولتهای آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و ترکیه ادغام گردید.

“Sirlər xəzinəsi” poemasında deyimlər

“Sirlər xəzinəsi” poemasında deyimlər

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

Naile Asker

چکیده XII əsrdə yaşamış böyük Azərbaycan şairi Nizami Gəncəvi öz əsərlərində şifahi xalq ədəbiyyatının bir çox janrlarından və motivlərindən geniş istifadə etmişdir. “Sirlər xəzinəsi” − bu mənada xüsusilə zəngin bir əsərdir. Bu məqalədə Nizami Gəncəvinin “Sirlər xəzinəsi” poemasındakı deyimlər və məsəllər haqqında ümumi məlumat verilir.

گویش اوغوز ی بر مبنای دیوان لغات التّرک ـ بخش اوّل

گویش اوغوز ی بر مبنای دیوان لغات التّرک ـ بخش اوّل

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

لطفعلی برقی

چکیده دیوان لغات التّرک ): فرهنگنامة گویشهای ترکی( تألیف محمود کاشغری، کهنترین واژه نامة ترکی ـ 
عربی، و مهمترین منبع از قرن پنجم هجری دربارة گویشهای مختلف زبان ترکی است. این اثر خصوصاً 
حاوی اطّالعات ارزشمندی دربارة ترکمانان اوغوز و گویش آنان یعنی ترکی اوغوزی یا ترکمانی نیز میباشد. 
کاشغری در جای جای اثرش که با نیّت آموزش زبان ترکی و شناساندن گویشهای این زبان به ملل 
مسلمان تألیف شده، به توصیف خصوصیّات گویش ترکمانان اوغوز پرداخته و به تفاوتهای آن با سایر 
گویشها اشاره کرده است. ویژگیهایی که کاشغری در اثرش برای گویش اوغوزان برشمرده، به اندازهای 
است که نشان میدهد این گویش در عصر تألیف شدن دیوان لغات التّرک، دارای مشخّصات کافی برای 
تمایز و تشخّص از سایر گویشهای ترکی بوده است. ما در این مقاله بر اساس دادههای موجود در اثر 
کاشغری، در پی معرّفی این گویش و ذکر مهمترین ویژگیهای متمایز کنندة آن از سایر گویشهای ترکی 
در قرن پنجم هجری هستیم.

یک سند از قتل عام ترکان آذربایجان در ایروان بدست ارامنه در جنگ جهانی اول

یک سند از قتل عام ترکان آذربایجان در ایروان بدست ارامنه در جنگ جهانی اول

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده شهر و ایالت ایروان در تاریخ جزوی از اراضی سرزمین آذربایجان بوده است. این منطقه تا سال 1828م 
توسط خوانین قاجار اداره می شد که براساس معاهده ی تورکمنچای از سال 1828 جزو اراضی روسیه 
گردید. با فروپاشی دولت تزاری روسیه، ارامنه درصدد تصرف کل والیت ایروان برآمده و توانستند علیرغم 
اکثریت بودن ترکان آذربایجان، ایروان را مرکز جمهوری ارمنستان اعالن نمایند. این دولت از همان اوان 
تشکیل درصدد پاکسازی منطقه از دیگر ملتها به نفع ارامنه بود. سیر زمان نشان داد که ارامنه در این 
سیاست موفق بودند و ایروان و روستاهای اطراف آن از ترکان پاکسازی گردید. این سند یکی از هزاران 
سندی است که اهالی مظلوم ایروان و بزرگان 20 روستای آن با ارسال نامه هایی به زبان ترکی آذربایجانی 
با الفبای عربی و تاریخ 12 ذیحجه 1337 )8 سپتامبر 1919( از حکومت تازه تاسیس آذربایجان درخواست 
کمک نموده اند. این نامه در 18 نوامبر 1919 به دولت آذربایجان رسید و به شماره 171 به ثبت رسیده 
است. در این نامه، بزرگان ایروان ضمن تشریح مظالم ارامنه داشناق در طی جنگ جهانی اول، چگونگی 
اخراج مردمان محاالت سورمه لی، آخ ساخلی، قیرخ بوالق، اچمیادزین، قالین و دره چیچک را بیان نموده 
اند. در ادامه صورتجلسه امضای درخواست کمک اهالی بیست روستای ایروان از کابینه آذربایجان دیده 
می شود. اصل این سند در آرشیو جمهوری آذربایجان نگهداری می شود.

ربع رشیدی: تبریزین ائلخانی لر دوورونده آکادمیک شهرجیگی

ربع رشیدی: تبریزین ائلخانی لر دوورونده آکادمیک شهرجیگی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

جمال آیریمی

چکیده  
ربع رشیدی یکی از بناهای تاریخی و ارزشمند آذربایجان در واقع دانشگاهی بود که توسط رشیدالدین فضل‌الله همدانی در حدود 750 سال پیش در تبریز ایجاد شد.
این مجموعه که در دامنهٔ کوه سرخاب در محلی باصفا و بلند جای گرفته‌است، در اواخر قرن هفتم واوایل قرن هشتم هجری بنا شد. بنا به نوشتهٔ تاریخ‌نگاران و جهانگردان بزرگ، دارای پهناوری بسیار و ساختمان‌های گوناگون همچون مسجد و مدرسه و بیمارستان (دارالشفا) و کتابخانه و گنبدی برای آرامگاه خواجه رشیدالدین بوده‌است. این مجموعه مانند بیشتر شهرهای کهن، حصار و بارویی بزرگ داشته‌است. از مضمون نامه‌ای که خود خواجه رشیدالدین فضل‌الله به دو پسرش دربارهٔ ساختمان این بنا نوشته، چنین برمی‌آید که ربع رشیدی درآن زمان جایگاه دانشگاهی بوده که از هر دانشی در آنجا شعبه‌ای راه‌اندازی شده بود و شش هزار دانشجو در آن تحصیل می‌کردند و خواجه موقوفاتی برای تکمیل کتابخانه و مدرسه و نشر کتب و تأمین هزینهٔ جاری مجتمع و زندگی محصلان علوم مختلف اختصاص داده بود. او دانشمندان بزرگی را از هر گوشه گرد آورده و به کار تألیف و تدریس گماشته بود از جمله، پنجاه پزشک و چندین جراح از هند و مصر و چین و شام، در آنجا مشغول به کار بوده‌اند؛و مقرری آبرومندی نیز برای آن‌ها تعیین کرده بود،ربع رشیدی شهری دانشگاهی کوچکی بود شامل کتابخانه، مدرسه، مسجد، دارالایتام، حمام، مهمانسرا، بیمارستان، مدارس عالی، و کارگاه‌های صنعتی، فضل‌الله همدانی برای تأمین هزینه‌های این مرکز، املاک فراوانی را در نقاط مختلف امپراطوری ایلخانی وقف این مرکز کرد.

Türkçenin Etkisinde Farsçanın Oluşum Süreci (Fars Dilinin Oluşumu ve 16 Alt Teorisine Bir Bakış)

Türkçenin Etkisinde Farsçanın Oluşum Süreci (Fars Dilinin Oluşumu ve 16 Alt Teorisine Bir Bakış)

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده Bu makale, "Farsçanın oluşum Süreci" ve "Türkçe sehah ül-acem Sözlüğü" kitaplarının özeti 
olup, adı geçen kaynaklar ve eklenen kısa materyaller, kaynaklarıyla birlikte sunulmaktadır.
Bu makalenin genel görünümünde İslami ilimler alanında en çok yazılı esere sahip olan üç 
dil, yani Türkçe, Arapça ve Farsçanın karşılıklı etkileşimi ele alınmakta, ve Fars dilinin Türk 
dilinin etkisinde nasıl oluştuğu irdelenmektedir. Buradaki soru, İslam'ın gelişinden önce 
Türklerin hat ve yazılı dilleri olduğu halda Neden onu takip etmediler? ve Fars diline neden 
bu kadar önem verdiler? 
Bu konu tarihsel, dilsel, psikolojik ve sosyolojik açıdan irdelenmekte, ardından bu süreçte 
tarihteki değişimin nedenleri de tartışılmaktadır.
Bu makalenin açıklamayı amaçladığı ana teori, Fars dilinin MS 10. yüzyılden (Hicri 4.) önce 
var olmayarak, yenice icat edilmiş bir dil olduğudur. Elbette bu ana teori, çeşitli Fars dili 
araştırmacıları ve uzmanları ve diğerleri tarafından ortaya atılan bir dizi alt teorinin 
sonucudur. Elbette alt teorilerin anlamı onların daha az önemli olduğu anlamına gelmez, her 
biri belirli bir zamanda uzmanlar tarafından sunulan tutarlı ve kapsamlı teoridir, ve sonuçta 
bunların toplamı, bizi daha genel bir teoriye sunmasıdır. Mesela Said Nefisi, Dari (Farsça) 
dilinin asıl vatanının Horasan ve Mavral ün-nehr olduğunu, Pehlevi dilinin ise başka bir 
bölgede olduğunu söylerken, Ya da Dr. Şehrani bugüne kadar hiçbir milletin ana dilinin 
Farsça-Darice olmadığını yazdığında, aslında bu teoriler bu alanda bir ömür boyu süren 
çabaların sonucudur. Teoriler konusu bir yana, önemli istatistiksel sonuçlar için de böyle bir 
durum söz konusudur. Örneğin N. hanleri, Farsça'da 200'den fazla basit ve türeme kabiliyeti 
olan fiilin bulunmadığı sonucuna vardığında aslında bu sonuç onun hayatının hasilidir. Ve 
onlara benzer şekilde Bu makalenin yazarı türkçe Erk sözlüğünde 2.500 basit fiil ve toplam 
26.000 geçişli ve türeme kabiliyeti olan türkçe fiil bulunduğunda, bu bulgu aslında bu 
sözlüğün hazırlanmasında 15 yıllık bir çalışmanın sonucuydu. Bunları söylemenin anlamı şu 
ki, bu teorilerin her biri üzerinde uzun bir çalışma çabasının sonucudur ve belki bu teorilere 
ulaşmak için araştırılmış ve kitaplar yazılmıştır, ancak burada 16'ya yakın teori özet olarak 
verilmektedir, ve şunların sonucu olarak daha genel bir teori sunulmağa çalışılmıştır.

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده این مقاله خالصه ای از کتابها ی »پروسه تشکل زبان فارسی« و »فرهنگ لغات ترکی صحاح العجم« میباشد، خالصه مطالب 
همراه با منابع و موارد اضافه شده نیز همراه با ماخذ آنها، ارائه شده است.
در نگاه کلی این نوشته، تأثیر متقابل سه زبان ترکی، عربی و فارسی که بیشترین آثار مکتوب در زمینه علوم اسالمی را دارند 
مباحثه نموده و نحوه تشکّل زبان فارسی را تحت تاثیر زبان ترکی مورد کنکاش قرار میدهد. سوال اینجاست وقتی ترکان قبل 
از آمدن اسالم، خودشان دارا ی خط و کتابت بوده اند به چه دلیل آن را دنبال نکردند؟ و در عین حال چرا زبان فارسی را نیز به 
این اندازه مورد توجه قرار دادند؟ این موضوع از نظر تاریخی، زبانشناختی، روانشناختی و جامعه شناختی بررس ی و در پی آن 
علل تغییر روند این موضوع در تاریخ، مورد بحث قرار می گیرد .
اصلی ترین نظریه ای که نوشته حاضر قصد شرح و ایضاح آن را دارد اینست که زبان فارسی یک زبان ابداعی، ساده و جدید است 
که در قرن 10 میالدی )4 هجری( در ماوراالنهر در نتیجه آمیختگی اقوام عرب و سغدی و تُرک منطقه بوجود آمد. البته این
نظریه اصلی، حاصل مجموع ا ی از زیر نظریه هایی است، که توسط محققین و کارشناسان مختلف زبان فارسی و دیگران داده 
شده است. البته منظور از زیرنظریه این نیست که آنها اهمیت کمتری دارند، آنها نیز هر کدام نظریه منسجم و جامعی است که 
توسط کارشناسانی در برهه ای از زمان ارائه گشته است و نهایتا مجموعة این نظریه هاست که ما را به ارائه یک نظریه کلی تر 
رهنمون میسازد. به عنوان مثال وقت ی سعید نفیسی میگوید وطن واقعی زبان دری )فارسی( خراسان و ماورالنهر است و پهلو ی 
در محدوده دیگر است. ویا وقتی دکتر شهرانی می نویسد تاکنون زبان مادر ی هیچ ملتی دری )فارسی( نبوده است، در واقع این 
تئوریها حاصل عمر ی تالش در این زمینه بوده، جدا از مسئله نظریه ها حتی در مورد نتایج آماری مهم نیز چنین وضعیتی حاکم 
است، وقتی خانلر ی به این نتیجه میرسد که در زبان فارسی بیش از 200 فعل سادة زایا وجود ندارد در واقع این نتیجه گیری 
حاصل عمر او می باشد. و مشابه آنها وقتی توسط راقم این مقاله در لغتنامه ارک 2500 فعل ساده ترکی و مجموعاً 26000 فعل 
تبدیلی زایا یافته میشود در واقع این یافته حاصل 15 سال کار در تهیه این لغتنامه بود. منظور از گفتن این مطالب اینست که 
هر کدام از این نظریه ها و حتی نتایج آمار ی حاصل تالش طوالنی کار بر روی آنها بوده و چه بسا کتابهایی تحقیق شده و نوشته 
شده تا به این نظریات رسیده شود، در اینجا 16 نظریه بصورت مجمل داده شده و ماحصل آنها امکانی را برا ی ارائه یک نظریه 
کلی تر فراهم میکنند.

تار یخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربا یجان در دوره ی شورو ی

تار یخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربا یجان در دوره ی شورو ی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 1-11

اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده این مقاله ضمن بحث و بررسی ادبیات آذربایجان در میان آذربایجانیان شمال ارس به نقش اولیه و برجسته چمن زمینلی و فریدون بئی کوچرلی اشاره می کند. در ادامه مقاله به اوضاع ادبی آذربایجان تحت حاکمیت بلشویکها اشاراتی کرده و تغییرات پس از مرگ باقیروف را بیان می کند. آثار حسین جاوید، مجله فیوضات و جعفر جبارلی اشاره کرده و به پیشرفت سریع ادبیات آذربایجان پس از استقلال نیز تاکید می نماید.

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 1-34

حیدر سعیدی

چکیده روستای شکریازی سلماس در محال کوره سینلی سلماس واقع است. محال کوره سینلی از شمال سلماس شروع و به دره قوطور خوی منتهی می شود. اهالی زحمتکش و فعال این محال از ترکان آذربایجان بوده و دارای مذهب شافعی می باشند. از نظر تاریخ تشکل، آداب و رسوم ضمن داشتن اشتراکاتی با سایر آذربایجان دارای پاره ای مراسمات خاص خود می باشند که یادگاری ازگذشته های بسیار دور می باشد. در این مقاله به تاریخچه کوره سینلی ها، فرهنگ و آداب و رسوم روستای شکریازی سلماس پرداخته شده است.

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 1-30

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده اسماعیل سیمیتقو که پس از برادرش جعفر  به ریاست ایل شکاک از عشایر غرب آذربایجان رسیده بود از دوران مشروطیت تا جنگ جهانی اول مشغول غارت در روستاها و شهرهای غرب آذربایجان بود. در جنگ جهانی اول ابتدائا به روسها متمایل شده سپس تغییر مسیر داده متمایل به عثمانی شد. پس از فاجعه جیلولوق و نبود حاکمیت قوی دولت در منطقه، سیمیتقو شهرهای اورمیه و سلماس را تصرف کرده و به ازار و اذیت مردم پرداخت. جنگهای متمادی قشون دولتی با سیمیتقو بالاخره منجر به شکست وی شده آواره کوههای مرزی ترکیه و عراق شد. وی در سال 1305 دوباره به سلماس حمله کرده که نتیجه ای در بر نداشت. سیمیتقو در تیر 1309 در اشنویه کشته شد. این مقاله به شرح روایتهای مختلف از چگونگی کشته شدن وی می پردازد.

گنج دکتر جواد هیئت استانبول یولوندا ( بلگه لر اساسیندا)

گنج دکتر جواد هیئت استانبول یولوندا ( بلگه لر اساسیندا)

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 1-18

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده در سوم شهریور 1320، پس از اشغال شمال و جنوب ایران توسط قدرت‌های متفقین، شمال غربی ایران (منطقه آذربایجان) به دست روس‌ها افتاد و تحت اشغال قرار گرفت. در تاریخ 24/9/1942، دولت ترکیه، علیرغم مشکلات اقتصادی، تصمیمی مبنی بر اعطای بورس تحصیلی به 114 دانشجوی ایرانی گرفت. وزارت امور خارجه در نامه‌ای به نخست‌وزیر اشاره کرده بود که این دانشجویان در مدارس شبانه‌روزی تحت نظر «حزب خلق» تحصیل خواهند کرد. دکتر جواد هیئت جوان نیز جزو این 114 دانشجو بود. در این مقاله، همراه با فهرست دانشجویان بورسیه ترکیه، اسناد مربوط به این دانشجویان که در آرشیو ترکیه یافت شده، ارائه گردیده است.

<span lang=FA>مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول****</span> <span lang=FA> باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن</span> <span lang=FA> عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى</span> <span lang=FA> ( 1909-1905)</span>

مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول**** باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى ( 1909-1905)

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده از آغاز قرن بیستم، با وقوع تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی و مدنی در قطب‌های سیاسی خاورمیانه، سرنوشت مردمان ساکن در این جغرافیا نیز دستخوش تغییر شد. فریادهای این ملت‌ها که در جریان افکار نوین برمی‌خاست، چون زنجیری از مردمی به مردم دیگر می رسد و نغمه‌های آزادی از ملتی به ملتی دیگر جهیدن گرفت. جنبش آزادی‌خواهی که از سال ۱۹۰۵ به بعد در روسیه روی داد، سرآغاز این حرکت آزادی‌خواهانه محسوب می‌شود. این جنبش آزادی‌خواهانه که بعدها به قاجار و عثمانی سرایت کرد، در جهت محدود ساختن قدرت‌های بی‌حد و حصر حاکمان و حرکت در مسیر مشارکت مردم در اداره کشور گام برداشت. آذربایجان نیز به دلیل همسایگی با روسیه و عثمانی، از این تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی دور نماند. طبقه نخبه و بازرگان باکو، تفلیس و جنوب که با عثمانی ارتباط نزدیک داشتند، به تدریج اندیشه‌های سوسیالیستی روسیه و تفکر اتحاد و ترقی (ترک‌گرایان) عثمانی را به آذربایجانی‌ها منتقل کردند. در این مقاله، تأثیر فرقه اتحاد و ترقی عثمانی بر جنبش مشروطه آذربایجان مورد بحث قرار می‌گیرد.

<span dir=RTL lang=FA>تاریخچه آموزش و زبان نوشتاری ترکی در آذربایجان</span>

تاریخچه آموزش و زبان نوشتاری ترکی در آذربایجان

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 1-22

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده مقاله به پیشینه تاریخی زبان و ادبیات ترکی در آذربایجان از دوران خانات تا پایان حکومت پهلوی می‌پردازد. زبان ترکی در دوره‌هایی چون صفویه و قاجار، زبان دربار، ارتش و بخش بزرگی از مردم بود و شاعران برجسته‌ای به آن سرودند. با آغاز جنگ جهانی اول و ظهور جریان‌های فارس‌گرا، هویت ترکی به چالش کشیده شد. تأسیس مدارس ترکی توسط رشدیه، جنبش مشروطه و سپس حکومت خودمختار آذربایجان در سال ۱۳۲۴ از نقاط عطف این زبان هستند. با روی کار آمدن رضاشاه، سیاست فارسی‌سازی اجباری در مدارس و ادارات اجرا شد و زبان ترکی ممنوع گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ و سپس در دوران پهلوی دوم، اگرچه محدودیت‌ها ادامه یافت، اما فعالیت‌های ادبی و فرهنگی چون سرودن اشعار ترکی توسط شهریار و سهند، چاپ کتاب دده قورقود و تأسیس نشریاتی چون وارلیق، نشان‌دهنده تداوم هویت زبانی است. با وجود آزادی‌های نسبی پس از انقلاب اسلامی، هنوز آموزش رسمی زبان ترکی در مدارس ایران وجود ندارد.

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 12-51

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده آذربایجان در دو سده اخیر، عرصه‌ای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نه‌تنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاش‌های نظام‌های مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، به‌ویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالش‌های جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاست‌ها، که به‌وضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروه‌هایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار می‌کند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر می‌شود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهش‌های عمیق‌تر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب می‌کند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از این‌رو، با تکیه بر تجربیات شخصی و داده‌های موجود، تلاش می‌شود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجه‌ها را به چالش‌های جدی‌ای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عمل‌گرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد می‌تواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفت‌وگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.

“?....QORQUD”, “QORQUT” YOXSA

“?....QORQUD”, “QORQUT” YOXSA

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 19-32

عباسعلی احمداوغلو

چکیده در حال حاضر، دو نسخه خطی شناخته‌شده از کتاب دده قورقود در جهان وجود دارد. عنوان کتاب در صفحه اول نسخه درسدن و نام دده قورقود موضوع بحث‌برانگیز این مقاله است. از آنجا که عنوان صفحه اول به زبان عربی نوشته شده است، محققان سراسر جهان که روی این اثر کار کرده‌اند، آن را به صورت‌های متفاوتی ترجمه کرده‌اند. حتی خطاطان عنوان و متن نیز یکسان نیستند. محققان جهانی متن عربی عنوان را به زبان خود ترجمه کرده‌اند و بنابراین ترجمه‌هایشان صحیح است. در حالی که محققان بومی در آذربایجان سه کلمه اول عنوان را فارسی و بقیه را عربی در نظر گرفته‌اند. در نتیجه ترجمه آنها از عنوان به ترکی تا حدی نادرست شده است. از سوی دیگر، نام قورقود نیز موضوع بحث است. برخی از محققان بومی سعی کرده‌اند آن را با جدا کردن دو هجای آن تحلیل و از طریق برداشت‌های خود تفسیر کنند. با این حال، نویسنده این مقاله معتقد است که واژگان در هر زبان جعبه‌های سیاه آن زبان هستند. آنها آنقدر محکم برای خود ایستاده‌اند که نیازی به شکستن آنها برای تحلیل اجزای شکسته شده نیست. کلمه "قورقود" نیز از این قاعده مستثنی نیست. نیازی به جدا کردن آن به دو بخش و سپس تفسیر جداگانه هر بخش برای دستیابی به معنای آن نیست. معنای این واژه به راحتی از طریق خود کلمه و به ویژه در متن هر دو نسخه خطی کتاب قابل درک است. هدف این مقاله نشان دادن دو سوءتفاهم درباره عنوان و معنای دقیق "قورقود" است.

<span lang=AR-SA>آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی</span>

آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 21-45

علی بابازاده ایگدیر

چکیده یحیی ذکاء نویسنده، باستان­شناس و متخصّص تاریخ هنر ایران بود. او از دوران جوانی و دانش­آموزی به فرضیۀ زبان آذری کسروی تمایل پیدا کرد و به برخی پژوهش­ها در این باره مبادرت ورزید و حاصل تحقیقات و دریافت­های خود را در مقالاتی متعدد به رشتۀ تحریر درآورد. نُه گفتار از این دسته مقالات یحیی ذکاء در سال 1379 از طرف بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار با عنوان «جستارهایی در بارۀ زبان مردم آذربایجان» چاپ و منتشر شد. در این نوشتار سه نمونه از مقالات یحیی ذکاء با عنوان­های «دو غزل آذری تازه یافته»، «گویش کرینگان» و «گویش گلین­قیه یا هرزندی» مورد بازخوانی و نقد قرار می­گیرند. مقالۀ «دو غزل آذری تازه یافته» به چاپ دیوان شاعری به نام بدر شروانی (845 ـ 789 هـ . ق .) مربوط می­گردد. این دیوان از سوی ابوالفضل هاشم­اوغلی رحیم‌اف در جزء انتشارات انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم جمهوری سوسیالیستی آذربایجان چاپ و منتشر شده­است. در آن دیوان دو غزل و یک ملمّع وجود دارد، که به گویشی مخصوص سروده شده­اند. ذکاء زبان این دو غزل را به زبان آذری مربوط دانسته و به معرّفی آن مبادرت ورزیده­است. «مقالۀ گویش کرینگان» حاصل تحقیقات یحیی ذکاء در زمان اقامت چند ماهه در سال 1328 در نواحی مرزی ایران در کنار ارس می­باشد. وی در این مدّت یادداشت­هایی در بارۀ زبان تاتی مردم «کرینگان» از روستاهای منطقۀ قره­داغ آذربایجان شرقی جمع­آوری کرده و آن را در سال 1332 در تهران به چاپ رسانید. «گویش گلین­قیه یا هرزندی» عنوان مقاله­ای است، که نویسنده در بارۀ زبان مردم روستای گلین­قیه از توابع مرند به نگارش درآورده است. این مقاله بر اساس اطلاعات جمع­آوری شده از جانب وی در جریان سفر سال 1333 به این روستا تدوین شده و در آن مطالبی مشتمل بر پنج بخش «واژه­نامه»، «چند نکتۀ دستوری در بارۀ گویش هرزندی»، «صرف چند فعل»، «ترجمۀ چند مثل به گویش هرزندی» و «متنی به گویش هرزندی» با ترجمۀ فارسی آن آمده­ است.

<span lang=AR-SA>وجه تسمیه سولدوز</span><span dir=LTR lang=AR-SA> </span><span lang=AR-SA>و</span><span dir=LTR lang=AR-SA> </span><span lang=AR-SA>نقده</span>

وجه تسمیه سولدوز و نقده

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 23-346

فرهاد جوادی یکان سعدی

چکیده مقاله حاضر به بررسی ریشه‌شناسی و وجه تسمیه دو توپونیم مهم در آذربایجان غربی، یعنی سولدوز و نقده، می‌پردازد. نویسنده با رویکردی میان‌رشته‌ای و با تکیه بر اسطوره‌شناسی، زبان‌شناسی تاریخی، اخترشناسی باستانی و مردم‌نگاری، تفسیرهای رایج و عامیانه از این نام‌ها را نقد کرده و ریشه‌های کهن‌تر آن‌ها را در لایه‌های اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی اقوام پروتوترک جستجو می‌کند. در بخش نخست، نام سولدوز نه به معنای «دشت پرآب» (سولو دوز)، بلکه ترکیبی اسطوره‌ای از مؤلفه‌های «سو/شو» (نور، روشنایی، ایزد آب) و «اولدوز/دوز» (ستاره، آغاز کیهانی) تحلیل شده است. نویسنده آن را با مفهوم «ستاره چوپان» یا «ستاره آب» (عطارد/تیر) مرتبط می‌داند و بر پیوند آن با آیین‌های خورشیدپرستی و کیش ستارگان در میان ترکان ساکا و اوغوز تأکید می‌کند. در بخش دوم، نام نقده به صورت تحول‌یافته‌ای از نام الهه کهن ترکی-سومری «آناهیتا/اینانا» (ایزدبانوی آب، باروری و سیاره زهره) معرفی می‌شود. نویسنده با استناد به شواهد آوایی، نام نقده را بازمانده صورت‌هایی چون «ناهیدا» یا «ناقیدا» می‌داند و آن را با شهر باستانی نقده (Naqada) در مصر و تپه حسنلو در سولدوز مقایسه می‌کند تا پیوندهای فرهنگی-اسطوره‌ای تمدن‌های کهن را نشان دهد. مقاله در نهایت بر نقش کلیدی تفکر اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی ترکان باستان در شکل‌گیری نظام نام‌گذاری جغرافیایی آذربایجان تأکید کرده و تفسیرهای صرفاً تاریخی یا سیاسیِ متأخر از این نام‌ها را ناکافی و گمراه‌کننده می‌داند.

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 31-72

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       ابراهیم پورداود زادۀ رشت در گیلان و یک گیلک بود، لیکن به مانند جمعی دیگر از روشنفکران و نویسندگان اقوام مختلف ایرانی قرن اخیر، تحت تأثیر عواملی چند به زبان و فرهنگ خودی پشت کرده، به ستایشگری از زبانهای فارسی، پهلوی، دوران ایران باستان و دیانت زرتشتی پرداخت و بیش از پنجاه سال از عمر خود را صرف پژوهش و تألیف در موضوعات مورد اشاره ساخت و آثاری در موضوعات: جمعآوری بخشهای مختلف اوستا، تفسیر اوستا، واژه شناسی زبان اوستایی، تاریخ پارسیان هند، جشنها و سنن پارسیان و ایران باستان، مباحث لغوی زبانهای فارسی و پهلوی و دیگر مطالب مرتبط با دین اوستا و عهد باستان ایران پدید آورد.
      محققان حوزۀ زبان، ادبیات و تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی نامهای بزرگی داشتهاند و درست یا غلط؛ به عمد یا بر سهو، در هالهای از تقدس و شکوه و بزرگی قرار گرفتهاند، تا کمتر کسی جرأت یا اجازۀ چون و چرا در بارۀ احوال، افکار و کیفیّت آثار ایشان را به خود داده، به نقد شخص و آثار ایشان بپردازد. واقع مطلب آن است، که اکثریّت قاطعی از این نامهای بزرگ جز طبلهای تو خالی و جز دروغگویانی بزرگ، کس و چیز دیگری نبودهاند. آنها دانش و پژوهش در ایران را به انحراف کشانده و دروغها و جعلیّات را در جایگاه حقایق نشاندهاند. ابراهیم پروداود نیز یکی از این نامهای سرشناس و تغذیه کنندۀ جریان باستانگرایی میباشد، که به ناحق در جایگاه مرجعیّت علمی در حوزۀ ایران باستان، دیانت زرتشتی و ایرانشناسی قرار گرفته است.
      بررسی و مرور همۀ موضوعات مورد علاقه، یا همۀ ویژگیهای آثار، افکار و روشهای پژوهشی ابراهیم پورداود مستلزم تلاشی پردامنه است، تا شناخت قابل اتکایی در بارۀ این عنصر مرموز حاصل گردد. این گفتار بر آن است برخی مختصات اندیشه و موضوعات مورد علاقۀ پورداود را بر پایۀ آثار وی، در معرض دید خوانندگان گذارد و نکاتی در بارۀ مضامین اشعار، اندیشه های جاری در اشعار، نوع نگرش وی در بارۀ مسائل زبانی و تاریخی ایران، فرضیۀ زبان آذری و نیز نگرش او در بارۀ پارسیان هند عرضه کند.

اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون‌حسن و سلطان یعقوب

اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون‌حسن و سلطان یعقوب

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 33-65

حامد عنایتی مدبر، امیر محمد جودی ثمرین

چکیده دوره حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو در ایران و دوران بسط قدرت این اتحادیه و خاندان حاکم بر آن از دیاربکر و سپس آذربایجان تا منتهی‌الیه کویر کرمان و سایر مناطق، یکی از مقاطع برجسته تاریخی از نظر تلاقی سیاست و دیانت در ساختار حکومتی و اجتماعی به شمار می‌رود. این پژوهش با اتکا به منابع اصلی و دست اولی چون آثار خواندمیر، طهرانی، خنجی، سفرنامه‌های ونیزی و دیگر مورخان آن عصر و یا نزدیک بدان، به بررسی جایگاه مذهب در ساختار قدرت آق‌قویونلوها می‌پردازد. تحلیل روایات تاریخی موجود نشان می‌دهد که سلاطین آق‌قویونلو، به‌ویژه اوزون‌حسن و یعقوب بیگ که به نسبت سایر سلاطین این دودمان با اقتدار و ثبات زمانی بیشتری به کار حکومت پرداخته‌اند، نه تنها در تقویت شریعت و حمایت از علمای اهل سنت کوشا بوده‌اند، بلکه دیانت را ابزار مشروعیت‌بخشی به حکومت خود قلمداد کرده‌اند. از سوی دیگر، تداخل باورهای مذهبی با ساختار اجتماعی و حقوقی جامعه، بروز جلوه‌هایی از خرافه‌گرایی، تصوف، و تعصبات مذهبی را نیز به همراه داشته است، که این مسئله نیز به نوبه خود نه‌تنها در این دوره، بلکه در سایر دوره‌های این‌چنینی امری مشهود بوده است و حتی در بخش تصوف و روی‌آوردن به صوفی‌گری، این دوره بعدها پایه‌گذار روی‌کار آمدن جریان قدرتمند‌تر نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی در ایران و آذربایجان شد. هدف این مقاله، ارائه تحلیلی جامع از بستر دینی آن عصر و تبیین نسبت میان دین، قدرت، و جامعه در قلمرو آق‌قویونلو و در طول حکمرانی سلاطین مقتدر آق‌قویونلو، یعنی اوزون‌حسن(حسن پادشاه) و فرزند وی سلطان یعقوب می‌باشد.

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 35-55

شهرام پناهی خیاوی

چکیده          شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسله صفوی، با ایجاد تحولی بنیادین در تاریخ آذربایجان، نه تنها قدرت سیاسی را در این منطقه به دست گرفت، بلکه به عنوان یک رهبر صوفی، مسیر زندگی اجتماعی آن را نیز شکل داد. وی با تأکید بر فلسفه تصوف، مذهب شیعه اثنی عشری را به عنوان مذهب رسمی در آذربایجان تثبیت کرد و رهبری معنوی جامعه را بر عهده گرفت. این رهبری معنوی، نتیجه تحولی بود که از زمان شیخ صفی‌الدین اردبیلی، بنیانگذار طریقت صفوی، آغاز شده و ادامه یافته بود. ارزش‌های تصوفی مانند زهد، تقوا، راز، اطاعت و تسلیم، شاه اسماعیل را قادر ساخت تا هم سلسله‌ای قدرتمند تأسیس کند و هم مریدان خود را گرد هم آورد. ابعاد معنوی و فلسفی تصوف نیز در رهبری شاه اسماعیل به وضوح دیده می‌شد. این مقاله قصد دارد برخی از جنبه‌های کارویژه های معنوی تصوف در دوره شاه اسماعیل و برخی از اصطلاحات رایج در گفتمان‌های صوفیانه آن دوره را بررسی کند. هدف ما در این مقاله، پرداختن به عمق و ماهیت تصوف نیست، بلکه تلاش داریم تا ابعاد سیاسی، اجتماعی و معنوی پیوند عاطفی شاه اسماعیل با مریدانش را از طریق نمادها و مفاهیم عرفانی تصوف تبیین کرده و فرآیندهای تاریخی مرتبط با آن را بهتر درک کنیم