اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی
دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 388-410
پاشا صفروف
چکیده این متن به بررسی اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن دوازدهم، میپردازد. نظامی در فضای پرتنش مذهبی و سیاسی عصر خود، با دیدگاهی فراتر از تعصبات، به ترویج عدالت پرداخت. او که به خاطر عشق به کنیز قفچاقی خود، آفاق، و نیز سرودن اشعارش به زبان فارسی مورد نقد بود، با خلق آثار ماندگار خود بر تمامی این حاشیهها غلبه کرد. اصل عدالت در اندیشه نظامی، هم به عنوان یک اصل کلی فلسفی و حقوقی و هم در ابعاد خاص آن (مانند حقوق کیفری و قانون اساسی) تجلی یافته است. او در دوران حکمرانی دولتهای شیروانشاهان و اتابکان (الدنز) میزیست که شریعت اسلامی در کنار حقوق مسیحی (مانند قانون نامه مخیتار گوش) بر جامعه حاکم بود. نظامی با رد هرگونه تبعیض حقوقی، عدالت را در سه حوزه حاکمیت، عشق و سایر امور اجتماعی به تصویر کشیده است. مهمترین تجسم این اصل در دو اثر بزرگ او، "مخزن الاسرار" و "خسرو و شیرین" دیده میشود. در "مخزن الاسرار"، او با فصولی چون "پند شاه در باب عدالت" و "نصیحت به شاه"، حاکمان را به عدالت و مهرورزی نسبت به رعیت فرامیخواند و ظلم را ویرانگر میداند. در "خسرو و شیرین"، نظامی داستان عشق را به بستری برای ارائه آرمانهای عدالت خواهانه تبدیل میکند. او با اشاره به قصاص پسر ظالم توسط شاه هرمزد، بر برابری همگان در برابر قانون تأکید میکند و از زبان شیرین، شاهان را به عدالت و دانش دعوت مینماید. نظامی نشان میدهد که عدالت موجب آبادانی کشور و محبوبیت حاکم میشود و حتی از مرگ نیز ماندگارتر است. تأثیر این اصل عدالت خواهانه در اندیشه فیلسوفان و نویسندگان پس از او مانند اسپینوزا، کانت، ولتر و به ویژه ویلیام شکسپیر به وضوح قابل مشاهده است.

