این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
موضوعات = تاریخ
تعداد مقالات: 39
<span dir=RTL lang=FA>تاریخچه آموزش و زبان نوشتاری ترکی در آذربایجان</span>

تاریخچه آموزش و زبان نوشتاری ترکی در آذربایجان

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 1-22

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده مقاله به پیشینه تاریخی زبان و ادبیات ترکی در آذربایجان از دوران خانات تا پایان حکومت پهلوی می‌پردازد. زبان ترکی در دوره‌هایی چون صفویه و قاجار، زبان دربار، ارتش و بخش بزرگی از مردم بود و شاعران برجسته‌ای به آن سرودند. با آغاز جنگ جهانی اول و ظهور جریان‌های فارس‌گرا، هویت ترکی به چالش کشیده شد. تأسیس مدارس ترکی توسط رشدیه، جنبش مشروطه و سپس حکومت خودمختار آذربایجان در سال ۱۳۲۴ از نقاط عطف این زبان هستند. با روی کار آمدن رضاشاه، سیاست فارسی‌سازی اجباری در مدارس و ادارات اجرا شد و زبان ترکی ممنوع گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ و سپس در دوران پهلوی دوم، اگرچه محدودیت‌ها ادامه یافت، اما فعالیت‌های ادبی و فرهنگی چون سرودن اشعار ترکی توسط شهریار و سهند، چاپ کتاب دده قورقود و تأسیس نشریاتی چون وارلیق، نشان‌دهنده تداوم هویت زبانی است. با وجود آزادی‌های نسبی پس از انقلاب اسلامی، هنوز آموزش رسمی زبان ترکی در مدارس ایران وجود ندارد.

<span lang=FA>خاطرات پدرم از فجایع جیلولوق در سلماس</span>

خاطرات پدرم از فجایع جیلولوق در سلماس

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 347-363

علی اصغر غفوری نیا

چکیده این نوشته، روایت تلخ و مستند یک بازمانده از فاجعه‌ی تاریخیِ موسوم به «جیلولوق» (کشتار ترکان آذربایجانی توسط آشوریان و ارامنه‌ی مهاجر) در منطقه‌ی سلماس و ارومیه در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول (۱۲۹۷ شمسی/۱۹۱۸ میلادی) است. راوی، با تکیه بر خاطرات شفاهی پدر خود که خود شاهد عینی این وقایع بوده، شرح می‌دهد که چگونه گروه‌های جیلو که پیش‌تر از عثمانی به آذربایجان پناهنده شده بودند، با تحریک مبلغان غربی و نیروهای روسی، دست به کشتار جمعی، غارت و آوارگیِ مردم غیرنظامیِ ترک‌تبار و مسلمانِ منطقه زدند. روایت، لحظه‌به‌لحظه‌ی قتل‌عام در روستاهای «عیان» و «کهنه‌شهر»، فرارِ وحشت‌زده‌ی خانواده‌ها، گرسنگی، تشنگی و سرگردانیِ کودکان و زنان، خیانت‌های محلی، و نیز نقشِ نجات‌بخشِ «احسان‌نوری پاشا» و «ارتش اسلام» را در مهارِ این فاجعه و بازگرداندنِ نسبیِ امنیت، به تصویر می‌کشد. در پس‌زمینه‌ی این خاطرات، انتقاد تلخی از سیاست‌های استعماری غرب و روسیه و نیز غفلتِ حکومتِ وقت (قاجار) از امنیتِ مرزها و جانِ مردم دیده می‌شود. راوی، با تأکید بر ارزشِ «یادآوری» و «نوشتنِ تاریخِ محلی»، این خاطرات را نه فقط یک روایتِ شخصی، بلکه صدایِ یک ملتِ مظلوم و سندِ زنده‌ای از خیانت، مظلومیت و رنجِ مردمانی می‌داند که در گردابِ منافعِ قدرت‌های بزرگ، قربانی شدند.

<span lang=AR-SA>طهران- طوران</span>

طهران- طوران

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 364-375

اسدالله امیری

چکیده تهران به عنوان پایتخت دویست ساله ایران برای عده ای محل کار و درآمد، برای بعضی دیگر محل امکانات اعم از تحصیل و خدمات پزشکی و ...، برای برخی ترافیک و آلودگی و برای تعدادی از کنشگران اجتماعی محل انباشت ثروت و تشکیل دهنده هسته تفکر مرکز- پیرامون است. این نوشته بنا دارد تهران را از منظر بوم شناسی مورد تحقیق قرار دهد.

<span lang=AR-SA>فعالیت های ارامنه و نستوری ها در منطقه اورمیه و حوالی آن (1917-1918)</span>

فعالیت های ارامنه و نستوری ها در منطقه اورمیه و حوالی آن (1917-1918)

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 376-410

باریش متین

چکیده بعد از انقلاب بلشویکی اکتبر 1917، روسیه خارج از جنگ مانده بود. این وضعیت باعث شد تا در جنگ جهانی اول در سرزمین های ایران که صحنه ی درگیری و نزاع بین کشورهای روسیه، انگلیس، دولت عثمانی و آلمان بود، نیروهای آلمان و تُرک برتری داشته باشند. در دوران ذکر شده، قوای عثمانی در تلاش بودند تا از طریق ایران به منطقه ی قفقاز برسند. انگلیس هم تلاش می کرد تا کنترل نقاطی از ایران که روسیه خالی کرده است را در اختیار بگیرد. علیرغم اینکه انگلیس می خواست قبل از قوای عثمانی شمال ایران را اشغال کند، ولی برای این کار نیروی {نظامی} کافی در اختیار نداشت. به همین دلیل انگلیس حمایت از ارامنه و نستوری هایی که اندک اندک در اورمیه و حوالی آن جمع می شدند، را دستور کار خود قرار داد. ارامنه و نستوری ها هم به قوای عثمانی و مردم مسلمانان غیرنظامی ساکن این منطقه حمله می کردند و بسیاری از آنها را به قتل می رساندند.

<span lang=FA>مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول****</span> <span lang=FA> باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن</span> <span lang=FA> عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى</span> <span lang=FA> ( 1909-1905)</span>

مناسبات جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی با انقلاب مشروطیت آذربایجان ( 1909 ـ 1905 ) در مثلث باکو، تبریز، استانبول**** باکى، تبریز، استانبول اؤچ گنینده فعالیت ائدن عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى و آذربایجان مشروطیت انقلابى ( 1909-1905)

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده از آغاز قرن بیستم، با وقوع تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی و مدنی در قطب‌های سیاسی خاورمیانه، سرنوشت مردمان ساکن در این جغرافیا نیز دستخوش تغییر شد. فریادهای این ملت‌ها که در جریان افکار نوین برمی‌خاست، چون زنجیری از مردمی به مردم دیگر می رسد و نغمه‌های آزادی از ملتی به ملتی دیگر جهیدن گرفت. جنبش آزادی‌خواهی که از سال ۱۹۰۵ به بعد در روسیه روی داد، سرآغاز این حرکت آزادی‌خواهانه محسوب می‌شود. این جنبش آزادی‌خواهانه که بعدها به قاجار و عثمانی سرایت کرد، در جهت محدود ساختن قدرت‌های بی‌حد و حصر حاکمان و حرکت در مسیر مشارکت مردم در اداره کشور گام برداشت. آذربایجان نیز به دلیل همسایگی با روسیه و عثمانی، از این تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی دور نماند. طبقه نخبه و بازرگان باکو، تفلیس و جنوب که با عثمانی ارتباط نزدیک داشتند، به تدریج اندیشه‌های سوسیالیستی روسیه و تفکر اتحاد و ترقی (ترک‌گرایان) عثمانی را به آذربایجانی‌ها منتقل کردند. در این مقاله، تأثیر فرقه اتحاد و ترقی عثمانی بر جنبش مشروطه آذربایجان مورد بحث قرار می‌گیرد.

<span lang=AZ-LATIN>21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix ****</span> <span lang=FA> آذر21</span><span lang=FA> .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد</span>

21 Azər – zamanın sınağıdan çıxmış tarix **** آذر21 .تاریخی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمد

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 46-62

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده در این مقاله نویسنده ضمن پرداختن به حرکات 21 اذر آذربایجانی ها که منجر به تاسیس یک حکومت با اختیارات محدود در داخل کشور ایران شد می پردازد. علاقه به این جنبش و تنوع بسیار زیاد دیدگاه‌ها و نظراتی که از این علاقه ناشی می‌شود، همچنان زنده و پویاست. تاریخ‌نگاری جنبش ۲۱ آذر که امروز نیز با پژوهش‌های جدید غنی‌تر می‌شود، بهترین گواه این مدعاست.وی با رد مصنوعی بودن این جنبش معتقد است بدون انکار نقش خارجی (در این مورد دولت شوروی) در جنبش ۲۱ آذر به درجات مختلف، باید به نکته دیگری نیز توجه کردد که جنبشی که توسط دولت شوروی حامل رسمی ایدئولوژی کمونیستی در آذربایجان ترویج می‌شد، دقیقاً به سمت جهت ملی-دموکراتیک هدایت شد. مطالعات نویسنده نشان می دهد در کارنامه مهاجران به آذربایجان آنسوی ارس هیچ نکته مشکوکی وجود ندارد.

<span lang=RU>TÜRKOLOJİ QURULTAY: TƏRƏNNÜMÜN ARXA PLANI</span> <span dir=RTL lang=AR-SA>پ<span>شت صحنه قورولتای ترکشناسی باکو</span></span>

TÜRKOLOJİ QURULTAY: TƏRƏNNÜMÜN ARXA PLANI پشت صحنه قورولتای ترکشناسی باکو

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 98-137

علی شامیل

چکیده یکصد سال از برگزاری نخستین قورولتای ترک‌شناسی می‌گذرد که از ۲۶ فوریه تا ۶ مارس ۱۹۲۶ در باکو برگزار شد. در طول روزهای برگزاری قورولتای و نیز در سال‌های پس از آن، نه تنها در جمهوری آذربایجان، بلکه در اتحاد جماهیر شوروی سابق، ترکیه، ایران و سایر کشورها صدها مقاله و ده‌ها کتاب در این زمینه به چاپ رسیده است. در رادیو و تلویزیون بسیار سخن گفته شده و توجه و عنایت به توسعه فرهنگی اقوام ترک مورد ستایش قرار گرفته است. به‌اصطلاح، در نوشته‌ها، برنامه‌ها و پژوهش‌ها، وجوه آشکار و نمایان قورولتای برجسته شده است. اعدام نمایندگان نخستین قورولتای ترک‌شناسی در سال ۱۹۳۷ با اتهام‌های ملی‌گرایی و تبلیغات ضدشوروی و نامیدن آنان به عنوان «دشمن خلق»، باعث شد که ماهیت واقعی وقایع در تاریکی بماند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بخشی از اسنادی که در آرشیوها به صورت محرمانه نگهداری می‌شد، از حالت «محرمانه» خارج شد و پژوهشگرانی که از این فرصت بهره بردند، کوشیدند اهداف واقعی دولت‌های استعماری را در برگزاری قورولتای آشکار سازند. در میان بخشی از پژوهشگران نسل جدید، این نظر شکل گرفته است که دستگاه‌های امنیتی شوروی برای شناسایی و حذف افراد ملی‌گرا و میهن‌پرست، زمینه‌سازی برگزاری نخستین قورولتای ترک‌شناسی را فراهم کرده‌اند. با دقت در تاریخ دویست سال اخیر، روشن می‌شود که قورولتای ترک‌شناسی صرفاً برای نابودی روشنفکران اقوام ترک برگزار نشده بود. این قورولتای بخشی از سیاست همسان‌سازی (ذوب‌سازی) استعمارگران روسیه بوده است. روسیه تزاری برای مسیحی‌سازی و همسان‌سازی مردمان تحت سلطه خود، سیاستی پنهان و نرم را دنبال می‌کرد. شوروی‌ها سیاست ذوب‌سازی مردمان تحت سلطه دولت تزاری را در پوشش بین‌الملل‌گرایی ادامه دادند. اگرچه وعده می‌داد که ملت‌ها را از اسارت نجات خواهد داد، اما در عمل شکل سیاست ذوب‌سازی استعمارگر را تغییر داد. او پس از تکه‌تکه کردن ملت‌ها به گروه‌های کوچک، برنامه‌ریزی کرد تا زبان، فرهنگ و تاریخ آنان را به فراموشی سپرده و روسی‌سازی کند. اسناد موجود در آرشیو حزب کمونیست آذربایجان و سرویس امنیت ملی جمهوری آذربایجان نشان داد که به دلیل وجود مأموران - خبرچین‌های کافی کمیته امنیت دولتی (KGB) در قورولتای، دستگیری‌ها دو روز پس از گردهمایی آغاز شد. نخستین بازداشت‌شدگان، دانشگاهیان و سیاستمدارانی نبودند که به عنوان نماینده در قورولتای شرکت کرده بودند، بلکه اعضای کادر فنی بودند. به‌طوری که در ۸ مارس، علی یوسف‌زاده، دبیر علمی کمیته سازماندهی قورولتای و یکی از جوانانی که جمهوری آذربایجان برای تحصیل به خارج از کشور فرستاده بود - که در مدرسه عالی علوم سیاسی فرانسه تحصیل کرده و به وطن بازگشته بود - دستگیر شد و در ۱۱ مارس، احمد حاجین‌سکی و داداش حسن‌اف، رهبران حزب مساوات که به صورت مخفیانه فعالیت می‌کرد، دستگیر شدند. بازداشت‌شدگان نزدیک به سه ماه بازجویی شدند و اطلاعاتی درباره اینکه فهرست دعوت‌شدگان به قورولتای توسط چه کسانی تهیه شده، گفتگوهای خارج از گردهمایی و اطلاعاتی درباره نمایندگان و شرکت‌کنندگان به دست آمد. کسانی که در بازجویی اولیه نامشان ذکر شد، به شدت مجازات شدند و از اطلاعات به‌دست‌آمده از آنان استفاده گردید و در سال ۱۹۳۷ بسیاری از نمایندگان و شرکت‌کنندگان قورولتای ساکن در اتحاد جماهیر شوروی نابود شدند. 1926-cı ilin fevralın 26-dan martın 6-dək Bakıda keçirilən Birinci Türkoloji Qurultaydan yüz il ötür. İstər qurultay günlərində, istərsə də sonrakı illərdə yalnız Azərbaycanda deyil, keçmiş Sovetlər Birliyində, Türkiyədə, İranda və başqa ölkələrdə mövzu ilə bağlı yüzlərlə məqalə, onlarca kitab çap olunmuşdur. Radio və televiziyada çox danışılmış, Türk xalqlarının mədəni inkişafına göstərilən qayğı və diqqət tərənnüm olunmuşdur. Necə deyərlər, yazılarda, verilişlərdə, araşdırmalarda qurultayın görünən tərəfləri qabardılmışdır. Birinci Türkoloji Qurultayın nümayəndələrinin 1937-ci ildə millətçilikdə, antisovet təbliğatında suçlanaraq “xalq düşməni” adlandırılıb güllələnməsi hadisələrin əsl mahiyyətinin qaranlıqda qalmasına səbəb olmuşdur. Sovetlər Birliyinin çöküşündən sonra arxivlərdə gizli saxlanılan sənədlərin bir qisminin üzərindəki “məxfi”lik götürülmüş, bundan yararlanan araşdırıcılar qurultayın keçirilməsində müstəmləkəçi dövlətlərin əsl məqsədlərini ortaya qoymağa çalışmışlar. Yeni nəsil araşdırıcılarının bir qismində belə bir fikir yaranmışdır ki, Sovet xüsusi xidmət orqanları millətçi, vətənpərvər insanları müəyyənləşdirmək və onları aradan götürmək üçün Birinci Türkoloji Qurultayın keçirilməsinə şərait yaradıb. Son 200 ilin tarixini diqqətlə göz önünə sərdikdə aydın olur ki, Türkoloji Qurultay sadəcə Türk xalqlarının aydınlarını məhv etmək üçün keçirilməmişdi. Bu qurultay Rusiya müstəmləkəçilərinin assimilə (əritmə) siyasətinin bir parçası olmuşdur. Çar Rusiyası əsarətdə saxladığı xalqları xristianlaşdırmaq, assimilə etmək üçün gizli və yumşaq siyasət yeridirdi. Sovetlər çar hökumətinin əsarət altında saxladığı xalqları əritmək siyasətini beynəlmiləlçilik adı altında davam etdirdi. Xalqları əsarətdən xilas edəcəyini vəd etsə də əməldə müstəmləkəçinin əritmə siyasətinin formasını dəyişdi. O, xalqları kiçik qruplara parçaladıqdan sonra, onların dilini, mədəniyyətini, tarixini unutdurub ruslaşdırmağı planlaşdırdı. Azərbaycan Kommunist Partiyasının və Azərbaycan Milli Təhlükəsizlik Xidmətinin arxivindəki sənədlər onu göstərdi ki, qurultayda KQB-nin yetərincə agenti - informatoru olduğuna görə toplantıdan iki gün sonra həbslər başlanmışdır. İlk həbs edilənlər qurultayda nümayəndə kimi iştirak etmiş elm adamları və siyasətçilər deyil, texniki heyətin üzvləri olub. Belə ki, martın 8-də qurultayın Təşkilat Komitəsinin elmi katibi, Azərbaycan Cümhuriyyətinin xarici ölkələrə təhsil almağa göndərdiyi gənclərdən biri - Fransadakı Ali Siyasi Məktəbdə təhsil alıb vətənə dönmüş Əli Yusifzadə idisə, martın 11-də həbs edilən gizli fəaliyyət göstərən Müsavat Partiyasının rəhbərləri Əhməd Hacınski və Dadaş Həsənov idi. Həbs edilənlər üç aya yaxın dindirilərək, qurultaya dəvət edilənlərin siyahısının kimlər tərəfindən hazırlanması, toplantıdan kənarda gedən söhbətlər, nümayəndələr və iştirakçılar haqqında məlumat əldə edilmişdir. İlk istintaqda adı çəkilənlər sərt cəzalandırılmış, onlardan əldə edilən bilgilərdən istifadə edilmiş, 1937-ci ildə Sovetlər Birliyində yaşayan qurultay nümayəndələri və iştirakçılarının çoxu məhv edilmişdir.

<span dir=RTL lang=FA>مسافرت اجباری</span>

مسافرت اجباری

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 156-172

بهزاد تمدن

چکیده جنگ جهانی اول و فجایع ناشی از آن بقدری در آذربایجان خصوصا در غرب آذربایجان بازتاب دارد که در افکار عمومی مردم بعنوان جیلولوق نامیده می شود. پس از جیلولوق، مناطق جنوبی غرب آذربایجان از سلماس و اورمیه گرفته تا ساوجبلاغ ( مهاباد) ، سقز و بانه به تصرف اکراد سیمیتقو در آمد. یکی از افرادی که توانست حوادث این دوران را به قلم خود شرح دهد محمد تمدن از اهالی اورمیه می باشد. مسافرت اجباری وی شرحی است از ظلم و جنایاتی که اکراد سیمیتقو در حق ایشان و اهالی صلح دوست اورمیه و آذربایجان اعمال می کردند. محمد تمدن پس از دفع شر اکراد از اورمیه به شهر خود بازگشته و اوضاع غارت شده شهر را به خوبی تصویر می نماید.

<span dir=RTL lang=FA>آذربایجان سرزمین ترکان است </span>

آذربایجان سرزمین ترکان است

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 173-217

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده اسناد باستانی که در دهه‌های اخیر کشف شده و مورد بررسی‌های دانسشمندان معاصر قرار گرفته است همگی بر استقرار ترکان در آذربایجان تأکید می‌کنند. استقرار مدنیت‌های باستانی مانند هورری‌، گوتتی، ماننا و... به عنوان پروتوترکان بشمار می‌آیند و علم زبان‌شناسی این امر را مسجل ساخته است که این مدنیت‌ها بعلاوه سومریان و عیلامیان نیز پروتوترک به شمار می‌آیند. برخلاف برخی از نظریه‌پردازان دروغین، مردم آذربایجان با آمدن سلجوقیان ترک‌زبان نشده‌اند بلکه همواره مدنیت‌های ترک‌منشأ در این سرزمین ساکن بوده‌اند. حضور اقوامی چون هون‌، سابیر، قپچاق، آوار، بلغار، خزر، اوغوز و... به همراه حکومتها و قدرتهایی که پدید آوردند از دوره‌های پیش از میلاد بنای تمدن گذاشته و زبانشان تا امروز پایدار و استوار باقی مانده و با تغییرات و تحولات منطقی زبان در روند تاریخی خود، به زبان تورکی آذربایجان تبدیل گشته است و در سده‌های بعدی زبان ادبی معیار مردم آذربایجان شده است و ادبیاتی غنی در این سرزمین پدید آمده است. عمق تاریخی و گستردگی این ادبیات نشأت گرفته از تاریخ طولانی اقوام و مدنیت‌هایی با زبان تورکی در دیار عشق و آتش -آذربایجان است. این مقاله، هرچند بطور گذرا، به بررسی حضور اقوامی که در بالا نامشان برده شد پرداخته و بررسی تاریخی روندشکل‌گیری زبان تورکی را در آذربایجان بصورت کتابخانه‌ای بر عهده دارد.

<span lang=AR-SA>مناسبات تیموریان و ممالیک و لشکرکشی شام********</span> <span lang=TR>TİMURLU-MEMLÜK İLİŞKİLERİ ve SURİYE SEFERİ</span>

مناسبات تیموریان و ممالیک و لشکرکشی شام******** TİMURLU-MEMLÜK İLİŞKİLERİ ve SURİYE SEFERİ

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 334-356

امینه دمیرباش

چکیده امیر تیمور، بنیانگذار دولت تیموری که برای بیش از یک قرن بر تاریخ جهان تأثیر گذاشت، خاقان بزرگ ترک است که علاوه بر فعالیت‌های سیاسی، به دلیل فعالیت‌های فرهنگی خود نیز زبانزد خاص و عام می‌باشد. امیر تیمور که به مدت ۳۶ سال بر تخت فرمانروایی تیموریان نشست، با لشکرکشی‌های گسترده‌اش مرزهای خود را وسعت بخشید و در عصر خود سرزمین‌های بسیاری از آناتولی تا مغولستان و از ایران تا هندوستان را تحت تأثیر قرار داد. لشکرکشی شام در سال ۱۴۰۰ میلادی نیز از جمله لشکرکشی‌های مهم امیر تیمور به شمار می‌رود. آن‌طور که از منابع استنباط می‌گردد، سیاست خارجی خصمانه سلاطین مملوک در قبال امیر تیمور در وقوع این لشکرکشی مؤثر بوده است. امیر تیمور که پیش از حرکت به سوی پایتخت عثمانی قصد دفع غائله مملوکان را داشت، با سپاهی عظیم وارد سرزمین شام شد و ویرانی‌ای به جا گذاشت که تأثیرات عمیقی در پی داشت. مراکز تمدنی چون شهرهای حلب و دمشق که مورد تهاجم تیمور قرار گرفتند، مدت‌ها پس از خروج سپاه تیموری نتوانستند به روزگار پیشین خود بازگردند. به این معنا، تآثیرات به جای مانده از فرمانروای تیموری در سرزمین شام در منابع آن دوره ثبت شده و امیر تیمور به طور کلی به عنوان فرمانروایی ویرانگر و ستمگر در اذهان مردم منطقه نقش بسته است. با لشکرکشی به شام، سطح بالای فرهنگ فرمانروای تیموری آشکار گشت و ابن خلدون، از دانشمندان بزرگ آن عصر، دانش والای این فرمانروا را در خاطرات خود ثبت نمود. اطلاعات ارائه شده توسط ابن خلدون، حاوی جزئیات مهمی درباره شخصیت امیر تیمور و نیز تصرف دمشق توسط تیموریان می‌باشد.

<span lang=AR-SA>ایل آیرملو: ریشه های تاریخی، ساختار قبیله ای و نقش آن در تاریخ ترکان آذربایجان و ایران </span>

ایل آیرملو: ریشه های تاریخی، ساختار قبیله ای و نقش آن در تاریخ ترکان آذربایجان و ایران

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 357-375

پرویز آیرملو

چکیده ایل آیرملو به عنوان شاخه ای از طوایف ترک اوغوز و مرتبط با ایل روملو یکی از هفت ایل اصلی قزلباش صفویه که امروزه در سه کشور ایران ترکیه و آذربایجان متفرق هستند ، نقش کلیدی در تحولات سیاسی نظامی آذربایجان و ایران ایفا کرده است. این مقاله با رویکرد تاریخی تحلیلی و بر اساس منابع اولیه) مانند دفاتر تحریر عثمانی اسناد AKAK روسی و متون ایرانی مانند احسن التواریخ ) و ثانویه آثار (فاروق سومر، فخر الدین کیرزی اوغلو و دیگران) به بررسی ریشه های تاریخی( مهاجرت از آناتولی به آذربایجان پس از ۱۳۰۱ م. و تحول نام از روملو به آیرملو)، ساختار قبیله ای (کنفدراسیون چهار اویماقی داشلو، آکنجی آقساقلو و شمس الدینلو)، فرهنگ و زبان گویش آیروم به عنوان یکی از گویش های شناخته شده ترکی آذربایجانی در شمال غربی آذربایجان و نقش در دوره های صفویه (مرزبانی در چخور سعد و نبردهای مرزی)، افشار و قاجار (تأسیس سلطان نشین شوراگول درگیری با روسها و کوچ پس از ترکمانچای ، اسکان در صومای مرگور اورمیه، چالشهای قومی و نقش در امنیت مرزی) می پردازد.
یافته ها نشان می دهد که آیرملوها نه تنها یک واحد ایلی پیرو ، بلکه نیروی محرکه در تثبیت مرزهای شرقی صفویه و شمالی قاجار بوده اند که منجر به کمرنگ شدن هویت روملو-محور و تثبیت هویت مستقل آیرملو شد.
این پژوهش بر اهمیت حفظ میراث فرهنگی این ایل تأکید دارد و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده ارائه میکند.

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 1-20

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده همزمان با روی کار آمدن سلسله پهلوی، در اثر مساعی چندین ساله طبقه ای از روشنفکران ایرانی اعم از فارس و ترک، ایران دوره قاجاری از حالت چندگانگی فرهنگی به تکصدایی فرهنگی تبدیل و با استقرار این رژیم، تک صدایی ادبیات فارسی و ممنوعیت زبان و ادب ترکی با جبر بخشنامه و زور دولتی یکی از ارکان ایران دوره پهلوی گردید.
یکی از اولین اسناد تلاش برای جلوگیری از تدریس زبان ترکی در آذربایجان، راپورت و درخواست فرخ رئیس محاسبات وزارت امورخارجه به تاریخ 1305 ش، از وزارت خارجه ایران است مبنی بر جلوگیری از تاسیس مدرسه ترکی در آذربایجان. سند دوم مربوط به مبارزه با زبان و ادبیات ترکی در اواخر دوره پهلوی می باشد.

پیمان نامه سومر و ایلام

پیمان نامه سومر و ایلام

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 80-104

مهدی حسنی(اردبیللی)، محمد قره زاده شربیانی

چکیده در خوانش پرفسور هایز، متن سومری را به‌عنوان وقف‌نامه‌ای مذهبی برای خدای Meslamtaea و زندگی شاه شولگی تفسیر نموده که ما آن را شاه/خدای ساکن ایلام خواندیم. وی شولگی را شاه اور، کیلولا را مقام رسمی سومری و مهر را به‌عنوان ابزار نیایش آورده و ساختار متن را آیینی، سلسله‌مراتبی و در خدمت تثبیت سلطنت نشان داده بود ولی ما در خوانش جدید با رویکرد نشانه‌ شناسانه، اسطوره محور و زمینه‌محور، متن را به سندی سیاسی میان دو قدرت بازخوانی نمودیم. شخصیت‌های تازه ای چون آزیتا (شاه ایلام)، گوینده ایلامی و شخص نویسنده لوح که کیلولا را زیبا و پسر مقام تقسیم کننده سهم ها وآشنای خود با لفط تانوگوم آورده راوی بوده و به تقسیم شدن نسخه هایی از لوح توسط کیلولا اشاره نموده وافعال نیز از حالت نیایشی خارج شده و به کنش‌های سیاسی بدل  شده اند   .با توجه ترتیب نام‌ها در متن که با نام شاه ایلام شروع می شود، نشان‌دهنده انتقال لوح به ایلام و مالکیت نهایی آن است ولی از طرفی چون لوح با زبان سومری نوشته شده، پس برتری سیاسی سومر در همان ابتدا مشخص است. گوینده، که کیلولا را «آشنای من» خطاب می‌کند، به‌احتمال زیاد ایلامی بوده و در حال ثبت اطاعت از فرمان شولگی می باشد و چنانچه به طبعیت از دستور وی به زنده نگه‌داشتن فردی که شاه سومر بخشیده بوده اشاره نموده می نماید. در واقع این رفتار، نشانه‌ای از احترام سیاسی و پذیرش اقتدار طرف مقابل است، چون از نظر تاریخی، در عهد شولگی، سومر قدرت ‌مندترین نیروی منطقه بوده و شولگی خود را شاه چهارگوشه جهان که ایلام هم بخشی از آن بوده می نامیده است. بنابراین متن لوح با این واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد و در واقع ایلامی‌ها به سرکردگی پادشاه خود به لاگاش آمده، مهر را دریافت نموده و فرمان را اطاعت کرده‌اند، ولی نه از سر برتری، بلکه از سر دیپلماسی و تثبیت رابطه سند را با نام شاه خود ثبت نموده و به ایلام برده اند.[1] در مجموع، این متن نه فقط یک وقف‌نامه مذهبی، بلکه سندی چندلایه است که در خوانش دوم، لایه‌های سیاسی، دیوانی، و انسانی آن آشکار می‌شود. کیلولا، مقام سومری، در مرکز این تعامل ایستاده؛ و لوح، گواهی‌ست بر لحظه‌ای که قدرت، احترام متقابل سیاسی در پیمان نامه ها، و شناخت متقابل  که در دل خطوط میخی ثبت شده‌اند.
[1] - ولی دقت گردد لوح کنونی لوح قرائت شده، در واقع همان نسخه نگه داری شده در قلمرو سومر است که در جنوب عراق امروزی کشف شده است  

پایتخت: مظهر مدنیت و قدرت؛ با بررسی موردی «تبریز»

پایتخت: مظهر مدنیت و قدرت؛ با بررسی موردی «تبریز»

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 122-150

رسول داغسر

چکیده تمدن و پایتخت به عنوان یکی از تجلی‏گاه‏های آن همواره مورد بحث و بررسی تاریخ‏پژوهان، جامعه‏شناسان و حتی معماران و سیاست‏مداران بوده است و کشور ما ایران به عنوان یکی از گهواره‏های اساسی مدنیت بشری در همین راستا همواره زیر ذره‏بین قرار داشته است. تمدن کلمه‏ای سحرآمیز و جذاب است به گونه‏ای که هر ملت و قومی تمایل ویژه‏ای به تصاحب برخی از جلوه‏های آن بویژه مواردی که در جغرافیای کنونی زندگی آنها کشف می‏شوند نشان می‏دهند و موضوع اغلب بیش از آنکه در مجرای تاریخی خود پیش برود، قربانی امیال سیاسی می‏شود. نیز در همین راستا برخی مناطق جغرافیایی و شهرها به سبب سرگذشتی که در جریان تکوین تمدن داشته است حائز اهمیت خاص می‏شوند. در این مقاله سعی شده است به وجهه‏های اجتماعی-مدنی جغرافیای ایران کنونی در حد وسع پرداخته و حداقل اذهان سوگیرشده را دعوت به نگاه از پنجره‏ای دیگر بنماییم. نگاه نگارنده به موضوع اختلاطی از تاریخ، جغرافیا و سیاست یا به قول معاصران با تاکید بر وجوه ژئوپلتیک کشور ایران می‏باشد و سعی شده است کل موضوع از این منظر بررسی شود و به سوالاتی همچون؛ «1- عامل اصلی در طول دوره حاکمیت دولتهای حاکم بر ایران چه بوده است؟ و نقش پایتخت در این میان چه بوده است؟ چرا پایتختهای ایران متوالیا تغییر یافته است؟ 2- عوامل موثر در انتخاب تبریز به عنوان پایتخت یا انتقال کرسی از آن به شهرهای دیگر چه بوده است؟ 3- نقش پایتختی تبریز در برخی خصایل اخلاقی و روحی مردم آن چه نقشی داشته است؟ و آیا وجوه مثبت و پایداری از آن در زمان حال قابل مشاهده است؟  4- تبریز در چه شرایطی می‏تواند مجددا حامل کرسی پایتخت شود؟» پاسخ داده شود یا خواننده را در جهت شکل‏گیری تصویری قابل قبول در آن مسیر رهنمون شود.

ریشه های تورانی افسانه های قهرمانی ایران

ریشه های تورانی افسانه های قهرمانی ایران

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 180-243

Siyablı Ələsgər، اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده در این مقاله، تحلیل مقایسه‌ای اسطوره‌های ایران و توران-ترک ارائه می‌شود. افسانه‌های قهرمانی ایران عمدتاً در حماسهٔ «شاهنامه» فردوسی بازتاب یافته است.به طور کلی، تاریخ ایران که از دوران هخامنشیان آغاز می‌شود و به پارسیان نسبت داده می‌شود، در واقع از تحریف کامل بسیاری از رویدادهای تاریخی و قهرمانان اقوام تورانی و سامی تشکیل شده و به تاریخ ایرانی‌سازی‌شده تبدیل گشته است. اما رویدادها و شخصیت‌های مرتبط با سلسله‌های پیشدادیان و کیانیان پیش از هخامنشیان، افسانه‌هایی ساختگی هستند که هیچ ارتباطی با واقعیت‌های تاریخی ندارند. در اسطوره‌های ایران، دیوهایی که به عنوان دشمن تصویر می‌شوند، منظور تورها، یعنی ترک‌ها هستند. افسانهٔ پارسیان دربارهٔ دیوها، رویدادهای واقعی تاریخی را بازتاب می‌دهد.هرچند ایران‌شناسان مدرن، طوایف تور را که به عنوان کوچ‌نشین توصیف می‌کنند، به عنوان طوایف ایرانی‌زبان معرفی می‌کنند، اما فردوسی در اثر «شاهنامه» بدون هیچ تردیدی تأیید می‌کند که تورها ترک هستند و توران نیز کشور ترک‌هاست. در افسانه‌های قهرمانی ایران که ریشه در اسطوره‌های اوستا دارند، مبارزهٔ طولانی‌مدت طوایف بیگانهٔ هندو-ایرانی آریایی با طوایف بومی تورانی-ترک که دیو نامیده می‌شوند، بازتاب یافته است. در ادبیات تاریخی، این درگیری‌ها به نام جنگ‌های ایران-توران شناخته می‌شوند

گنج دکتر جواد هیئت استانبول یولوندا ( بلگه لر اساسیندا)

گنج دکتر جواد هیئت استانبول یولوندا ( بلگه لر اساسیندا)

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 1-18

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده در سوم شهریور 1320، پس از اشغال شمال و جنوب ایران توسط قدرت‌های متفقین، شمال غربی ایران (منطقه آذربایجان) به دست روس‌ها افتاد و تحت اشغال قرار گرفت. در تاریخ 24/9/1942، دولت ترکیه، علیرغم مشکلات اقتصادی، تصمیمی مبنی بر اعطای بورس تحصیلی به 114 دانشجوی ایرانی گرفت. وزارت امور خارجه در نامه‌ای به نخست‌وزیر اشاره کرده بود که این دانشجویان در مدارس شبانه‌روزی تحت نظر «حزب خلق» تحصیل خواهند کرد. دکتر جواد هیئت جوان نیز جزو این 114 دانشجو بود. در این مقاله، همراه با فهرست دانشجویان بورسیه ترکیه، اسناد مربوط به این دانشجویان که در آرشیو ترکیه یافت شده، ارائه گردیده است.

اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون‌حسن و سلطان یعقوب

اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون‌حسن و سلطان یعقوب

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 33-65

حامد عنایتی مدبر، امیر محمد جودی ثمرین

چکیده دوره حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو در ایران و دوران بسط قدرت این اتحادیه و خاندان حاکم بر آن از دیاربکر و سپس آذربایجان تا منتهی‌الیه کویر کرمان و سایر مناطق، یکی از مقاطع برجسته تاریخی از نظر تلاقی سیاست و دیانت در ساختار حکومتی و اجتماعی به شمار می‌رود. این پژوهش با اتکا به منابع اصلی و دست اولی چون آثار خواندمیر، طهرانی، خنجی، سفرنامه‌های ونیزی و دیگر مورخان آن عصر و یا نزدیک بدان، به بررسی جایگاه مذهب در ساختار قدرت آق‌قویونلوها می‌پردازد. تحلیل روایات تاریخی موجود نشان می‌دهد که سلاطین آق‌قویونلو، به‌ویژه اوزون‌حسن و یعقوب بیگ که به نسبت سایر سلاطین این دودمان با اقتدار و ثبات زمانی بیشتری به کار حکومت پرداخته‌اند، نه تنها در تقویت شریعت و حمایت از علمای اهل سنت کوشا بوده‌اند، بلکه دیانت را ابزار مشروعیت‌بخشی به حکومت خود قلمداد کرده‌اند. از سوی دیگر، تداخل باورهای مذهبی با ساختار اجتماعی و حقوقی جامعه، بروز جلوه‌هایی از خرافه‌گرایی، تصوف، و تعصبات مذهبی را نیز به همراه داشته است، که این مسئله نیز به نوبه خود نه‌تنها در این دوره، بلکه در سایر دوره‌های این‌چنینی امری مشهود بوده است و حتی در بخش تصوف و روی‌آوردن به صوفی‌گری، این دوره بعدها پایه‌گذار روی‌کار آمدن جریان قدرتمند‌تر نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی در ایران و آذربایجان شد. هدف این مقاله، ارائه تحلیلی جامع از بستر دینی آن عصر و تبیین نسبت میان دین، قدرت، و جامعه در قلمرو آق‌قویونلو و در طول حکمرانی سلاطین مقتدر آق‌قویونلو، یعنی اوزون‌حسن(حسن پادشاه) و فرزند وی سلطان یعقوب می‌باشد.

سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره‌ی آنان

سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره‌ی آنان

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 120-165

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده دوره­ی سلجوقیان دوران طلایی تمدن تورکی(ایران) – اسلامی است زیرا سلجوقیان توانستند در کشوری وسیع و قدرتمند، نظم و امنیت برقرار کرده و تغییر و تحولی پدید آورند و خشونت و کشتارهای جمعی را به حداقل خود برسانند؛ هرچند که رقابت­های درون دربار همچنان وجود داشته است. تأمین رفاه مردم، تشویق عالمان، صنعتگران، هنرمندان و شاعران نشانگر قدرت و توانمندی این سلسله در اداره‌ی کشور شمرده می‌شود. آثاری که از سلجوقیان تا زمان ما باقی مانده است بیش از صدهاست در حالی‌که در صد سال گذشته شاید تعداد انگشت‌شماری عمارت و بنایی ساخته شده است که بتواند هزار سال بعد اثری از آنها باقی بماند.  امروز مساجد، مدارس، پلها و کاروانسراها و... از آثار سلجوقیان همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. دربار آنان مرکز تجمع عالمان، اندیشمندان و هنرمندان بود و صدها تن به فعالیتهای علمی – ادبی و هنری می‌پرداختند. علوم مختلف زمان: طب، نجوم، فلسفه و حکمت، ریاضیات، طبیعیات، شرعیات رونق گرفته و صدها کتاب نوشته شد. شهرها آباد می‌شد و پیشه‌وری و کشاورزی رونق می‌یافت. صنعتگران به تولید و صنعت پرداخته و مایحتاج مردم را تامین می‌کردند. دوران طلائی ایران و اسلام با نام سلجوقیان پیوند خورده است. اصول اصلی هنر معماری، خطاطی، نقاشی، موسیقی، هنر و ادبیات تدوین و تثبیت گردید و هنر سلجوقی امروز همچون مانیفستی در انواع گوناگون هنر بعنوان اصول هنر اسلامی در تمام جهان ساری و جاری است. با آغاز سلسله‌ی پهلوی تاریخ ایران با روندی متفاوت روبرو شد؛ جعل و تحریف تاریخ به نفع یک سلسله‌ی برآمده توسط انگلیس آغاز شد. تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه زیر پا نهاده شد و بدستور انگلیس و بوسیله‌ی ۷ ماسون و دست نشاندگان آنان، تاریخ ما ایرانیان مورد تحریف قرار گرفت و جعل تاریخ ایران به نفع یک قوم و علیه دیگران (غیرفارس‌ها) در برنامه نهاده شد. عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی باب شد. این دست‌نشاندگان غرب، ترکان را مهاجم، مهاجر و وحشی معرفی کردند. آنان حتی با ۵ دقیقه آموزش زبان ترکی مخالفت کردند. تمام مطالب کتابهای درسی با این سیاستها نوشته شد. امروز برای حل مسأله راهی جز این نیست که این کتابها از مدارس جمع گردد و تاریخ واقعی مردم ایران به دانش آموزان آموخته شود. این مقاله نشان دادن برخی از دروغهای این مورخان تحریفگر و جعّال را برملا خواهد کرد. همچنین اشاره‌ای به ادبیات ترکی در این بازه‌ی زمانی خواهد داشت.

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

ماجرای کشته شدن سیمیتقو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 1-30

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده اسماعیل سیمیتقو که پس از برادرش جعفر  به ریاست ایل شکاک از عشایر غرب آذربایجان رسیده بود از دوران مشروطیت تا جنگ جهانی اول مشغول غارت در روستاها و شهرهای غرب آذربایجان بود. در جنگ جهانی اول ابتدائا به روسها متمایل شده سپس تغییر مسیر داده متمایل به عثمانی شد. پس از فاجعه جیلولوق و نبود حاکمیت قوی دولت در منطقه، سیمیتقو شهرهای اورمیه و سلماس را تصرف کرده و به ازار و اذیت مردم پرداخت. جنگهای متمادی قشون دولتی با سیمیتقو بالاخره منجر به شکست وی شده آواره کوههای مرزی ترکیه و عراق شد. وی در سال 1305 دوباره به سلماس حمله کرده که نتیجه ای در بر نداشت. سیمیتقو در تیر 1309 در اشنویه کشته شد. این مقاله به شرح روایتهای مختلف از چگونگی کشته شدن وی می پردازد.

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

چند نکته در بارۀ ابراهیم پورداود

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 31-72

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       ابراهیم پورداود زادۀ رشت در گیلان و یک گیلک بود، لیکن به مانند جمعی دیگر از روشنفکران و نویسندگان اقوام مختلف ایرانی قرن اخیر، تحت تأثیر عواملی چند به زبان و فرهنگ خودی پشت کرده، به ستایشگری از زبانهای فارسی، پهلوی، دوران ایران باستان و دیانت زرتشتی پرداخت و بیش از پنجاه سال از عمر خود را صرف پژوهش و تألیف در موضوعات مورد اشاره ساخت و آثاری در موضوعات: جمعآوری بخشهای مختلف اوستا، تفسیر اوستا، واژه شناسی زبان اوستایی، تاریخ پارسیان هند، جشنها و سنن پارسیان و ایران باستان، مباحث لغوی زبانهای فارسی و پهلوی و دیگر مطالب مرتبط با دین اوستا و عهد باستان ایران پدید آورد.
      محققان حوزۀ زبان، ادبیات و تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی نامهای بزرگی داشتهاند و درست یا غلط؛ به عمد یا بر سهو، در هالهای از تقدس و شکوه و بزرگی قرار گرفتهاند، تا کمتر کسی جرأت یا اجازۀ چون و چرا در بارۀ احوال، افکار و کیفیّت آثار ایشان را به خود داده، به نقد شخص و آثار ایشان بپردازد. واقع مطلب آن است، که اکثریّت قاطعی از این نامهای بزرگ جز طبلهای تو خالی و جز دروغگویانی بزرگ، کس و چیز دیگری نبودهاند. آنها دانش و پژوهش در ایران را به انحراف کشانده و دروغها و جعلیّات را در جایگاه حقایق نشاندهاند. ابراهیم پروداود نیز یکی از این نامهای سرشناس و تغذیه کنندۀ جریان باستانگرایی میباشد، که به ناحق در جایگاه مرجعیّت علمی در حوزۀ ایران باستان، دیانت زرتشتی و ایرانشناسی قرار گرفته است.
      بررسی و مرور همۀ موضوعات مورد علاقه، یا همۀ ویژگیهای آثار، افکار و روشهای پژوهشی ابراهیم پورداود مستلزم تلاشی پردامنه است، تا شناخت قابل اتکایی در بارۀ این عنصر مرموز حاصل گردد. این گفتار بر آن است برخی مختصات اندیشه و موضوعات مورد علاقۀ پورداود را بر پایۀ آثار وی، در معرض دید خوانندگان گذارد و نکاتی در بارۀ مضامین اشعار، اندیشه های جاری در اشعار، نوع نگرش وی در بارۀ مسائل زبانی و تاریخی ایران، فرضیۀ زبان آذری و نیز نگرش او در بارۀ پارسیان هند عرضه کند.

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 94-134

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده آذربایجان ۶جی یوزیلده گؤی‌تورکلرین باتی بؤلگه‌لری ایچینده یئر آلیر. بو زامان آذربایجاندا کنفدراسیون کیمی بیری-بیری‌نین یانیندا یاشایان تورک بویلاری: هونلار، سابیرلر، قیپچاقلار، پئچئنئق‌لر، آوارلار، خزرلر و اوغوزلار موجود-ایدی. بونلارین ایچیندن گؤی‌تورکلره داها یاخین اولان بوی خزرلریدی. اونلار تاریخ بویو هونلارلا ایش‌بیرلیک‌لر ائتمیش، گؤی‌تورکلر ضعیفله‌دیگی زامان خزرلر باشا کئچیرلر و گؤی‌تورکلرین یئرینی آلیرلار. اونلارین دیلی تورکجه اولاراق حکومت بایراغینی اوجا ساخلاییرلار. اونلار باشقا قبیله‌لرله دوزگون داورانیب، عینی حالدا بیر سیرا قبیله‌لری -بولقارلار، ماجارلاری- سیخینتی آلتینا آلاراق آذربایجاندان کؤچمه‌لرینه سبب اولورلار. اؤزلری ده باشقا قبیله‌لر طرفیندن سیخینتی‌یا دوچار اولوب، عربلرین کسیلمز ساواشلارینا گؤره آذربایجاندان اوزاقلاشما مجبوریتینده اولورلار. خزر دنیزی اونلارین آدینا قویولموشدو. اونلارین خزر دنیزی‌ایله قارادنیز آراسیندا یاشایاراق بؤلگه‌لری آذربایجانا قدر اوزانمیشدیر؛ آنجاق دفعه‌لرله عرب قوشونویلا آذربایجاندا توققوشوب، ساواشی گاه اودوب، گاهدان دا اودوزموشلار: بونونلا بئله نئچه اون‌ایللیکلر آذربایجاندان(قاراباغ-اردبیل‌دن) توتوب موصل‌ه قدر استیلالارینی ساخلامیشلار. خزرلر آذربایجان تورکجه‌سی‌نین عیارلانماسیندا و یازی دیلی‌نین زنگینلشمه‌سینده بؤیوک ائتکی‌لر بیراخمیشلار. کئچمیشده خزرلردن اثر قالماییب سؤیلنسه ده، بوگون خزرلرین موزه‌لرده سرگیله‌نن قیزیل، گوموش بزک آلت‌لری، قاب-قاجاقلاری، اکینچی‌لیک آلت‌لری و حیوان بسله‌مک وسائلی گؤز قاباغیندادیر. هابئله چوخلو عمارتلر و معمارلیق نمونه‌لری ده اوزه چیخمیشدیر. بیر زامانلار خزرلردن هئچ بیر اثر قالماییب دئین‌لر بوگون یازیلی اثرلرین خزینه‌سی قارشیندا حیرتده قالیرلار. نئچه-نئچه ۱۰۰مین سؤزجویه مالیک اولان خزرلرین نئچه بؤیوک حجمده یازیلی کتابلاری: داستانلار، دوعالار و مکتوبلاری الیمیزده دیر. بورادا خزرلرین تاریخی‌ایله برابر اونلارین ادبی اثرلرینین ده تانیتیمینی اوخویاجاقسانیز. مقاله کتابخانا آختاریشلاری سویّه‌سینده داوام ائده‌رک عالیملرین اثرلریندن یارارلانمیشدیر.

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 153-174

محمدحسن پدرام

چکیده شهید میرزا علی ثقــۀالاسلام تبریزی و شهید ستارخان سردار ملی جزو رجال باشخصیت و از مفاخر ملی ما هستند که صفات پسندیده و مبارزات قهرمانانه آن بزرگواران، بهترین الگوی وطن‌پرستی و آزادی‌خواهی محسوب می‌شوند. آن دو بزرگوار هر دو شیخی و هر دو مشروطه‌خواه و آزادیخواه بوده‌اند و رابطه معنوی مرید و مرادی با هم داشته‌اند. اینکه ستارخان به علت شیخی بودن ارادت خاصی به ثقــۀالاسلام داشته و مرید او بوده است جای بحث نیست ولی ستارخان بنابه نوشته اکثر تاریخ‌نگاران استقلال فکری داشته و کورکورانه تحت تأثیر هیچ کس قرار نمی‌گرفت. ستارخان علاوه بر ثقــۀالاسلام، نسبت به انجمن آذربایجان، مرکز غیبی تبریز و برخی از سران آزادی احترام خاصی قائل بود. این مقاله به بررسی ارتباط معنوی دو شهید مشروطیت، ستارخان و ثقه الاسلام می پردازد.

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

جلوه‌های عرفانی تصوف در رهبری معنوی شاه اسماعیل

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 35-55

شهرام پناهی خیاوی

چکیده          شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسله صفوی، با ایجاد تحولی بنیادین در تاریخ آذربایجان، نه تنها قدرت سیاسی را در این منطقه به دست گرفت، بلکه به عنوان یک رهبر صوفی، مسیر زندگی اجتماعی آن را نیز شکل داد. وی با تأکید بر فلسفه تصوف، مذهب شیعه اثنی عشری را به عنوان مذهب رسمی در آذربایجان تثبیت کرد و رهبری معنوی جامعه را بر عهده گرفت. این رهبری معنوی، نتیجه تحولی بود که از زمان شیخ صفی‌الدین اردبیلی، بنیانگذار طریقت صفوی، آغاز شده و ادامه یافته بود. ارزش‌های تصوفی مانند زهد، تقوا، راز، اطاعت و تسلیم، شاه اسماعیل را قادر ساخت تا هم سلسله‌ای قدرتمند تأسیس کند و هم مریدان خود را گرد هم آورد. ابعاد معنوی و فلسفی تصوف نیز در رهبری شاه اسماعیل به وضوح دیده می‌شد. این مقاله قصد دارد برخی از جنبه‌های کارویژه های معنوی تصوف در دوره شاه اسماعیل و برخی از اصطلاحات رایج در گفتمان‌های صوفیانه آن دوره را بررسی کند. هدف ما در این مقاله، پرداختن به عمق و ماهیت تصوف نیست، بلکه تلاش داریم تا ابعاد سیاسی، اجتماعی و معنوی پیوند عاطفی شاه اسماعیل با مریدانش را از طریق نمادها و مفاهیم عرفانی تصوف تبیین کرده و فرآیندهای تاریخی مرتبط با آن را بهتر درک کنیم

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

کلید نام ها ی جغرافیایی ما واژه « وان » و ترکیبات ساخته شده از آن

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 56-73

بهرام اسدی

چکیده در جهان امروز، نام‌های جغرافیایی (توپونیم‌ها) یکی از اسناد کلیدی برای بررسی پیشینه تاریخی یک ملت در یک سرزمین هستند. مطالعه این نام‌ها و کشف حقایق نهفته در آنها به عنوان یک علم شناخته می‌شود و امروزه موضوع بسیاری از پایان‌نامه‌های دانشگاهی، توپونیم‌ها هستند.
در تحلیل نام‌های جغرافیایی، مقایسه آنها با یکدیگر و بررسی ارتباطات زبانی، ابهامات را رفع کرده و معانی پنهان را آشکار می‌کند. عامل دوم، سابقه تاریخی این نام‌هاست. برخی نام‌ها ممکن است بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت داشته باشند، در حالی که دیگران به ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردند. درک این نام‌ها مستلزم آشنایی با زبان‌های تاریخی و تحولات زبانی است.
واژه «وان» در ترکی باستان به معنای آبادانی و رونق است. این مقاله فهرستی از نام‌های جغرافیایی مبتنی بر «وان» در جهان و مناطق ترک‌نشین را ارائه می‌دهد.