این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
نویسنده = اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)
تعداد مقالات: 4
صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 52-74

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده چکیده
صحاح العجم اولین فرهنگ لغات ترکی آذربایجانی (صحاح العجم ایلک آذربایجان تورکجه‌سی سؤزلویو)

صحاح العجم اولین کتاب لغت تُرکی آذربایجانی می‌باشد. همانگونه که دیوان لغات تُرک اولین فرهنگ لغت، جهان تُرک می‌باشد که گویشهای مختلف زبان تُرکی را گرد آورده. صحاح العجم نیز اولین لغتنامه ای است که به زبان ادبی و رایج تُرکی در آذربایجان به عنوان شاخه غربی تُرکی اوغوزی نوشته شده است. می توان گفت که صحاح العجم بعد از دده قورقود اولین نوشته نثر ترکی می‌باشد که با ویژگیهای ترکی آذربایجانی که شاخه غربی ترکی اوغوزی محسوب می‌گردد تهیه شده است. به نظر پروفسور بیگدلی با توجه به ویژگیهای فرهنگ صحاح العجم، می‌توان ادعا کرد که با فرهنگهای مشابه مانند «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری و «حلیه الانسان و حلاوت اللسان» ابن مهنّا و غیره برابری می‌نماید. این اثر در ماه ذیحجه سال 677 هجری (اول ماه مه 1279) از طرف فخرالدین هندوشاه ابن سنجر نخجوانی ادیب و رجل دولتی تبریز نوشته شده است.
فرهنگ صحاح العجم از این نظر که کلیه لغات پهلوی و فارسی و بعضاً عربی را به زبان ترکی شرح نموده موجب بوجود آمدن فرهنگ بسیار غنی از زبان ترکی آذربایجانی که در آن زمان مرسوم بوده گردیده است. این لغات بیش از 4700 لغت را شامل می‌گردد. لغات ترکی بکار رفته عملا رایج ترین و متداول ترین کلمات و جملات بکار رفته در بین مردم و نویسندگان آن دوره بوده است.
متاسفانه در زمانی که دهخدا لغتنامه اش را تنظیم می‌کرد شعوبیگری و آریاگرایی توسط پهلویها چنان بشدت تبلیغ میشد که نویسندگان یا از روی باور ویا به سبب ملاحظه حاکمیت، علیرغم شناختی که از این کتاب داشتند، نخواسته اند فرهنگ لغاتی را که در کنار لغات فارسی و پهلوی، زبان ترکی را نیز آورده اند معیار نوشته هایشان قرار دهند و بدین سبب نخواسته اند لغتنامه‌ای را که اینقدر حاوی لغات ترکی بوده و می تواند در ریشه یابی لغات ترکی بویژه لغات مصطلح در آذربایجان، راهگشا باشد و از طرف دیگر لغتنامه ای را که تقریبا مرجع اصلی لغتنامه های فارسی است که چندین قرن بعد نوشته شده اند به عالم فرهنگ و ادبیات شناسانده باشند. آنها با این تفکر که مبادا خدمتی به زبان ترکی کرده باشند، زبان فارسی را نیز از یکی از منابع اصلی خود بی بهره گذاشتند و همین امر موجب گردیده بسیاری از لغات و معانی اصلی آنها دیده نشود.

Türkçenin Etkisinde Farsçanın Oluşum Süreci (Fars Dilinin Oluşumu ve 16 Alt Teorisine Bir Bakış)

Türkçenin Etkisinde Farsçanın Oluşum Süreci (Fars Dilinin Oluşumu ve 16 Alt Teorisine Bir Bakış)

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده Bu makale, "Farsçanın oluşum Süreci" ve "Türkçe sehah ül-acem Sözlüğü" kitaplarının özeti 
olup, adı geçen kaynaklar ve eklenen kısa materyaller, kaynaklarıyla birlikte sunulmaktadır.
Bu makalenin genel görünümünde İslami ilimler alanında en çok yazılı esere sahip olan üç 
dil, yani Türkçe, Arapça ve Farsçanın karşılıklı etkileşimi ele alınmakta, ve Fars dilinin Türk 
dilinin etkisinde nasıl oluştuğu irdelenmektedir. Buradaki soru, İslam'ın gelişinden önce 
Türklerin hat ve yazılı dilleri olduğu halda Neden onu takip etmediler? ve Fars diline neden 
bu kadar önem verdiler? 
Bu konu tarihsel, dilsel, psikolojik ve sosyolojik açıdan irdelenmekte, ardından bu süreçte 
tarihteki değişimin nedenleri de tartışılmaktadır.
Bu makalenin açıklamayı amaçladığı ana teori, Fars dilinin MS 10. yüzyılden (Hicri 4.) önce 
var olmayarak, yenice icat edilmiş bir dil olduğudur. Elbette bu ana teori, çeşitli Fars dili 
araştırmacıları ve uzmanları ve diğerleri tarafından ortaya atılan bir dizi alt teorinin 
sonucudur. Elbette alt teorilerin anlamı onların daha az önemli olduğu anlamına gelmez, her 
biri belirli bir zamanda uzmanlar tarafından sunulan tutarlı ve kapsamlı teoridir, ve sonuçta 
bunların toplamı, bizi daha genel bir teoriye sunmasıdır. Mesela Said Nefisi, Dari (Farsça) 
dilinin asıl vatanının Horasan ve Mavral ün-nehr olduğunu, Pehlevi dilinin ise başka bir 
bölgede olduğunu söylerken, Ya da Dr. Şehrani bugüne kadar hiçbir milletin ana dilinin 
Farsça-Darice olmadığını yazdığında, aslında bu teoriler bu alanda bir ömür boyu süren 
çabaların sonucudur. Teoriler konusu bir yana, önemli istatistiksel sonuçlar için de böyle bir 
durum söz konusudur. Örneğin N. hanleri, Farsça'da 200'den fazla basit ve türeme kabiliyeti 
olan fiilin bulunmadığı sonucuna vardığında aslında bu sonuç onun hayatının hasilidir. Ve 
onlara benzer şekilde Bu makalenin yazarı türkçe Erk sözlüğünde 2.500 basit fiil ve toplam 
26.000 geçişli ve türeme kabiliyeti olan türkçe fiil bulunduğunda, bu bulgu aslında bu 
sözlüğün hazırlanmasında 15 yıllık bir çalışmanın sonucuydu. Bunları söylemenin anlamı şu 
ki, bu teorilerin her biri üzerinde uzun bir çalışma çabasının sonucudur ve belki bu teorilere 
ulaşmak için araştırılmış ve kitaplar yazılmıştır, ancak burada 16'ya yakın teori özet olarak 
verilmektedir, ve şunların sonucu olarak daha genel bir teori sunulmağa çalışılmıştır.

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده این مقاله خالصه ای از کتابها ی »پروسه تشکل زبان فارسی« و »فرهنگ لغات ترکی صحاح العجم« میباشد، خالصه مطالب 
همراه با منابع و موارد اضافه شده نیز همراه با ماخذ آنها، ارائه شده است.
در نگاه کلی این نوشته، تأثیر متقابل سه زبان ترکی، عربی و فارسی که بیشترین آثار مکتوب در زمینه علوم اسالمی را دارند 
مباحثه نموده و نحوه تشکّل زبان فارسی را تحت تاثیر زبان ترکی مورد کنکاش قرار میدهد. سوال اینجاست وقتی ترکان قبل 
از آمدن اسالم، خودشان دارا ی خط و کتابت بوده اند به چه دلیل آن را دنبال نکردند؟ و در عین حال چرا زبان فارسی را نیز به 
این اندازه مورد توجه قرار دادند؟ این موضوع از نظر تاریخی، زبانشناختی، روانشناختی و جامعه شناختی بررس ی و در پی آن 
علل تغییر روند این موضوع در تاریخ، مورد بحث قرار می گیرد .
اصلی ترین نظریه ای که نوشته حاضر قصد شرح و ایضاح آن را دارد اینست که زبان فارسی یک زبان ابداعی، ساده و جدید است 
که در قرن 10 میالدی )4 هجری( در ماوراالنهر در نتیجه آمیختگی اقوام عرب و سغدی و تُرک منطقه بوجود آمد. البته این
نظریه اصلی، حاصل مجموع ا ی از زیر نظریه هایی است، که توسط محققین و کارشناسان مختلف زبان فارسی و دیگران داده 
شده است. البته منظور از زیرنظریه این نیست که آنها اهمیت کمتری دارند، آنها نیز هر کدام نظریه منسجم و جامعی است که 
توسط کارشناسانی در برهه ای از زمان ارائه گشته است و نهایتا مجموعة این نظریه هاست که ما را به ارائه یک نظریه کلی تر 
رهنمون میسازد. به عنوان مثال وقت ی سعید نفیسی میگوید وطن واقعی زبان دری )فارسی( خراسان و ماورالنهر است و پهلو ی 
در محدوده دیگر است. ویا وقتی دکتر شهرانی می نویسد تاکنون زبان مادر ی هیچ ملتی دری )فارسی( نبوده است، در واقع این 
تئوریها حاصل عمر ی تالش در این زمینه بوده، جدا از مسئله نظریه ها حتی در مورد نتایج آماری مهم نیز چنین وضعیتی حاکم 
است، وقتی خانلر ی به این نتیجه میرسد که در زبان فارسی بیش از 200 فعل سادة زایا وجود ندارد در واقع این نتیجه گیری 
حاصل عمر او می باشد. و مشابه آنها وقتی توسط راقم این مقاله در لغتنامه ارک 2500 فعل ساده ترکی و مجموعاً 26000 فعل 
تبدیلی زایا یافته میشود در واقع این یافته حاصل 15 سال کار در تهیه این لغتنامه بود. منظور از گفتن این مطالب اینست که 
هر کدام از این نظریه ها و حتی نتایج آمار ی حاصل تالش طوالنی کار بر روی آنها بوده و چه بسا کتابهایی تحقیق شده و نوشته 
شده تا به این نظریات رسیده شود، در اینجا 16 نظریه بصورت مجمل داده شده و ماحصل آنها امکانی را برا ی ارائه یک نظریه 
کلی تر فراهم میکنند.

نقد ی بر نگرش های متفاوت به حوادث و شخصیت های تار یخی آذربا یجان : چرا قاجار سقوط کرد؟ چرا ا یران توسعه نیافت؟

نقد ی بر نگرش های متفاوت به حوادث و شخصیت های تار یخی آذربا یجان : چرا قاجار سقوط کرد؟ چرا ا یران توسعه نیافت؟

دوره 1، شماره 1، پاییز 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده شکی نیست که انقالب مشروطه و حرکات آزادیخواهانۀ آن بُرهه، یکی از متلاطمترین دوره ها و در عین حال از گره های 
کور تاریخ معاصر ایران میباشد. به ویژه شکستهای پی در پی ترکان آذربایجان در حرکت مشروطه، نهضت خیابانی، 
پیشه وری و در حرکتهای بعدی، دخالت دول استعماری روس و انگلیس، سقوط دولت ترک قاجار و بر سر کار آمدن 
دولت شعوبی پهلوی، این سؤال را در ذهن هر انسان ترک ایرانی و آذربایجانی به وجود میآورد، که علل این باختهای 
سنگین چه بوده و کُمیت ترکها در کجای کار میلنگید؟ میتوان با قاطعیت گفت تجمّع و تنش ناشی از این ذهنیّت بود، 
که در سال 56- 57 ( 1978 -1979) موجب درهم شکستن فنر ذهنی ترکان آذربایجان شد و شرکت گسترده و برق آسای 
آنها، نقشی تعیین کننده در پیروزی سریع انقالب اسلامی بازی کرده و فرصت نداد شعوبیّه و حامیان استعماری آنها، انقلاب 
را در مسیرهای پیچ در پیچ سیاسی و دیپلماسی سرگردان نمایند. حرکت تاریخی ترکان آذربایجان و ایران عملا عکس -
العملی محکم و مبتنی بر منش ملّی و تاریخی بود، که در مقابل مظالم و نژادکشیهای اعمال شده بر ملّت ترک، توسّط 
شعوبیّه و با حمایت و دخالت مستقیم دول روس، انگلیس در سالهای 1917 ـ ،1919 آمریکا در حوادث 19۴5 و در طول 
حکومت پهلوی ایجاد گردید، در عین حال نشانهای از بیداری ابتدایی شعور و بینش ملی کوفته شده و خفتۀ ملت ترک 
آذربایجان در جهت قطع ارگانیک ارتباط فرهنگی، سیاسی و نظامی شعوبیّه با استعمارگران بوده است؛ ارتباطی که علیرغم 
خواستۀ آریاگرایان، هنوز بعد از گذشت نیم قرن، عمدتاً به دلیل ملاحظۀ قوای ملی ـ اسلامی آذربایجان، امکان ترمیم پیدا 
نکرده است. این نوشته نگاهی به نقطه نظرات گروههای مختلف موافق و مخالف حرکت مشروطه و وقایع مشابه در دوران 
پهلوی انداخته و تلاش دارد ارزیابی جدیدی در تحلیل این حوادث و علل آن ارائه دهد.