جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروههای منفصلِ اجتماعی در آذربایجان
دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 12-51
شهرام پناهیخیاوی
چکیده آذربایجان در دو سده اخیر، عرصهای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نهتنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاشهای نظامهای مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، بهویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالشهای جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاستها، که بهوضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروههایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار میکند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر میشود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهشهای عمیقتر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب میکند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از اینرو، با تکیه بر تجربیات شخصی و دادههای موجود، تلاش میشود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجهها را به چالشهای جدیای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عملگرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد میتواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفتوگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.

