این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
موضوعات = تورکولوژی
تعداد مقالات: 7
<span lang=AR-SA>وجه تسمیه سولدوز</span><span dir=LTR lang=AR-SA> </span><span lang=AR-SA>و</span><span dir=LTR lang=AR-SA> </span><span lang=AR-SA>نقده</span>

وجه تسمیه سولدوز و نقده

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 23-346

فرهاد جوادی یکان سعدی

چکیده مقاله حاضر به بررسی ریشه‌شناسی و وجه تسمیه دو توپونیم مهم در آذربایجان غربی، یعنی سولدوز و نقده، می‌پردازد. نویسنده با رویکردی میان‌رشته‌ای و با تکیه بر اسطوره‌شناسی، زبان‌شناسی تاریخی، اخترشناسی باستانی و مردم‌نگاری، تفسیرهای رایج و عامیانه از این نام‌ها را نقد کرده و ریشه‌های کهن‌تر آن‌ها را در لایه‌های اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی اقوام پروتوترک جستجو می‌کند. در بخش نخست، نام سولدوز نه به معنای «دشت پرآب» (سولو دوز)، بلکه ترکیبی اسطوره‌ای از مؤلفه‌های «سو/شو» (نور، روشنایی، ایزد آب) و «اولدوز/دوز» (ستاره، آغاز کیهانی) تحلیل شده است. نویسنده آن را با مفهوم «ستاره چوپان» یا «ستاره آب» (عطارد/تیر) مرتبط می‌داند و بر پیوند آن با آیین‌های خورشیدپرستی و کیش ستارگان در میان ترکان ساکا و اوغوز تأکید می‌کند. در بخش دوم، نام نقده به صورت تحول‌یافته‌ای از نام الهه کهن ترکی-سومری «آناهیتا/اینانا» (ایزدبانوی آب، باروری و سیاره زهره) معرفی می‌شود. نویسنده با استناد به شواهد آوایی، نام نقده را بازمانده صورت‌هایی چون «ناهیدا» یا «ناقیدا» می‌داند و آن را با شهر باستانی نقده (Naqada) در مصر و تپه حسنلو در سولدوز مقایسه می‌کند تا پیوندهای فرهنگی-اسطوره‌ای تمدن‌های کهن را نشان دهد. مقاله در نهایت بر نقش کلیدی تفکر اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی ترکان باستان در شکل‌گیری نظام نام‌گذاری جغرافیایی آذربایجان تأکید کرده و تفسیرهای صرفاً تاریخی یا سیاسیِ متأخر از این نام‌ها را ناکافی و گمراه‌کننده می‌داند.

“?....QORQUD”, “QORQUT” YOXSA

“?....QORQUD”, “QORQUT” YOXSA

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 19-32

عباسعلی احمداوغلو

چکیده در حال حاضر، دو نسخه خطی شناخته‌شده از کتاب دده قورقود در جهان وجود دارد. عنوان کتاب در صفحه اول نسخه درسدن و نام دده قورقود موضوع بحث‌برانگیز این مقاله است. از آنجا که عنوان صفحه اول به زبان عربی نوشته شده است، محققان سراسر جهان که روی این اثر کار کرده‌اند، آن را به صورت‌های متفاوتی ترجمه کرده‌اند. حتی خطاطان عنوان و متن نیز یکسان نیستند. محققان جهانی متن عربی عنوان را به زبان خود ترجمه کرده‌اند و بنابراین ترجمه‌هایشان صحیح است. در حالی که محققان بومی در آذربایجان سه کلمه اول عنوان را فارسی و بقیه را عربی در نظر گرفته‌اند. در نتیجه ترجمه آنها از عنوان به ترکی تا حدی نادرست شده است. از سوی دیگر، نام قورقود نیز موضوع بحث است. برخی از محققان بومی سعی کرده‌اند آن را با جدا کردن دو هجای آن تحلیل و از طریق برداشت‌های خود تفسیر کنند. با این حال، نویسنده این مقاله معتقد است که واژگان در هر زبان جعبه‌های سیاه آن زبان هستند. آنها آنقدر محکم برای خود ایستاده‌اند که نیازی به شکستن آنها برای تحلیل اجزای شکسته شده نیست. کلمه "قورقود" نیز از این قاعده مستثنی نیست. نیازی به جدا کردن آن به دو بخش و سپس تفسیر جداگانه هر بخش برای دستیابی به معنای آن نیست. معنای این واژه به راحتی از طریق خود کلمه و به ویژه در متن هر دو نسخه خطی کتاب قابل درک است. هدف این مقاله نشان دادن دو سوءتفاهم درباره عنوان و معنای دقیق "قورقود" است.

زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)

زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 337-417

مهدی حسنی(اردبیللی)، محمد قره زاده شربیانی

چکیده در مقاله پیشرو تلاش گردید خوانش مجددی از کهن ترین قانون مدنی جهان مشهور به قانون حمورابی با خوانش                       پرفسور هارپر با تکیه بر منابع زبان ترکی انجام گردد، پس در هر بخش ابتدا با آوردن اصل خوانش هارپر به همراه خطوط میخی مرتبط از کتاب وی شانس خوانش اصل مقاله به خواننده داده شد، سپس در ادامه ترجمه فارسی دکتر بادامچی را نیز آوردیم و در نهایت خوانش جدید را با مشخص نمودن جزئیات هر نشانه  انجام داده و  آوانویسی انجام شده رو با شرح کلمه به کلمه در سه قسمت فارسی، ترکی آذربایجانی با الفبای عربی و ترکی آذربایجانی با الفبای لاتین ارائه نمودیم.                                       البته که به این کار بسنده ننموده و با آوردن نوشتار میخی سطور به شرح خوانش تک به تک میخ ها نموده و ارتباط آن را با زبان ترکی را بررسی نمودیم. لازم به ذکر است که در پاورقی ها آوانویسی ها، نکات فنی و... آورده شده و در ریشه یابی لغات و شرح آنها علاوه بر نظرات هارپر از منابع درجه یک باستانی همانند نظرات هلک، سایت های پنسیلوانیا، سایت های اکدی، منابع ایلامی و نیز منابع معتبر ترکی چون کتیبه اورخون، قوتادغوبیلیک، دیوان الغات الترک، کتاب ها و سایت های                        ریشه شناسی مشهور بهره بردیم. از نکات مهم بازخوانی ما اینست که مفهوم به دست آمده در بازخوانی از دریچه ترکی در بسیاری از موارد  نه تنها تفاوت فاحشی با خوانش هارپر ندارد بلکه گاهی برای یک لغت دو یا چند خوانش قابل فهم در تورکی بدست آمده، برای مثال در خوانش رودخانه ما به خوانش های " آرکولار : رودها، سولار : آبها و دورولار : آبهای روان( محل عمیق رودخانه معمولا آب شفاف دارد) " دست یافتیم که خود نشانگر واقعیت فرضیه ما بوده و خوانش شانسی را به چالش می کشد به علاوه در مواردی اصطلاحات ترکی نیز به دست آمد و مورد دیگر اینست که هر کجا خوانش ما با هارپر فرق داشت نیز باز درراستای تکمیل خوانش او بوده برای مثال در قضیه عزل قاضی ما به عزل او توسط " قوم اولو: کاهن اعظم " رسیدیم که در خوانش هارپر خبری از آن نبود. نکته مهم آخر اینست که از منظر صرف افعال و پسوندها نیز همخوانی با منابع تورکی را مشاهده نمودیم. به هر حال تلاش گردید تا کاری در خور خوانندگان تقدیم گردد و امید است این کار چراغی برای راه سنگلاخی و تاریک پیش روی محققین باشد.

ایلات و طوایف ترک و ترکمن در خطه خراسان

ایلات و طوایف ترک و ترکمن در خطه خراسان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 56-79

اسماعیل سالاریان

چکیده در این مقاله ابتدا به تاریخ  ترکان در منطقه خراسان پرداخته شده و سپس گروههای ترک برجسته منطقه توضیح داده می شود. در پایان نیز اسامی طوایف مختلف تاریخی ترک- ترکمن در منطقه خراسان شرح داده می شود.

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 131-149

مهدی حسنی

چکیده باور تقدس و توتمی برای گرگ درنزد ترکان امری است که از دیرباز مطرح بوده و درواقع این سنت در بین تمام ملل رایج است، چنانچه میرچا  الیاده  اسطوره پژوه نامی  معتقد است؛  بعد از یک نابودی نژادی، این یک حیوان مرتبط با ماه است که در نقش " نیای اعظم قوم " ظاهر شده و آن  را  دوباره احیا می کند   که این امر برای گرگ ماده " آسنا : آشینا  " در نزد ترکان  اتفاق افتاده است و در واقع   این نام به عنوان یکی از اسامی مرتبط با گرگ و ماه در اسطوره ترکان وارد شده است.  پرداختن به موضوع دیرینگی گرگ در آذربایجان امری است که از چند دریچه  کشفیات باستانشناسی، جاینام ها،  اسامی خاص، آثار ادبیو فولکلور قابل بررسی می باشد که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

جامعۀ شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه‌های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 12-51

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده آذربایجان در دو سده اخیر، عرصه‌ای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نه‌تنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاش‌های نظام‌های مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، به‌ویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالش‌های جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاست‌ها، که به‌وضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروه‌هایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار می‌کند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر می‌شود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهش‌های عمیق‌تر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب می‌کند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از این‌رو، با تکیه بر تجربیات شخصی و داده‌های موجود، تلاش می‌شود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجه‌ها را به چالش‌های جدی‌ای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عمل‌گرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد می‌تواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفت‌وگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.

بررسی نام و جایگاه بابک در کتیبه های ایلامی باروی تخت جمشید

بررسی نام و جایگاه بابک در کتیبه های ایلامی باروی تخت جمشید

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 75-122

محمد قره زاده شربیانی

چکیده وجود نام بابک در گل نوشته های ایلامی را نخستین بار دوست گرامی استاد مهدی حسنی اردبیللی با نگارنده در میان گذاشته و آدرس لوحه ها را جهت خوانش ارسال نمودند، در واقع این نام نیز همانند شکل هایی از سایر اسامی تمدن ایلامی( همانند "یاماکشید >جمشید ، زامسبا >جاماسب و ...  که بعدها وارد افسانه های عهد نگارش خدای نامه و اشعار فردوسی نیز شده اند که البته اسم بابک به هیچ عنوان وارد خدای نامه و اشعار شعرا نشده است ) وارد سیستم اسامی بعد از ایلامیان شده است. واژه بابک را در محل تلاقی عصر اشکانی و ساسانی در روایت " بابک "؛ عالم دینی حامی اردشیر بابکان که اردشیر را منتسب به او و به صورت             " اردشیر بابکان " آورده اند و نیز بابک سرداری در عصر ساسانی یاد           می توان مشاهده نمود که همگی نشان دهنده بقای آن تا عصر اشکانی و انتقال به ساسانی نیز بوده است .ما برآنیم که این نام نوعی لقب و جایگاه بوده و حتی تا عصر خلفای عباسی نیز رواج داشته است، چنانچه در داستان "بابک "سردار مخالف عباسیان در قرن دوم هجری و معاصر هارون و مأمون عباسی که نویسندگان دانشنامه اسالمی به نقل از مسعودی نام اصلی او را " حسن " ذکر کرده اند نیز برجسته گشته است .شخص دیگر مد نظر ما با نام "بای باک : بای بک " در متون عربی به قرن سوم هجری معاصر خلیفه چهاردهم عباسی» المهتدی باالله  فرزند الواثق بالله« است که این بابک به دست خلیفه کشته شده و در تاریخ به صورت "بایباک الترکی " نیز یاد شد که او در اصل از ترکان شرقی بوده در حقیقت بعدها استفاده از این واژه بجای کاربرد در جایگاه منصب ، به صورت نام مردان ادامه دار شده و به عصر ما نیز رسیده است. در واقع بابک خان عصر ایلامی نیزمنصب داری مهم بوده و بر امور نظارت داشته است در گل نوشته های مورد بحث شاهد  نگارش این اسم به دو صورت ik-ba-ula/Ba و ba-ula/Ba هستیم که واژه خانا : na-ka: به خان نیز به  آن چسبیده است و نشان از منصب دولتی او با توجه به اموراتی که اعم از تحویل گیری آذوقه و... دارد که تلاش نمودیم در ادامه هر دو نگارش میخی را در جدول شرح دهیم.