این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
کلیدواژه‌ها = موسیقی
تعداد مقالات: 3
<span dir=RTL lang=AR-SA>اوزیر حاجی بیگوف و همسرش <span> </span>ملیکه: </span> <span dir=RTL lang=AR-SA>رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است</span>

اوزیر حاجی بیگوف و همسرش ملیکه: رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 504-543

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده این نوشتار به بررسی ابعاد ناشناختهٔ زندگی و شخصیت عزیر حاجی‌بیلی، آهنگساز بزرگ آذربایجانی، از طریق نامه‌های عاشقانهٔ او و همسرش ملکه خانم می‌پردازد. این نامه‌ها که عمدتاً به زبان روسی نوشته شده‌اند، روابط عمیق عاطفی، تلاش برای تحصیل موسیقی در مسکو، و دشواری‌های مالی و خانوادگی را نشان می‌دهند. ملکه خانم نه تنها عاشقی وفادار، بلکه مدیری کاردان برای خانوادهٔ بزرگ همسرش بود. عزیر در این نامه‌ها، همواره نگران سلامتی همسرش است و او را به یادگیری زبان ترکی تشویق می‌کند. سفرهای کاری، مشکلات با انجمن «نجات»، و تلاش برای ورود به هنرستان مسکو، بخش دیگری از این روایت است. ملکه خانم نیز با صبر و هوش، پشتیبان اصلی عزیر در دوران دوری و بحران‌های سیاسی مانند حوادث ۱۹۱۸ میلادی بود. این نامه‌ها، تصویری انسانی، رمانتیک و واقعی از یک هنرمند بزرگ ارائه می‌دهند که فراتر از شهرت عمومی‌اش، دغدغهٔ عشق، هنر و خانواده داشته است.

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 66-85

احسان رئیسی

چکیده صفی الدین اورموی  که با تالیف آثار ارزشمند، ارایه ی نظریات جدید و نوآوری‌ها در نظریه‌ی موسیقی شرق ، به عنوان بنیانگذار دوره جدیدی در تاریخ نظریه موسیقی شرق شناخته می‌شود، در مدرسه مستنصریه بغداد به فراگیری علوم ریاضیات و موسیقی و همچنین در علوم عقلی، ادبیات، تاریخ، نجوم، خوشنویسی و فقه پرداخت. او در دوره‌ای که زندگی می‌کرد با جلب توجه مقامات دولتی، در دوران مستعصم بالله به عنوان مستنسخ کتابخانه ی دربار عباسی و در دوران ایلخانان به عنوان رئیس دیوان انشا برگزیده شد. او که با لقب "صاحب الادوار" شناخته می‌شود، به واسطه ی ارایه ی نظریات جدید و نوآوری در دو اثر ارزشمندش با عنوان‌های الأدوار فی الموسیقی (کتاب ‌الادوار) و الرسالة الشرفیه فی النسب التألیفیه ( الرسالة الشرفیه) به عنوان منبعی معتبر در بسیاری از آثار تاریخ موسیقی و نظریه‌ی موسیقی که به زبان‌هایی نظیر عربی، ترکی و فارسی نوشته شده اند مورد استناد قرار گرفته‌ است. بررسی محتوای آثار اورموی نشان می‌دهد که او اطلاعات دقیقی در مورد موضوعاتی مانند تعریف نغمه و خصوصیات آن، دساتین (پرده ها)، ابعاد و نسبت‌های آنها، اجناس و نسبت‌های آنها، ادواره مشهوره، کوک های عود و دورهای ایقاعی ارائه داده است. هدف این مقاله، که ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و داده‌های آن از طریق روش‌های کتابخانه‌ ای و تحلیل موسیقایی گردآوری شده، بررسی دورهای ایقاعی و روش‌های توصیف این دورها در دو اثر اورموی، یعنی کتاب ‌الادوار و  الرسالة الشرفیه و تبیین آن‌ها با سیستم نت نویسی امروزی است. در نتیجه این تحقیق، مشخص شده است که اورموی، دورهای ایقاعی ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، رمل، خفیف رمل، مضاعف رمل، هزج، فاختی و فاختی زاید  که در کتاب ‌الادوار و الرسالة الشرفیه مورد بحث قرار گرفته‌اند را به دو روش مختلف، با استفاده از روش اتانین و افعال عروضی توضیح داده است. نکته مهم دیگر این است که بین برخی ازدورهای ایقاعی که در دو اثر اورموی شرح داده شده‌اند، تفاوت هایی از حیث ارزش واحد زمانی در هر میزانِ یک دور و تفاوت هایی در چینش و یا الگوی دورهای ایقاعی با ارزش واحد زمانی مشترک وجود دارد. دورهای ایقاعی حفیف ثقیل، خفیف رمل وهزج در دو اثر فوق با ارزش‌های زمانی متفاوتی توضیح داده شده‌اند، در حالی که دورهای ایقاعی رمل، هزج (شکل دوم) و فاختی، با وجود داشتن ارزش‌های زمانی یکسان، با الگوهای متفاوتی توصیف شده‌اند. علاوه بر این تفاوت‌ها، مشخص شده است که دور ایقاعی ثقیل اول در هر دو اثر دارای ارزش زمانی و الگوی یکسانی می باشد. همچنین، دور ایقاعی ثقیل که در الرسالة الشرفیه برابر با ارزش 8 واحد زمانی توضیح داده شده است، در کتاب ‌الادوار نیز با همان الگو اما مساوی با دو دور از آن برابر با ارزش 16 واحد زمانی شرح داده شده است.

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 135-152

سارا شهلایی

چکیده تعامل میان داستانها، موسیقی و ترانهها در فرهنگ موسیقایی آذربایجان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. این مقاله به بررسی ارتباط متقابل این عناصر و تقویت دوجانبه آنها میپردازد. هدف ما تحلیل این روابط از طریق نمونههایی از سنت موسیقایی آذربایجانی است. با مرور جامع پژوهشهای موجود و انجام مصاحبهها، ژانر عاشیقی را در فرهنگ ترکی بهعنوان تلفیقی برجسته از موسیقی، ترانه و روایت شناسایی کردیم. این ژانر شامل دو شکل اصلی روایت است: حماسهها و داستانهای عاشقانه که هر دو از شعر و نثر بهره میبرند. بخشهای شعری معمولاً با همراهی ساز بلندگردن قوپوز اجرا میشوند و با قطعات موسیقایی متنوعی به نام «هاوا» همراهی میگردند، درحالیکه بخشهای منثور بهشیوهٔ گفتاری و بدون همراهی موسیقی اجرا میشوند. مطالعه موردی این پژوهش، داستان «عاصی و کرم» است که در آن تلفیق مؤلفههای روایی و موسیقایی بررسی شده است. یافتههای ما نشان میدهد که عناصر روایی بخش جداییناپذیر اجراهای عاشیقی هستند و تعامل میان داستانها، راویان (عاشیقها) و موسیقی، ارکان اساسی این سنت موسیقایی پویا را تشکیل میدهند.