این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
نویسنده = حسنی، مهدی
تعداد مقالات: 6
پیمان نامه سومر و ایلام

پیمان نامه سومر و ایلام

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 80-104

مهدی حسنی(اردبیللی)، محمد قره زاده شربیانی

چکیده در خوانش پرفسور هایز، متن سومری را به‌عنوان وقف‌نامه‌ای مذهبی برای خدای Meslamtaea و زندگی شاه شولگی تفسیر نموده که ما آن را شاه/خدای ساکن ایلام خواندیم. وی شولگی را شاه اور، کیلولا را مقام رسمی سومری و مهر را به‌عنوان ابزار نیایش آورده و ساختار متن را آیینی، سلسله‌مراتبی و در خدمت تثبیت سلطنت نشان داده بود ولی ما در خوانش جدید با رویکرد نشانه‌ شناسانه، اسطوره محور و زمینه‌محور، متن را به سندی سیاسی میان دو قدرت بازخوانی نمودیم. شخصیت‌های تازه ای چون آزیتا (شاه ایلام)، گوینده ایلامی و شخص نویسنده لوح که کیلولا را زیبا و پسر مقام تقسیم کننده سهم ها وآشنای خود با لفط تانوگوم آورده راوی بوده و به تقسیم شدن نسخه هایی از لوح توسط کیلولا اشاره نموده وافعال نیز از حالت نیایشی خارج شده و به کنش‌های سیاسی بدل  شده اند   .با توجه ترتیب نام‌ها در متن که با نام شاه ایلام شروع می شود، نشان‌دهنده انتقال لوح به ایلام و مالکیت نهایی آن است ولی از طرفی چون لوح با زبان سومری نوشته شده، پس برتری سیاسی سومر در همان ابتدا مشخص است. گوینده، که کیلولا را «آشنای من» خطاب می‌کند، به‌احتمال زیاد ایلامی بوده و در حال ثبت اطاعت از فرمان شولگی می باشد و چنانچه به طبعیت از دستور وی به زنده نگه‌داشتن فردی که شاه سومر بخشیده بوده اشاره نموده می نماید. در واقع این رفتار، نشانه‌ای از احترام سیاسی و پذیرش اقتدار طرف مقابل است، چون از نظر تاریخی، در عهد شولگی، سومر قدرت ‌مندترین نیروی منطقه بوده و شولگی خود را شاه چهارگوشه جهان که ایلام هم بخشی از آن بوده می نامیده است. بنابراین متن لوح با این واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد و در واقع ایلامی‌ها به سرکردگی پادشاه خود به لاگاش آمده، مهر را دریافت نموده و فرمان را اطاعت کرده‌اند، ولی نه از سر برتری، بلکه از سر دیپلماسی و تثبیت رابطه سند را با نام شاه خود ثبت نموده و به ایلام برده اند.[1] در مجموع، این متن نه فقط یک وقف‌نامه مذهبی، بلکه سندی چندلایه است که در خوانش دوم، لایه‌های سیاسی، دیوانی، و انسانی آن آشکار می‌شود. کیلولا، مقام سومری، در مرکز این تعامل ایستاده؛ و لوح، گواهی‌ست بر لحظه‌ای که قدرت، احترام متقابل سیاسی در پیمان نامه ها، و شناخت متقابل  که در دل خطوط میخی ثبت شده‌اند.
[1] - ولی دقت گردد لوح کنونی لوح قرائت شده، در واقع همان نسخه نگه داری شده در قلمرو سومر است که در جنوب عراق امروزی کشف شده است  

زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)

زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 337-417

مهدی حسنی(اردبیللی)، محمد قره زاده شربیانی

چکیده در مقاله پیشرو تلاش گردید خوانش مجددی از کهن ترین قانون مدنی جهان مشهور به قانون حمورابی با خوانش                       پرفسور هارپر با تکیه بر منابع زبان ترکی انجام گردد، پس در هر بخش ابتدا با آوردن اصل خوانش هارپر به همراه خطوط میخی مرتبط از کتاب وی شانس خوانش اصل مقاله به خواننده داده شد، سپس در ادامه ترجمه فارسی دکتر بادامچی را نیز آوردیم و در نهایت خوانش جدید را با مشخص نمودن جزئیات هر نشانه  انجام داده و  آوانویسی انجام شده رو با شرح کلمه به کلمه در سه قسمت فارسی، ترکی آذربایجانی با الفبای عربی و ترکی آذربایجانی با الفبای لاتین ارائه نمودیم.                                       البته که به این کار بسنده ننموده و با آوردن نوشتار میخی سطور به شرح خوانش تک به تک میخ ها نموده و ارتباط آن را با زبان ترکی را بررسی نمودیم. لازم به ذکر است که در پاورقی ها آوانویسی ها، نکات فنی و... آورده شده و در ریشه یابی لغات و شرح آنها علاوه بر نظرات هارپر از منابع درجه یک باستانی همانند نظرات هلک، سایت های پنسیلوانیا، سایت های اکدی، منابع ایلامی و نیز منابع معتبر ترکی چون کتیبه اورخون، قوتادغوبیلیک، دیوان الغات الترک، کتاب ها و سایت های                        ریشه شناسی مشهور بهره بردیم. از نکات مهم بازخوانی ما اینست که مفهوم به دست آمده در بازخوانی از دریچه ترکی در بسیاری از موارد  نه تنها تفاوت فاحشی با خوانش هارپر ندارد بلکه گاهی برای یک لغت دو یا چند خوانش قابل فهم در تورکی بدست آمده، برای مثال در خوانش رودخانه ما به خوانش های " آرکولار : رودها، سولار : آبها و دورولار : آبهای روان( محل عمیق رودخانه معمولا آب شفاف دارد) " دست یافتیم که خود نشانگر واقعیت فرضیه ما بوده و خوانش شانسی را به چالش می کشد به علاوه در مواردی اصطلاحات ترکی نیز به دست آمد و مورد دیگر اینست که هر کجا خوانش ما با هارپر فرق داشت نیز باز درراستای تکمیل خوانش او بوده برای مثال در قضیه عزل قاضی ما به عزل او توسط " قوم اولو: کاهن اعظم " رسیدیم که در خوانش هارپر خبری از آن نبود. نکته مهم آخر اینست که از منظر صرف افعال و پسوندها نیز همخوانی با منابع تورکی را مشاهده نمودیم. به هر حال تلاش گردید تا کاری در خور خوانندگان تقدیم گردد و امید است این کار چراغی برای راه سنگلاخی و تاریک پیش روی محققین باشد.

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 131-149

مهدی حسنی

چکیده باور تقدس و توتمی برای گرگ درنزد ترکان امری است که از دیرباز مطرح بوده و درواقع این سنت در بین تمام ملل رایج است، چنانچه میرچا  الیاده  اسطوره پژوه نامی  معتقد است؛  بعد از یک نابودی نژادی، این یک حیوان مرتبط با ماه است که در نقش " نیای اعظم قوم " ظاهر شده و آن  را  دوباره احیا می کند   که این امر برای گرگ ماده " آسنا : آشینا  " در نزد ترکان  اتفاق افتاده است و در واقع   این نام به عنوان یکی از اسامی مرتبط با گرگ و ماه در اسطوره ترکان وارد شده است.  پرداختن به موضوع دیرینگی گرگ در آذربایجان امری است که از چند دریچه  کشفیات باستانشناسی، جاینام ها،  اسامی خاص، آثار ادبیو فولکلور قابل بررسی می باشد که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 186-199

مهدی حسنی

چکیده در این مقاله از دامغاهای ترکان در طی تاریخ صحبت می شود که عمری به درازی عمر ترکان دارند. استفاده از دامغاهای کهن ترکی در جای جای فلات ایران و تمدن های کهن منطقه نشانگر حضور فعال آن ها در تفکر« ترکان باستان» و انتقال آن به سایر نقاط و ما بین سایر اقوام می باشد که دلیل محکمی بر حضور فعال«ترکان در فلات ایران و آذربایجان و سایر نواحی» می باشد. کشف نشانه هایی از شروع تبدیل دامغاها به نوشتار در آثار کهن آذربایجان و نیز کشفیات سومری و ایلامی دیده می شود. در این مقاله به سیر تاریخی تبدیل دامغاها به الفبای اورخون پرداخته شده است.    

استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری 2

استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری 2

دوره 1، شماره 3، بهار 1403

مهدی حسنی

چکیده در این مقاله تلاش گردیده برای رد نمودن فرضیه زبان آذری مطرح شده توسط کسروی و پیروان او، نخست به 
دیرینگی واژگان آذری، آذر و... در قبل از حضور آریایی زبان ها به جغرافیای آذربایجان پرداخته و انحصار آن شکسته 
شود و سپس با نقد استدلال های کسروی و پیروانش در حد توان اعم از  نقل قول مورخین و جغرافی دان های 
اسلامی مرتبط با فرضیه آذری ؛ اشارات چلبی سیاح دربار عثمانی از نسخ خطی درباره آذربایجان که به نفع فرضیه 
آذری مصادره شده ؛ دلایلی از کتاب صفة الصفا که یکی از ستون های اصلی ادعای فرضیه کسروی بوده با تکیه 
به نسخ خطی؛ رجوع به اسناد بعد از کسروی همانند سفینه تبریز و رساله روحی انارجانی که در راستای تئوری او 
معرفی شده اند، ضعف این فرضیه را به رخ طرفداران بکشد و در ادامه با رجوع به مواردی چون وجود شواهد روشن 
مرتبط با ترکان در کتیبه های باستانی منطقه) اشاره متعدد به واژه ترک در کتیبه های آشوری( ؛ اثبات حضور ترکان 
در آذربایجان از روایات مورخین اسالمی؛ آوردن شاهد های مختلف حضور ترکان در آذربایجان در دوره های زمانی 
اشخاصی چون شیخ صفی، مستوفی و اولیا چلبی از نسخ خطی؛ مطرح شدن تئوری مقدس بودن " گویش های ایرانی 
جنوب حوزه خزر" در عهد شیخ زاهد و شیخ صفی در نزد مردم و صوفیان آذربایجانی توسط نگارنده و در نتیجه رد 
صالحیت اسناد مرتبط با آنها به نفع فرضیه زبان آذری ؛ اثبات سیادت شیخ صفی و حضور پر رنگ ترکان آذربایجان 
در کنار او و نوادگانش که در نهایت منجر به تشکیل دولت شیعی و رسمی نمودن تشیع گردید ؛ اشاره به نظر پرفسور 
هنینگ در عدم پذیرش فرضیه زبان آذری و پاسخ به نقدهای وارده بر او ؛ کشف و خوانش اسنادی از ترکی در آذربایجان 
و قفقاز با الفباهای باستانی ؛ دیرینگی جمجمه های دولیکو کرانیک ( کشیده سر ) متعلق به ترکان در قفقاز کهن 
و در نهایت رایج بودن سنت تدفین جنینی ترکان یا « تورک باسیریق دبی » از آندرونوف آلتای، قارقون ترکمنستان، 
کورگان خزر، گوردین و چوروم در آناتولی، قبرستان ناتسارقورا، فرهنگ کور -آراز تا قبور مکشوفه از مشکین شهراردبیل، 
گوی مسجد( مسجد کبود) تبریز در نزد در ترکان بومی و اکثریت بودن ترکان در آذربایجان و قفقاز قدیم را اثبات 
نماید. 

پیره ترک مست عشق بررسی ملمع‌های شیخ صفی‌الدین اردبیلی و اهمیت آن در آشنایی با جایگاه و تأثیر گویش کهن ایرانی جنوب دریای خزر در بین صوفیان ترک آذربایجانی

پیره ترک مست عشق بررسی ملمع‌های شیخ صفی‌الدین اردبیلی و اهمیت آن در آشنایی با جایگاه و تأثیر گویش کهن ایرانی جنوب دریای خزر در بین صوفیان ترک آذربایجانی

دوره 1، شماره 1، پاییز 1402

مهدی حسنی

چکیده در این تحقیق تلاش نموده‌ایم که با تکیه بر نسخه خطی سلسلة النسب اقدام به بررسی و رد ادعای کسروی در مورد آذری بودن دو بیتی‌های عرفانی شیخ صفی نموده، سپس با نشان دادن اهمیت شیخ زاهد در این اشعار، تاثیرگیری شیخ صفی از استاد خود شیخ زاهد و اهمیت یافتن گویش کهن گیلانی در نزد شیخ صفی و صوفیان ترک آذربایجانی را ثابت کنیم، آنچه مشخص است، تمام بررسی‌های انجام شده درباره این دوبیتی‌ها توسط کسروی و پیروان او با عدم خوانش نسخه خطی و پیش‌فرض ترک نبودن آذربایجان و نبود لغات عرفانی ترکی و عربی در این دوبیتی‌ها می‌باشد که همین امر موجب ناتوانی آن‌ها در بررسی دقیق و ارائه مفاهیم عمیق عرفانی این ملمع‌ها شده است.