این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
کلیدواژه‌ها = آذربایجان
تعداد مقالات: 30
<span lang=FA>خاطرات پدرم از فجایع جیلولوق در سلماس</span>

خاطرات پدرم از فجایع جیلولوق در سلماس

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 347-363

علی اصغر غفوری نیا

چکیده این نوشته، روایت تلخ و مستند یک بازمانده از فاجعه‌ی تاریخیِ موسوم به «جیلولوق» (کشتار ترکان آذربایجانی توسط آشوریان و ارامنه‌ی مهاجر) در منطقه‌ی سلماس و ارومیه در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول (۱۲۹۷ شمسی/۱۹۱۸ میلادی) است. راوی، با تکیه بر خاطرات شفاهی پدر خود که خود شاهد عینی این وقایع بوده، شرح می‌دهد که چگونه گروه‌های جیلو که پیش‌تر از عثمانی به آذربایجان پناهنده شده بودند، با تحریک مبلغان غربی و نیروهای روسی، دست به کشتار جمعی، غارت و آوارگیِ مردم غیرنظامیِ ترک‌تبار و مسلمانِ منطقه زدند. روایت، لحظه‌به‌لحظه‌ی قتل‌عام در روستاهای «عیان» و «کهنه‌شهر»، فرارِ وحشت‌زده‌ی خانواده‌ها، گرسنگی، تشنگی و سرگردانیِ کودکان و زنان، خیانت‌های محلی، و نیز نقشِ نجات‌بخشِ «احسان‌نوری پاشا» و «ارتش اسلام» را در مهارِ این فاجعه و بازگرداندنِ نسبیِ امنیت، به تصویر می‌کشد. در پس‌زمینه‌ی این خاطرات، انتقاد تلخی از سیاست‌های استعماری غرب و روسیه و نیز غفلتِ حکومتِ وقت (قاجار) از امنیتِ مرزها و جانِ مردم دیده می‌شود. راوی، با تأکید بر ارزشِ «یادآوری» و «نوشتنِ تاریخِ محلی»، این خاطرات را نه فقط یک روایتِ شخصی، بلکه صدایِ یک ملتِ مظلوم و سندِ زنده‌ای از خیانت، مظلومیت و رنجِ مردمانی می‌داند که در گردابِ منافعِ قدرت‌های بزرگ، قربانی شدند.

<span dir=RTL lang=AR-SA>اوزیر حاجی بیگوف و همسرش <span> </span>ملیکه: </span> <span dir=RTL lang=AR-SA>رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است</span>

اوزیر حاجی بیگوف و همسرش ملیکه: رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 504-543

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده این نوشتار به بررسی ابعاد ناشناختهٔ زندگی و شخصیت عزیر حاجی‌بیلی، آهنگساز بزرگ آذربایجانی، از طریق نامه‌های عاشقانهٔ او و همسرش ملکه خانم می‌پردازد. این نامه‌ها که عمدتاً به زبان روسی نوشته شده‌اند، روابط عمیق عاطفی، تلاش برای تحصیل موسیقی در مسکو، و دشواری‌های مالی و خانوادگی را نشان می‌دهند. ملکه خانم نه تنها عاشقی وفادار، بلکه مدیری کاردان برای خانوادهٔ بزرگ همسرش بود. عزیر در این نامه‌ها، همواره نگران سلامتی همسرش است و او را به یادگیری زبان ترکی تشویق می‌کند. سفرهای کاری، مشکلات با انجمن «نجات»، و تلاش برای ورود به هنرستان مسکو، بخش دیگری از این روایت است. ملکه خانم نیز با صبر و هوش، پشتیبان اصلی عزیر در دوران دوری و بحران‌های سیاسی مانند حوادث ۱۹۱۸ میلادی بود. این نامه‌ها، تصویری انسانی، رمانتیک و واقعی از یک هنرمند بزرگ ارائه می‌دهند که فراتر از شهرت عمومی‌اش، دغدغهٔ عشق، هنر و خانواده داشته است.

<span lang=FA>مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول****</span> <span lang=FA> باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن</span> <span lang=FA> عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى</span> <span lang=FA> ( 1909-1905)</span>

مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول**** باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى ( 1909-1905)

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده از آغاز قرن بیستم، با وقوع تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی و مدنی در قطب‌های سیاسی خاورمیانه، سرنوشت مردمان ساکن در این جغرافیا نیز دستخوش تغییر شد. فریادهای این ملت‌ها که در جریان افکار نوین برمی‌خاست، چون زنجیری از مردمی به مردم دیگر می رسد و نغمه‌های آزادی از ملتی به ملتی دیگر جهیدن گرفت. جنبش آزادی‌خواهی که از سال ۱۹۰۵ به بعد در روسیه روی داد، سرآغاز این حرکت آزادی‌خواهانه محسوب می‌شود. این جنبش آزادی‌خواهانه که بعدها به قاجار و عثمانی سرایت کرد، در جهت محدود ساختن قدرت‌های بی‌حد و حصر حاکمان و حرکت در مسیر مشارکت مردم در اداره کشور گام برداشت. آذربایجان نیز به دلیل همسایگی با روسیه و عثمانی، از این تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی دور نماند. طبقه نخبه و بازرگان باکو، تفلیس و جنوب که با عثمانی ارتباط نزدیک داشتند، به تدریج اندیشه‌های سوسیالیستی روسیه و تفکر اتحاد و ترقی (ترک‌گرایان) عثمانی را به آذربایجانی‌ها منتقل کردند. در این مقاله، تأثیر فرقه اتحاد و ترقی عثمانی بر جنبش مشروطه آذربایجان مورد بحث قرار می‌گیرد.

<span lang=AR-SA>آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی</span>

آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 21-45

علی بابازاده ایگدیر

چکیده یحیی ذکاء نویسنده، باستان­شناس و متخصّص تاریخ هنر ایران بود. او از دوران جوانی و دانش­آموزی به فرضیۀ زبان آذری کسروی تمایل پیدا کرد و به برخی پژوهش­ها در این باره مبادرت ورزید و حاصل تحقیقات و دریافت­های خود را در مقالاتی متعدد به رشتۀ تحریر درآورد. نُه گفتار از این دسته مقالات یحیی ذکاء در سال 1379 از طرف بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار با عنوان «جستارهایی در بارۀ زبان مردم آذربایجان» چاپ و منتشر شد. در این نوشتار سه نمونه از مقالات یحیی ذکاء با عنوان­های «دو غزل آذری تازه یافته»، «گویش کرینگان» و «گویش گلین­قیه یا هرزندی» مورد بازخوانی و نقد قرار می­گیرند. مقالۀ «دو غزل آذری تازه یافته» به چاپ دیوان شاعری به نام بدر شروانی (845 ـ 789 هـ . ق .) مربوط می­گردد. این دیوان از سوی ابوالفضل هاشم­اوغلی رحیم‌اف در جزء انتشارات انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم جمهوری سوسیالیستی آذربایجان چاپ و منتشر شده­است. در آن دیوان دو غزل و یک ملمّع وجود دارد، که به گویشی مخصوص سروده شده­اند. ذکاء زبان این دو غزل را به زبان آذری مربوط دانسته و به معرّفی آن مبادرت ورزیده­است. «مقالۀ گویش کرینگان» حاصل تحقیقات یحیی ذکاء در زمان اقامت چند ماهه در سال 1328 در نواحی مرزی ایران در کنار ارس می­باشد. وی در این مدّت یادداشت­هایی در بارۀ زبان تاتی مردم «کرینگان» از روستاهای منطقۀ قره­داغ آذربایجان شرقی جمع­آوری کرده و آن را در سال 1332 در تهران به چاپ رسانید. «گویش گلین­قیه یا هرزندی» عنوان مقاله­ای است، که نویسنده در بارۀ زبان مردم روستای گلین­قیه از توابع مرند به نگارش درآورده است. این مقاله بر اساس اطلاعات جمع­آوری شده از جانب وی در جریان سفر سال 1333 به این روستا تدوین شده و در آن مطالبی مشتمل بر پنج بخش «واژه­نامه»، «چند نکتۀ دستوری در بارۀ گویش هرزندی»، «صرف چند فعل»، «ترجمۀ چند مثل به گویش هرزندی» و «متنی به گویش هرزندی» با ترجمۀ فارسی آن آمده­ است.

<span lang=AZ-LATIN>21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix ****</span> <span lang=FA> آذر21</span><span lang=FA> .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد</span>

21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix **** آذر21 .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 46-62

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده در این مقاله نویسنده ضمن پرداختن به حرکات 21 اذر آذربایجانی ها که منجر به تاسیس یک حکومت با اختیارات محدود در داخل کشور ایران شد می پردازد. علاقه به این جنبش و تنوع بسیار زیاد دیدگاه‌ها و نظراتی که از این علاقه ناشی می‌شود، همچنان زنده و پویاست. تاریخ‌نگاری جنبش ۲۱ آذر که امروز نیز با پژوهش‌های جدید غنی‌تر می‌شود، بهترین گواه این مدعاست.وی با رد مصنوعی بودن این جنبش معتقد است بدون انکار نقش خارجی (در این مورد دولت شوروی) در جنبش ۲۱ آذر به درجات مختلف، باید به نکته دیگری نیز توجه کردد که جنبشی که توسط دولت شوروی حامل رسمی ایدئولوژی کمونیستی در آذربایجان ترویج می‌شد، دقیقاً به سمت جهت ملی-دموکراتیک هدایت شد. مطالعات نویسنده نشان می دهد در کارنامه مهاجران به آذربایجان آنسوی ارس هیچ نکته مشکوکی وجود ندارد.

<span dir=RTL lang=FA>مسافرت اجباری</span>

مسافرت اجباری

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 156-172

بهزاد تمدن

چکیده جنگ جهانی اول و فجایع ناشی از آن بقدری در آذربایجان خصوصا در غرب آذربایجان بازتاب دارد که در افکار عمومی مردم بعنوان جیلولوق نامیده می شود. پس از جیلولوق، مناطق جنوبی غرب آذربایجان از سلماس و اورمیه گرفته تا ساوجبلاغ ( مهاباد) ، سقز و بانه به تصرف اکراد سیمیتقو در آمد. یکی از افرادی که توانست حوادث این دوران را به قلم خود شرح دهد محمد تمدن از اهالی اورمیه می باشد. مسافرت اجباری وی شرحی است از ظلم و جنایاتی که اکراد سیمیتقو در حق ایشان و اهالی صلح دوست اورمیه و آذربایجان اعمال می کردند. محمد تمدن پس از دفع شر اکراد از اورمیه به شهر خود بازگشته و اوضاع غارت شده شهر را به خوبی تصویر می نماید.

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده همزمان با روی کار آمدن سلسله پهلوی، در اثر مساعی چندین ساله طبقه ای از روشنفکران ایرانی اعم از فارس و ترک، ایران دوره قاجاری از حالت چندگانگی فرهنگی به تکصدایی فرهنگی تبدیل و با استقرار این رژیم، تک صدایی ادبیات فارسی و ممنوعیت زبان و ادب ترکی با جبر بخشنامه و زور دولتی یکی از ارکان ایران دوره پهلوی گردید.
یکی از اولین اسناد تلاش برای جلوگیری از تدریس زبان ترکی در آذربایجان، راپورت و درخواست فرخ رئیس محاسبات وزارت امورخارجه به تاریخ 1305 ش، از وزارت خارجه ایران است مبنی بر جلوگیری از تاسیس مدرسه ترکی در آذربایجان. سند دوم مربوط به مبارزه با زبان و ادبیات ترکی در اواخر دوره پهلوی می باشد.

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 1-30

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده اسماعیل سیمیتقو که پس از برادرش جعفر  به ریاست ایل شکاک از عشایر غرب آذربایجان رسیده بود از دوران مشروطیت تا جنگ جهانی اول مشغول غارت در روستاها و شهرهای غرب آذربایجان بود. در جنگ جهانی اول ابتدائا به روسها متمایل شده سپس تغییر مسیر داده متمایل به عثمانی شد. پس از فاجعه جیلولوق و نبود حاکمیت قوی دولت در منطقه، سیمیتقو شهرهای اورمیه و سلماس را تصرف کرده و به ازار و اذیت مردم پرداخت. جنگهای متمادی قشون دولتی با سیمیتقو بالاخره منجر به شکست وی شده آواره کوههای مرزی ترکیه و عراق شد. وی در سال 1305 دوباره به سلماس حمله کرده که نتیجه ای در بر نداشت. سیمیتقو در تیر 1309 در اشنویه کشته شد. این مقاله به شرح روایتهای مختلف از چگونگی کشته شدن وی می پردازد.

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 31-72

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       ابراهیم پورداود زادۀ رشت در گیلان و یک گیلک بود، لیکن به مانند جمعی دیگر از روشنفکران و نویسندگان اقوام مختلف ایرانی قرن اخیر، تحت تأثیر عواملی چند به زبان و فرهنگ خودی پشت کرده، به ستایشگری از زبانهای فارسی، پهلوی، دوران ایران باستان و دیانت زرتشتی پرداخت و بیش از پنجاه سال از عمر خود را صرف پژوهش و تألیف در موضوعات مورد اشاره ساخت و آثاری در موضوعات: جمعآوری بخشهای مختلف اوستا، تفسیر اوستا، واژه شناسی زبان اوستایی، تاریخ پارسیان هند، جشنها و سنن پارسیان و ایران باستان، مباحث لغوی زبانهای فارسی و پهلوی و دیگر مطالب مرتبط با دین اوستا و عهد باستان ایران پدید آورد.
      محققان حوزۀ زبان، ادبیات و تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی نامهای بزرگی داشتهاند و درست یا غلط؛ به عمد یا بر سهو، در هالهای از تقدس و شکوه و بزرگی قرار گرفتهاند، تا کمتر کسی جرأت یا اجازۀ چون و چرا در بارۀ احوال، افکار و کیفیّت آثار ایشان را به خود داده، به نقد شخص و آثار ایشان بپردازد. واقع مطلب آن است، که اکثریّت قاطعی از این نامهای بزرگ جز طبلهای تو خالی و جز دروغگویانی بزرگ، کس و چیز دیگری نبودهاند. آنها دانش و پژوهش در ایران را به انحراف کشانده و دروغها و جعلیّات را در جایگاه حقایق نشاندهاند. ابراهیم پروداود نیز یکی از این نامهای سرشناس و تغذیه کنندۀ جریان باستانگرایی میباشد، که به ناحق در جایگاه مرجعیّت علمی در حوزۀ ایران باستان، دیانت زرتشتی و ایرانشناسی قرار گرفته است.
      بررسی و مرور همۀ موضوعات مورد علاقه، یا همۀ ویژگیهای آثار، افکار و روشهای پژوهشی ابراهیم پورداود مستلزم تلاشی پردامنه است، تا شناخت قابل اتکایی در بارۀ این عنصر مرموز حاصل گردد. این گفتار بر آن است برخی مختصات اندیشه و موضوعات مورد علاقۀ پورداود را بر پایۀ آثار وی، در معرض دید خوانندگان گذارد و نکاتی در بارۀ مضامین اشعار، اندیشه های جاری در اشعار، نوع نگرش وی در بارۀ مسائل زبانی و تاریخی ایران، فرضیۀ زبان آذری و نیز نگرش او در بارۀ پارسیان هند عرضه کند.

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 153-174

محمدحسن پدرام

چکیده شهید میرزا علی ثقــۀالاسلام تبریزی و شهید ستارخان سردار ملی جزو رجال باشخصیت و از مفاخر ملی ما هستند که صفات پسندیده و مبارزات قهرمانانه آن بزرگواران، بهترین الگوی وطن‌پرستی و آزادی‌خواهی محسوب می‌شوند. آن دو بزرگوار هر دو شیخی و هر دو مشروطه‌خواه و آزادیخواه بوده‌اند و رابطه معنوی مرید و مرادی با هم داشته‌اند. اینکه ستارخان به علت شیخی بودن ارادت خاصی به ثقــۀالاسلام داشته و مرید او بوده است جای بحث نیست ولی ستارخان بنابه نوشته اکثر تاریخ‌نگاران استقلال فکری داشته و کورکورانه تحت تأثیر هیچ کس قرار نمی‌گرفت. ستارخان علاوه بر ثقــۀالاسلام، نسبت به انجمن آذربایجان، مرکز غیبی تبریز و برخی از سران آزادی احترام خاصی قائل بود. این مقاله به بررسی ارتباط معنوی دو شهید مشروطیت، ستارخان و ثقه الاسلام می پردازد.

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 1-34

حیدر سعیدی

چکیده روستای شکریازی سلماس در محال کوره سینلی سلماس واقع است. محال کوره سینلی از شمال سلماس شروع و به دره قوطور خوی منتهی می شود. اهالی زحمتکش و فعال این محال از ترکان آذربایجان بوده و دارای مذهب شافعی می باشند. از نظر تاریخ تشکل، آداب و رسوم ضمن داشتن اشتراکاتی با سایر آذربایجان دارای پاره ای مراسمات خاص خود می باشند که یادگاری ازگذشته های بسیار دور می باشد. در این مقاله به تاریخچه کوره سینلی ها، فرهنگ و آداب و رسوم روستای شکریازی سلماس پرداخته شده است.

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 35-55

شهرام پناهی خیاوی

چکیده          شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسله صفوی، با ایجاد تحولی بنیادین در تاریخ آذربایجان، نه تنها قدرت سیاسی را در این منطقه به دست گرفت، بلکه به عنوان یک رهبر صوفی، مسیر زندگی اجتماعی آن را نیز شکل داد. وی با تأکید بر فلسفه تصوف، مذهب شیعه اثنی عشری را به عنوان مذهب رسمی در آذربایجان تثبیت کرد و رهبری معنوی جامعه را بر عهده گرفت. این رهبری معنوی، نتیجه تحولی بود که از زمان شیخ صفی‌الدین اردبیلی، بنیانگذار طریقت صفوی، آغاز شده و ادامه یافته بود. ارزش‌های تصوفی مانند زهد، تقوا، راز، اطاعت و تسلیم، شاه اسماعیل را قادر ساخت تا هم سلسله‌ای قدرتمند تأسیس کند و هم مریدان خود را گرد هم آورد. ابعاد معنوی و فلسفی تصوف نیز در رهبری شاه اسماعیل به وضوح دیده می‌شد. این مقاله قصد دارد برخی از جنبه‌های کارویژه های معنوی تصوف در دوره شاه اسماعیل و برخی از اصطلاحات رایج در گفتمان‌های صوفیانه آن دوره را بررسی کند. هدف ما در این مقاله، پرداختن به عمق و ماهیت تصوف نیست، بلکه تلاش داریم تا ابعاد سیاسی، اجتماعی و معنوی پیوند عاطفی شاه اسماعیل با مریدانش را از طریق نمادها و مفاهیم عرفانی تصوف تبیین کرده و فرآیندهای تاریخی مرتبط با آن را بهتر درک کنیم

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 56-73

بهرام اسدی

چکیده در جهان امروز، نام‌های جغرافیایی (توپونیم‌ها) یکی از اسناد کلیدی برای بررسی پیشینه تاریخی یک ملت در یک سرزمین هستند. مطالعه این نام‌ها و کشف حقایق نهفته در آنها به عنوان یک علم شناخته می‌شود و امروزه موضوع بسیاری از پایان‌نامه‌های دانشگاهی، توپونیم‌ها هستند.
در تحلیل نام‌های جغرافیایی، مقایسه آنها با یکدیگر و بررسی ارتباطات زبانی، ابهامات را رفع کرده و معانی پنهان را آشکار می‌کند. عامل دوم، سابقه تاریخی این نام‌هاست. برخی نام‌ها ممکن است بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت داشته باشند، در حالی که دیگران به ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردند. درک این نام‌ها مستلزم آشنایی با زبان‌های تاریخی و تحولات زبانی است.
واژه «وان» در ترکی باستان به معنای آبادانی و رونق است. این مقاله فهرستی از نام‌های جغرافیایی مبتنی بر «وان» در جهان و مناطق ترک‌نشین را ارائه می‌دهد.

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 85-98

محمدحسن پدرام

چکیده نام‌های جغرافیایی بازگوکننده هویت فرهنگی و طبیعی ملل روی زمینند که اغلب به دور از امیال سیاسی و اجتماعی پدید آمده و در حقیقت زاییده فطرت انسان‌ها می‌باشند. نام‌های جغرافیایی ریشه در فرهنگ و زبان ملل ساکن در واحدهای مختلف جغرافیایی دارند و به منزله سند هویت و شناسنامه اقوام مختلف محسوب می‌شوند. رضاشاه بعد از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی به قدری در محو و نابودی نام و آثار باقی‌مانده از سلسله قاجاریه و سایر آثار باقی‌مانده از گذشتگان افراط به خرج داد که حتی اعتراض یحیی دولت‌آبادی را نیز که خود در روی کار آمدن سلسله پهلوی نقش داشت برانگیخت. زیرا طبق نقشه و طرح تئوریسین‌های رضاشاه قرار بود نام آثار تاریخی، کاخ‌ها، شهرها، دهات، کوه‌ها، رودخانه‌ها، جنگل‌ها و سایره را که نام غیرفارسی داشتند، دوباره نامگذاری کنند. تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان از سال 1316 لغایت 1385 هجری شمسی را به نقل از کتاب‌های: «سرگذشت تقسیمات کشوری ایران»(5) و «فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجان‌شرقی» و «واژه‌های برابر فرهنگستان ایران» (6) نقل می‌کنیم.

سفارت جمهوری آذربایجان در تهران: جنبه های ناپیدای روابط ایران و آذربایجان در دیپلماسی آذربا یجان( 1920-1918)

سفارت جمهوری آذربایجان در تهران: جنبه های ناپیدای روابط ایران و آذربایجان در دیپلماسی آذربا یجان( 1920-1918)

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 182-263

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده در اواخر جنگ جهانی اول با پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه و خروج روسها از جنگ کل سیستم سیاسی روسیه بهم خورد و سه جمهوری گرجستان به مرکزیت تفلیس، ارمنستان به مرکزیت ایروان با اکثریت مسلمانان ترک آذربایجانی و جمهوری آذربایجان به پایتختی شهر باکو تشکیل شد. از سال 1918 با تاسیس جمهوری آذربایجان در شمال ارس مطبوعات ایران عده ای از دموکراتهای با تمایل راست افراطی ( بخوانید شوونیزم) در مقابل تشکیل جمهوری آذربایجان موضع تندی گرفته و اطلاق آذربایجان به شمال رود ارس را جعلی اعلام نمودند. البته تمام روزنامه های ایران و حتی متفکرین ایرانی در مقابل اطلاق آذربایجان به جمهوری جدید واکنش منفی نداشتند مانند روزنامه رعد سید ضیالدین طباطبایی که در فاصله 1298 شمسی تا فروردین 1299 در سمت هیئت فوق­العاده به باکو سفر کرده و با حقایق چگونگی تاسیس این جمهوری از نزدیک آشنا شده بودند. عادل خان زیادخانوف که خود از سلاله قاجاری و از نوادگان جوادخان سردار شهید گنجه بود، به عنوان اولین سفیر جمهوری آذربایجان نیز در نوشته هایش نیز از حسیات مثبت اهالی ایران در حین سفارتش در تهران به شکل بارزی یاد می کند.  این مقاله به فراز و نشیب روابط تاریخی ایران و جمهوری آذربایجان و تلاشها برای مثبت نمودن روابط  دو کشور می پردازد.

نقد رومان تاریخی «بـابـک» نوشته جلال برگشاد

نقد رومان تاریخی «بـابـک» نوشته جلال برگشاد

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 41-55

رستم بهراد رضی

چکیده رمان تاریخی « بابک» نوشته جلال برگشاد که در سال 1981 م در باکو چاپ شده است با ذهنیت دوران کمونیستی در صدد تبلیغ مزدک گرایی بر آمده و فضای کلی رمان را در خدمت آیینها و مناسک زرتشتی قرار داده است. دکترین استالینی بر آن بود که مزدکیان را  کمونیستهای تاریخی معرفی کنند. به این مفهوم که جنبش آزادی بخش و ضد اشغالگری جاویدان و بابک را مدافع آیین زرتشتی قلمداد کرده که در آن زمان با گذشت دو قرن از سقوط سلطنت ساسانیان به شدت طبقاتی گراییاش ارتجاعی میتوانست باشد. این مقاله به نقد این کتاب می پردازد.

بخشی از خاطرات منتشر نشده احمد برادران آهنگری نماینده مردم سلماس در مجلس آذربایجان سال 1324 ش

بخشی از خاطرات منتشر نشده احمد برادران آهنگری نماینده مردم سلماس در مجلس آذربایجان سال 1324 ش

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 107-130

رضا همراز

چکیده پس از اشغال ایران توسط قوای شوروی و انگلیس در شهریور 1329 و سپس تبعید رضاشاه نیروهای سیاسی فعال شده و در شهریور 1324 ش در آذربایجان حزبی به نام حزب دموکرات را ایجاد کردند. هدف این حزب احیا اصول مشروطیت از جمله اصل « انجمنهای ایالتی و ولایتی » بود که توسط رضاشاه لغو شده بود. براساس اصول مشروطیت، انتخابات مجلس ملی آذربایجان انجام و از حوزه سلماس شخصی به نام احمد برادران آهنگری انتخاب گردید که این خاطرات بخشی از نوشته های وی می باشد.

تار یخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربا یجان در دوره ی شورو ی

تار یخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربا یجان در دوره ی شورو ی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 1-11

اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده این مقاله ضمن بحث و بررسی ادبیات آذربایجان در میان آذربایجانیان شمال ارس به نقش اولیه و برجسته چمن زمینلی و فریدون بئی کوچرلی اشاره می کند. در ادامه مقاله به اوضاع ادبی آذربایجان تحت حاکمیت بلشویکها اشاراتی کرده و تغییرات پس از مرگ باقیروف را بیان می کند. آثار حسین جاوید، مجله فیوضات و جعفر جبارلی اشاره کرده و به پیشرفت سریع ادبیات آذربایجان پس از استقلال نیز تاکید می نماید.

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 12-51

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده آذربایجان در دو سده اخیر، عرصه‌ای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نه‌تنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاش‌های نظام‌های مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، به‌ویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالش‌های جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاست‌ها، که به‌وضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروه‌هایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار می‌کند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر می‌شود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهش‌های عمیق‌تر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب می‌کند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از این‌رو، با تکیه بر تجربیات شخصی و داده‌های موجود، تلاش می‌شود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجه‌ها را به چالش‌های جدی‌ای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عمل‌گرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد می‌تواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفت‌وگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.

تحلیلی بر وجه تسمیه و مرزهای آذربایجان باستانی

تحلیلی بر وجه تسمیه و مرزهای آذربایجان باستانی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 157-172

رضا زرگری

چکیده در این مقاله در خصوص ماهیت سرزمینی و اتنیکی آذربایجان باستانی بحث شده و ادعاهای مربوط به نام و معنای کلمه آذربایجان بحث شده است.   با توجه به سوابق و رویه مرسوم در آذربایجان که اسامی اماکن عمدتاً بر پایۀ نام‌های قومی استوار است کلمه آذربایجان از آس ها مشتق شده است. در این مقاله به حدود آذربایجان تاریخی قبل از میلاد و بعد از میلاد نیز اشاراتی شده است.

مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان ( 1918-1920م) با مقامات ایران در استانبول

مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان ( 1918-1920م) با مقامات ایران در استانبول

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 200-215

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده با وقوع جنگ جهانی اول و عقب نشینی روسها از ایران و آذربایجان، سیاستمداران آذربایجان شمال ارس استقلال خود را اعلام کرده و نام کشور را جمهوری آذربایجان نهادند. نامگذاری جمهوری به نام آذربایجان با واکنش منفی تهران مواجه شد. پس از پایان جنگ، دول درگیر جنگ در پاریس گردهم می آیند تا درباره امور صلح گفتگو نمایند. هیئت نمایندگی ایران و آذربایجان در استانبول اقامت می گزینند و در طی این اقامت 4 فقره گفتگو مابین روسای دو کشور انجام می گیرد. در یکی از این گفتگوها دولت ایران پیشنهاد اتحاد دو کشور را می دهد که حائز اهمیت بود. این مقاله به ریز مذاکرات ریاست دو هیئت می پردازد.

بررسی چگونگی و علل وقوع جنگ تحمیلی نقده در 31 فروردین 1358

بررسی چگونگی و علل وقوع جنگ تحمیلی نقده در 31 فروردین 1358

دوره 1، شماره 3، بهار 1403

عیسی یگانه

چکیده حزب دمکرات کردستان ایران در روز جمعه 31 فروردین ماه سال 1358 با اعلام و آمادگی قبلی برگزاری میتینگ مسلحانه در نقده و فراخوانی هواداران خود (با وجود مخالفت قبلی کتبی و شفاهی اهالی نقده) اقدام به انجام آن در محل استادیوم ورزشی (واقع در منطقه ترک‌نشین نقده) نمود . در حین برگزاری، ناگهان صدای تیراندازی در منزلی واقع در جنوب استادیوم شنیده شد و نیز مدتی بعد صدای تیری از خارج، اجتماع هزاران کرد مسلح حاضر در استادیوم ورزشی را متشنج نمود. اکراد مسلح با تیراندازی هوایی، سراسیمه محل یاد شده را ترک نمودند. در ابتدای امر، عوامل مسلح کردی در خیابان‌‌های اطراف استادیوم، عده‌ای از کسبه دوره‌گرد و از اهالی شهر نقده را کشته و نیز جمعی را در محل بازار هفتگی (جمعه بازار) و سایر محله‌ها به گروگان گرفتند. با آنکه ترک‌ها با بلندگوها تا ساعت 2 بعد از ظهر اعلام نمودند که برای پرهیز از جنگ و برادرکشی، افراد مسلح، شهر را ترک کنند سران حزب دموکرات این امر را نپذیرفته و تسلیم شدن ترک‌ها را درخواست نمودند.  در نتیجه ساعت 5 بعد از ظهر، درگیری رسماً آغاز شد و بعد از سه روز کشمکش و جنگ خونین، در سحرگاه روز دوشنبه 3/2/1358 افراد مسلح مهاجم، مجبور به فرار از نقده شده و جنگ پایان یافت.

معرفی تاریخ آواجیق، سرزمین دلاوران گمنام

معرفی تاریخ آواجیق، سرزمین دلاوران گمنام

دوره 1، شماره 3، بهار 1403

مهدی همت زاده

چکیده منطقه و شهر آواجیق واقع در شمالغرب آذربایجان، تابع شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی می باشد. وجود 
آثار قدیمی نظیر گورستان تاریخی پیراحمدکندی با قدمت 2800 ساله حکایت از وجود تمدنی پویا در این منطقه می 
باشد. این منطقه با قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، در گذشته محل آمد و شد و داد و ستد بوده و آثار دو گمرک 
تاریخی ) گمرک پیراحمدکندی و صوفعلی ( هنوز هم پابرجاست. این منطقه محل اسکان ترکان آیرم می باشد که در 
تاریخ منطقه نقش به سزایی داشته اند. از دیگر قبایل معروف که تعدادی از بازماندگان آن هنوز هم در منطقه آواجیق 
زندگی می کنند قره پاپاق ها هستند که در اصطالح محلی آنها را تَرَکَمه می شناسند. این مقاله به معرفی منطقه 
آواجیق، آثار باستانی و بزرگان این منطقه می پردازد.

جغرافیا ی تاریخی شمال آذربا یجان و قفقاز بر پا یه منابع عصر صفو ی ( 851-907 ق. / -1455 1501 م.)

جغرافیا ی تاریخی شمال آذربا یجان و قفقاز بر پا یه منابع عصر صفو ی ( 851-907 ق. / -1455 1501 م.)

دوره 1، شماره 3، بهار 1403

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده وقایع‌نگاران عصر صفوی در خلال‌ نیمۀ دوّم قرن نهم الی دهم هجری/پانزدهم تا شانزدهم میلادی، اقدامات نظامی مشایخ متأخّر خاندان صفوی در نواحی آذربایجان شمالی و برخی مناطق قفقاز را به‌ثبت رسانده‌اند. در بدو امر، هدف اصلی گزارشات، توجیح رویکرد دینی مشایخ مذکور در مواجه با مناطق غیرمسلمان‌نشین در فراسوی مرزهای آذربایجان بوده است، مع‌ذلک به اتّکای همین اطّلاعات، نمونه‌هایی هر‌چند ‌مجمل از مسائل مرتبط با مردم‌شناسی و جغرافیای‌ تاریخی نواحی یاد‌‌شده به دست می‌آید. در این ارتباط، سؤال هرچند سادۀ پژوهش حاضر، عبارت است از اینکه: اظهارات مورّخان صفوی، چه‌مباحثی را در حوزۀ جغرافیای ‌سیاسی و انسانی شمال آذربایجان و قفقاز معلوم می‌دارد؟ پرسش یاد‌‌شده ما را به این فرضیه رهنمون می سازد که: عامل جغرافیایی، نقشی تأثیر‌گذار بر حوادث تاریخی آن دوران داشته و به‌تبع اقدام‌ها و چالش‌های پیش روی مشایخ صفوی، مسالکِ مورد ‌نظر آنان در آذربایجان و قفقاز، محل کنجکاوی و مداقه تیزبینانه مورّخان قرار‌گرفته‌ است. روش تحقیق حاضر، بر پایۀ تبیین‌های «روایی و علّی» بوده و داده‌ها نیز بر اساس منابع عصر صفوی و پژوهش‌های متعارف جدید جمع‌آوری شده است. امّا، یافته اصلی تحقیق، بیانگر دو نکته اساسی‌ست: اوّلاً؛ اطّلاعات ارائه شده با ویژگی‌های کنونی شمال آذربایجان و قفقاز همخوانی قابل قبولی دارد. ثانیاً؛ از نقطه‌نظر مورّخان مذکور، توزیع جغرافیایی مناطق صرفاً به دلیل معرّفی نقش‌های مواصلاتی آن حائز اهمیت بوده و لذا، این دانستنی‌ها تنها بخش کوچکی از مجهولات ما نسبت به آن دوران را پاسخ می‌دهد.

ستارخان قبل و هنگام جنبش مشروطه

ستارخان قبل و هنگام جنبش مشروطه

دوره 1، شماره 3، بهار 1403

علی‌اکبر رضایی

چکیده جنبش­ مشروطه در ایران یکی­از پیچیده­ترین و عمیق­ترین تحولاتی بود که در تاریخ معاصر ایران شاهد آن بودیم. ریشۀ این جنبش اما از رقابت دوقدرت استعمارگر روسیه و انگلستان ناشی می­شد که هریک از آنان برای نیل به اهداف خاص خود خواهان دست­اندازی و نفوذ در ایران بودند. آذربایجان نیز به­عنوان یکی­از سه­کانون اصلی قیام برای مشروطه در این جنبش نقشی پررنگ و بی­بدیل داشت. پرسش اصلی پژوهش حاضر این­است که ستارخان چه جایگاهی در تبریز قبل­از مشورطه داشته و نقش و تأثیر آن هنگام مشروطه به­چه سمت­و­سویی بوده­ است؟ فرضیۀ پژوهش اشاره می­کند که ستارخان قبل از مشروطه از شخصیت­های خوشنام آذربایجان بوده و هنگام جنبش مشروطه نیز درحمایت از مردم قیام نمود. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و اسناد کتابخانه­ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که با شروع جنبش مشروطه ستارخان برای دست­یابی مردم ایران به آزادی و ازبین بردن استبداد قیام می­کند و علی­رغم تلاش کنسول روسیه برای جذب وی به­طرف روسیه وی مخالفت می­کند و پس­از پیروزی جنبش مشروطه و به­دست گرفتن قدرت توسط نیروهای طرفدار انگلستان ستارخان که شخصی میهن­پرست و مستقلی بوده در یک توطئه در پارک اتابک مورد حملۀ همه­جانبه قرار می­گیرد و پس­از زخمی شدن خانه­نشین شده و بدین­ترتیب از صحنۀ سیاسی حذف می­گردد.