این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
موضوعات = تاریخ ادبیات
تعداد مقالات: 15
<span dir=RTL lang=AR-SA>اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی</span>

اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 388-410

پاشا صفروف

چکیده این متن به بررسی اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن دوازدهم، می‌پردازد. نظامی در فضای پرتنش مذهبی و سیاسی عصر خود، با دیدگاهی فراتر از تعصبات، به ترویج عدالت پرداخت. او که به خاطر عشق به کنیز قفچاقی خود، آفاق، و نیز سرودن اشعارش به زبان فارسی مورد نقد بود، با خلق آثار ماندگار خود بر تمامی این حاشیه‌ها غلبه کرد. اصل عدالت در اندیشه نظامی، هم به عنوان یک اصل کلی فلسفی و حقوقی و هم در ابعاد خاص آن (مانند حقوق کیفری و قانون اساسی) تجلی یافته است. او در دوران حکمرانی دولت‌های شیروانشاهان و اتابکان (الدنز) می‌زیست که شریعت اسلامی در کنار حقوق مسیحی (مانند قانون نامه مخیتار گوش) بر جامعه حاکم بود. نظامی با رد هرگونه تبعیض حقوقی، عدالت را در سه حوزه حاکمیت، عشق و سایر امور اجتماعی به تصویر کشیده است. مهم‌ترین تجسم این اصل در دو اثر بزرگ او، "مخزن الاسرار" و "خسرو و شیرین" دیده می‌شود. در "مخزن الاسرار"، او با فصولی چون "پند شاه در باب عدالت" و "نصیحت به شاه"، حاکمان را به عدالت و مهرورزی نسبت به رعیت فرامی‌خواند و ظلم را ویرانگر می‌داند. در "خسرو و شیرین"، نظامی داستان عشق را به بستری برای ارائه آرمان‌های عدالت خواهانه تبدیل می‌کند. او با اشاره به قصاص پسر ظالم توسط شاه هرمزد، بر برابری همگان در برابر قانون تأکید می‌کند و از زبان شیرین، شاهان را به عدالت و دانش دعوت می‌نماید. نظامی نشان می‌دهد که عدالت موجب آبادانی کشور و محبوبیت حاکم می‌شود و حتی از مرگ نیز ماندگارتر است. تأثیر این اصل عدالت خواهانه در اندیشه فیلسوفان و نویسندگان پس از او مانند اسپینوزا، کانت، ولتر و به ویژه ویلیام شکسپیر به وضوح قابل مشاهده است.

<span dir=RTL lang=AR-SA>موضوع </span><span dir=RTL lang=FA> فرهنگنامه </span><span dir=RTL lang=AR-SA>واژگان مشترک و اصطلاح‌شناسی در قبایل ترک</span>

موضوع فرهنگنامه واژگان مشترک و اصطلاح‌شناسی در قبایل ترک

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 486-503

سیف الدین آلتایلی

چکیده در این مقاله تأکید می‌شود که تهیه‌ی فرهنگ لغت تطبیقی اقوام ترک، که پس از گام نخست متأسفانه ادامه نیافته است، یکی از ضروری‌ترین مسائل جهان ترک به‌شمار می‌رود. به‌عنوان نمونه، زبان برادرانی که تا سده‌ی سیزدهم میلادی در جغرافیای آذربایجان و آناتولی به گویش ترکی اوغوزی سخن می‌گفتند، از این دوره به‌تدریج دچار شاخه‌شاخه‌شدن شد و پس از سده‌ی شانزدهم، زبان در هر دو سرزمین برادری به‌صورت دو گویشِ اوغوزی شرقی و اوغوزی غربی تکامل یافت و این وضعیت تا سده‌ی بیست‌یکم ادامه داشته است. اکنون دوران موسوم به عصر اینترنت، پیامی بسیار ویژه به ملت ترک، به‌ویژه در حوزه‌ی زبان، می‌دهد و بر لزوم اقدام سریع تأکید می‌کند. نمونه‌ی ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی، ضرورت درک کامل برادران ترک از یکدیگر در همه‌ی زمینه‌ها از طریق سخن گفتن به یک زبان ارتباطی واحد و نیز ایجاد وحدت در اصطلاح‌شناسی را به‌روشنی نشان می‌دهد.

<span dir=RTL lang=AR-SA>اوزیر حاجی بیگوف و همسرش <span> </span>ملیکه: </span> <span dir=RTL lang=AR-SA>رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است</span>

اوزیر حاجی بیگوف و همسرش ملیکه: رمانی که در نامه‌ها نوشته شده است

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 504-543

سولماز روستم اووا توحیدی

چکیده این نوشتار به بررسی ابعاد ناشناختهٔ زندگی و شخصیت عزیر حاجی‌بیلی، آهنگساز بزرگ آذربایجانی، از طریق نامه‌های عاشقانهٔ او و همسرش ملکه خانم می‌پردازد. این نامه‌ها که عمدتاً به زبان روسی نوشته شده‌اند، روابط عمیق عاطفی، تلاش برای تحصیل موسیقی در مسکو، و دشواری‌های مالی و خانوادگی را نشان می‌دهند. ملکه خانم نه تنها عاشقی وفادار، بلکه مدیری کاردان برای خانوادهٔ بزرگ همسرش بود. عزیر در این نامه‌ها، همواره نگران سلامتی همسرش است و او را به یادگیری زبان ترکی تشویق می‌کند. سفرهای کاری، مشکلات با انجمن «نجات»، و تلاش برای ورود به هنرستان مسکو، بخش دیگری از این روایت است. ملکه خانم نیز با صبر و هوش، پشتیبان اصلی عزیر در دوران دوری و بحران‌های سیاسی مانند حوادث ۱۹۱۸ میلادی بود. این نامه‌ها، تصویری انسانی، رمانتیک و واقعی از یک هنرمند بزرگ ارائه می‌دهند که فراتر از شهرت عمومی‌اش، دغدغهٔ عشق، هنر و خانواده داشته است.

<span lang=AR-SA>آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی</span>

آذری در آیینۀ روایت­های یحیی ذکاء: تحلیلی انتقادی از گزارش­های میدانی و استنادهای تاریخی

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 21-45

علی بابازاده ایگدیر

چکیده یحیی ذکاء نویسنده، باستان­شناس و متخصّص تاریخ هنر ایران بود. او از دوران جوانی و دانش­آموزی به فرضیۀ زبان آذری کسروی تمایل پیدا کرد و به برخی پژوهش­ها در این باره مبادرت ورزید و حاصل تحقیقات و دریافت­های خود را در مقالاتی متعدد به رشتۀ تحریر درآورد. نُه گفتار از این دسته مقالات یحیی ذکاء در سال 1379 از طرف بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار با عنوان «جستارهایی در بارۀ زبان مردم آذربایجان» چاپ و منتشر شد. در این نوشتار سه نمونه از مقالات یحیی ذکاء با عنوان­های «دو غزل آذری تازه یافته»، «گویش کرینگان» و «گویش گلین­قیه یا هرزندی» مورد بازخوانی و نقد قرار می­گیرند. مقالۀ «دو غزل آذری تازه یافته» به چاپ دیوان شاعری به نام بدر شروانی (845 ـ 789 هـ . ق .) مربوط می­گردد. این دیوان از سوی ابوالفضل هاشم­اوغلی رحیم‌اف در جزء انتشارات انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم جمهوری سوسیالیستی آذربایجان چاپ و منتشر شده­است. در آن دیوان دو غزل و یک ملمّع وجود دارد، که به گویشی مخصوص سروده شده­اند. ذکاء زبان این دو غزل را به زبان آذری مربوط دانسته و به معرّفی آن مبادرت ورزیده­است. «مقالۀ گویش کرینگان» حاصل تحقیقات یحیی ذکاء در زمان اقامت چند ماهه در سال 1328 در نواحی مرزی ایران در کنار ارس می­باشد. وی در این مدّت یادداشت­هایی در بارۀ زبان تاتی مردم «کرینگان» از روستاهای منطقۀ قره­داغ آذربایجان شرقی جمع­آوری کرده و آن را در سال 1332 در تهران به چاپ رسانید. «گویش گلین­قیه یا هرزندی» عنوان مقاله­ای است، که نویسنده در بارۀ زبان مردم روستای گلین­قیه از توابع مرند به نگارش درآورده است. این مقاله بر اساس اطلاعات جمع­آوری شده از جانب وی در جریان سفر سال 1333 به این روستا تدوین شده و در آن مطالبی مشتمل بر پنج بخش «واژه­نامه»، «چند نکتۀ دستوری در بارۀ گویش هرزندی»، «صرف چند فعل»، «ترجمۀ چند مثل به گویش هرزندی» و «متنی به گویش هرزندی» با ترجمۀ فارسی آن آمده­ است.

خسته حسن و حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا

خسته حسن و حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 21-30

Naile Asker

چکیده در شمال شرقی آناتولی، حوزه تاریخی عاشقانی وجود داشته که بنیانگذار آن « خسته حسن » بوده است. امروزه به دلیل رویدادهای سیاسی علیه ترک‌های آن منطقه در طول ۲۰۰ سال گذشته، تعیین مجدد مرزها و پاکسازی‌های قومی ملی در این جغرافیا، ناگزیریم از آن حوزه در زمان گذشته سخن بگوییم. حوزه عاشقان آغ‌بابا-چیلدیر-آخیسکا که زمانی بخش عمده‌ای از جنوب غربی قفقاز را تشکیل می‌داد، تحت یک چتر واحد وجود داشت و گوهرهای جاودانی به هنر عاشقی ترک عرضه کرد، اگرچه تحت شرایط سخت، به زندگی خود ادامه می‌داد. در تشکیل این حوزه، خدمات عاشق خسته حسن  شایسته ذکر ویژه است. او نقش بزرگی در توسعه هنر عاشقی در شمال شرقی آناتولی داشت و همچنین استاد بسیاری از عاشقان وابسته به این حوزه بود. در این مقاله، از حوزه‌ای که در نتیجه رقابت‌ها و ستم‌های سیاسی و قومی از هم گسیخته شده است؛ از هنر خسته حسن ، از حوزه عاشقی که او بنیان نهاد، از استادان عاشقی که پرورش داد، سخن گفته می‌شود و نقشه قومی و فرهنگی منطقه در پرتو رویدادهای تاریخی ترسیم می‌گردد.

میللی حوکومت دوورو مطبوعات تاریخیمیزدن یارپاقلار: شفق درگی سی « علمی ، ادبی و بدیعی آیلیق مجله »

میللی حوکومت دوورو مطبوعات تاریخیمیزدن یارپاقلار: شفق درگی سی « علمی ، ادبی و بدیعی آیلیق مجله »

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 105-121

رضا همراز

چکیده یکی از نشریاتی که در دوره حکومت یکساله آذربایجان در سال 1324-1325 در تبریز منتشر می شد نشریه شفق بود که در آن شاعران، منقدین، هنرمندان و نویسندگان دوسوی آذربایجان نیز معرفی می شدند. این مجله ارگان رسمی جمعیت دوستی فرهنگی شعبه تبریز جمعیت ایران با اتحاد شوروی بود. در این مقاله برای اولین بار مقالات و نویسندگان شماره های این نشریه معرفی می گردد.

پژوهشگر میهن‌پرست ، شاعر یحیی شیدا

پژوهشگر میهن‌پرست ، شاعر یحیی شیدا

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 151-179

علی شامیل، آی ناز ملک زاده

چکیده با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان از آن اتحادیه، علی شامیل به همراه هیئتی به عنوان نماینده جبهه خلق نخجوان برای استمداد از مقامات ایرانی به تبریز می آید. در این سفر با نویسندگان و شاعران آذربایجانی نیز از نزدیک آشنا شده که یکی از این افراد شاعر برجسته آذربایجانی یحیی شیدا می باشد. این نوشته به بررسی حوادث آنروزگار آذربایجحان دو سوی ارس و چگونگی آشنایی وی با یحیی شیدا می پردازد.

«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته‌دیم!» احمد آغااوغلونون مدینۀ فاضله‌سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله‌لیکدن قورتولوش پروسئسی‌نین تحلیلی

«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته‌دیم!» احمد آغااوغلونون مدینۀ فاضله‌سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله‌لیکدن قورتولوش پروسئسی‌نین تحلیلی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 86-119

میلاد تیموری

چکیده این مقاله به تحلیل اثر احمد آقااوغلو با عنوان «در سرزمین انسان‌های آزاد» می‌پردازد که در آن مفاهیمی چون آزادی و رهایی از بردگی ذهنی بررسی شده‌اند. آقااوغلو اتوپیای خود را بر پایه‌ی دیالکتیک آزادی و بردگی بنا نهاده و فلسفه‌ی آزادی خود را بر این مبنا تبیین و ترویج نموده است. در این اثر، مفاهیمی چون هویت، آزادی، عدالت، اخلاق و حقوق بشر در مقایسه با تجربیات تاریخی ترک‌ها به شکلی تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. آقااوغلو در این اثر اتوپیایی، جامعه‌ای آرمانی را ترسیم می‌کند که در آن ارزش‌های شرقی و غربی با هم ترکیب شده‌اند. او بر نقش اخلاقیات فردی (همچون صداقت، شجاعت، و فداکاری) در ایجاد یک نظم اجتماعی عادلانه تاکید دارد. این اثر نه تنها بازتاب‌دهنده‌‎ی آرمان‌های روشنفکری دوره‌ی گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه است، بلکه امروزه نیز به عنوان متنی انتقادی علیه استبداد و بیانیه‌ای در دفاع از آزادی و دموکراسی مورد توجه است. در تحلیل این اثر، به‌منظور تقویت چارچوب نظری و درک بهتر دیدگاه‌های آقااوغلو، در مواقع لزوم به نقدهای پژوهشگران مختلف درباره‌ی این اثر و همچنین به دیگر آثار نویسنده، از جمله «سه تمدن»، استناد شده است.*****
بو مقاله احمد آغااوغلونون «آزاد اینسانلارین اؤلکه‌سینده» اثرینین تحلیلینه اختصاص وئریلمیشدیر کی، بو اثرده آزادلیق و ذهنی کؤله‌لیکدن قورتولوش کیمی مفاهیم بحث اولونموشدور. آغااوغلو اؤز اتوپیاسینی آزادلیق و کؤله‌لیک دیالکتیکی اساسیندا قورموش و فلسفه‌ی آزادلیغینی بونا گؤره تشریح و تبلیغ ائتمیشدیر. بو اثرده، هویت، آزادلیق، عدالت، اخلاق و اینسان حاقلاری کیمی مفاهیم تاریخی تورک تجربه‌لری ایله موقایسه‌لی شکیلده تحلیل اولونموشدور. آغااوغلو بو اتوپیک اثریده شرق و غرب دئیَرلرینی بیرلشدیرن آرمان بیر جامعه تصویر ائدیر. او، عدالتلی بیر اجتماعی نظارین یارانماسیندا فردی اخلاقیاتین (دوروستلوک، جسارت و فداکارلیق کیمی) رولونون اوزرینه دَییر چکیر. بو اثر نه‌جه عثمانلی ایمپیراتورلوغوندان تورکیه جومهوریتینه کئچید دؤورونون اینتیلجوئل آرمانلارینی اکس ائتدیریر، بلکه بوگون ده استبدادا قارشی تنقیدی بیر متن و آزادلیق و دموکراسی دفعه‌سینده بیر بیاننامه کیمی اهمیتینی قورویور. بو اثرین تحلیلنده، نظری چرچیوه‌نی گوجلندیرمک و آغااوغلونون گؤروشلرینی دها یاخشی آنلاماق مقصدیله، لازیم اولدوغو حاللاردا موختلیف آراشدیرماچیلارین بو اثرله باغلی تنقیدلرینه و همینده مؤلیفین «اوچ مدنیت» کیمی دیگر اثرلرینه ایستیناد ائدیلمیشدیر.

محمد اقبال و احمد مدحت افندی: دگرگونی‌های فکری و فلسفی پس از سفرهای اروپایی

محمد اقبال و احمد مدحت افندی: دگرگونی‌های فکری و فلسفی پس از سفرهای اروپایی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 186-193

NOUSHAD MK

چکیده این پژوهش سفر فکری دو شخصیت برجسته، یعنی علامه اقبال و احمد مدحت افندی را با تمرکز بر تحولات مهمی که در اندیشه و فلسفهٔ آنها پس از سفرهای اروپایی‌شان رخ داد، مورد بررسی قرار می‌دهد. علامه اقبال (۱۸۷۸-۱۹۳۸)، شاعر-فیلسوف نامدار از هندِ تقسیم‌نشده، و احمد مدحت افندی (۱۹۱۲-۱۸۴۴)، نویسندهٔ مشهور عثمانی، از چهره‌های مهم جهان فکری ترکیه به شمار می‌روند. سفر آنها به اروپا، که نمونه‌ای بارز از مواجهه با افکار مدرن و جریان‌های سیاسی بود، دوره‌ای تحول‌آفرین در زندگی‌شان رقم زد و به شکلی عمیق بر آثار ادبی و فلسفی بعدی‌شان تأثیر گذاشت. هدف این مطالعه، انجام تحلیل تطبیقی عمیق بین آثار آنها قبل و بعد از اقامت در اروپا است. این تحقیق در پی آن است تا نشان دهد چگونه مواجهه با فضای فکری و اجتماعی-سیاسی اروپا، منجر به دگرگونی در نگرش آنها به فرهنگ، دین و سیاست شد. این پژوهش با استفاده از منابع دست اول مانند یادداشت‌های شخصی، نامه‌ها و آثار ادبی، همراه با تحلیل‌های ثانویه، تصویری جامع از ایدئولوژی در حال تکامل آنها ارائه خواهد داد. این تحقیق تنها به ردگیری دگردیسی فکری این دو چهره محدود نمی‌شود، بلکه در پی درک پیامدهای گسترده‌تر چنین تحولاتی در زمینهٔ نوزایی اسلامی و اندیشهٔ مدرن نیز هست. با تحلیل تبادلات بین‌فرهنگی و تخمیر فکری ناشی از آن، هدف آن است تا سهمی مهم در گفتمان موجود درباره چگونگی شکل‌گیری تجارب بین‌فرهنگی بر روایت‌های فلسفی و ایدئولوژیک ایفا شود. این پژوهش با ارائه درکی ظریف از میراث و تأثیر ماندگار تجربهٔ اروپایی اقبال و مدحت افندی، در پی ایجاد پلی بین درک تاریخی و علایق معاصر است.

نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی

نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 262-176

رضا همراز

چکیده میرزا محمود غنی زاده دیلمقانی/ سلماسی یکی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر و در عین حال یکی از گمنامان تاریخ معاصر است. وی در دو عرصه مطبوعات و ادبیات فعالیت داشت. در کارنامه مطبوعاتی وی همکاری با نشریه های بسیار عصر مشروطیت دیده می شود. وی آثاری نیز از زبانهای خارجی به فارسی ترجمه کرده است. این مقاله به بررسی آثار میرزا محمود غنی زاده سلماسی می پردازد.

نامه‌ای فراموش شده از صمد بهرنگی به ایرج افشار

نامه‌ای فراموش شده از صمد بهرنگی به ایرج افشار

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 175-188

یونس لیثی دریلو

چکیده این مقاله به بررسی نامه‌ای نادر از صمد بهرنگی به ایرج افشار می‌پردازد که اخیراً در میان اسناد آرشیوی بدست آمد. نامه بدون تاریخ است و گمان می‌رود که در فروردین ۱۳۴۷ نوشته شده باشد. به همراه این نامه، بهرنگی سه کتاب اخیر خود را به افشار ارسال کرده و تمایل داشته است که این آثار در مجله‌ «راهنمای کتاب» که افشار مدیر مسئول آن بوده، معرفی گردند. همچنین بهرنگی در این نامه به اختلاف‌های فکری پیشین بین خودشان اشاره کوتاهی می‌کند. او می‌خواهد که مقاله‌ جدیدش درباره شاه اسماعیل خطائی «بی کم و کاست» منتشر ‌شود که در آن به نقد تاریخ‌نگاری غرب‌زده و اشتباهات در ثبت تاریخی ‌پرداخته بود. بهرنگی در آن مقاله، انتقادات جدی به مورخانی دارد که اثرات شاه اسماعیل به زبان ترکی را نادیده گرفته‌اند و با غفلت یا عمد به تحریف تاریخ پرداخته‌اند. مقاله بهرنگی از آن جهت حائز اهمیت است که نشان‌دهنده دغدغه‌های فرهنگی و ادبی او در دوران فعالیت‌های ادبی و تأکید او بر ضرورت بازنگری در تاریخ‌نگاری ایران است. نه تنها کتابهای ارسالی صمد بهرنگی در آن مجله معرفی نمی‌گردند، حتی مقاله او، علیرغم اینکه پیش از آن پنج مقاله در آن نشریه منتشر کرده بود، چه در زمان حیات او و چه بعد از مرگ ناگهانی‌اش در همان سال، هرگز چاپ نمی شوند. مقاله حاضر، زوایایی از شخصیت و اندیشه‌های بهرنگی را نمایان می‌کند که پیش از این کمتر به آن‌ها پرداخته شده است.

نیظامی‌نین میللی کیم‌لیڲی ایله وطنی**** هویت ملی و میهن نظامی گنجوی

نیظامی‌نین میللی کیم‌لیڲی ایله وطنی**** هویت ملی و میهن نظامی گنجوی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 280-336

عباسعلی احمداوغلو

چکیده دۆنیا کلاسیک أدبیاتېنېن پارلاق اۏلدوزلارېندان اۏلان نیظامی‌، آذربایجان‌ېن گنجه شهرینده دوغولوب، یاشایېب یاراتدېغېنا، إله‌جه ده او شهردن إشیڲه چېخمادېغېنې اؤز أثرلرینده وورقولآدېغینا باخمایاراق، بعضی اؤلکه‌لر بو بؤیوک دۆشۆنه‌ری – دۆنیا أدبیاتېندا توتدوغو یئر و بوراخدېغی ایزلره گؤره – اؤز میللی-معنوی ثروت‌لری کیمی دۆنیایا تانېتدېرماغا چالېشېرلار. اۏنا گؤره هر أدبی بیر أثر أصلینده یاراندېغې جۏغرافییاداکې اینسان‌لارېن دۆنیا گؤرۆشۆ، دۆشۆنجه‌سی و دۆنیایا اۏلان باخېشېنې أدبی بیچیمده بۆتۆن دۆنیایا چاتدېرماغا چالېشان بیر معنوی دڲر دیر. نیظامی‌نین ده یارادېجې‌لېغې بو باخېمدان اؤز ایچینده داشېدېغې یئرلی دڲرلر تملینده آراشدېرېلېب تنقید اۏلمالې ‌دیر. اۏندان باشقا، هر بیر دۆشۆنر، یازار، شاعیر، إله‌جه ده هۆنرمن طبیعی اۏلاراق، اؤز کیم‌لیڲینی اۏلوشدوران دیل-دۆشۆنج، یئرلی دڲرلر، میف‌لری سئویب اۏنلاری قۏروماغا چالېشان بیر اینسان ‌دېر. ألبته بئله بیر اینسان اؤزلۆڲۆنۆ اۏلوشدورموش بو دڲرلره اۏلان یاناشماسې (موناسیبتی) ایله اؤز میللی کیم‌لیڲینی ده اۏخوجویا، إله‌جه ده دۆنیایا چاتدېرماغې اؤز دۏغال حاققې بیلن بیر اینسان‌ دېر. بو آراشدېرمادا نیظامی‌نین اؤز یارادېجې‌لېغېن‌دان آلېنمېش یاناشمالارا دایاناراق نیظامی‌نین گرچک میللی کیم‌لیڲی ایله دۏغما وطنی آراشدېرېلاجاق. مقاله‌نین آراشدېرما مئتۏدو نیظامی‌نین اؤز قله‌می ایله یازدېغې دری (چاغداش فارسې‌نېن کؤک دیل‌لریندن بیری) دیلینده یازېلمېش متنده اۏلان أصلی متنین قورولوشچولوق و سئمیۏتیک أدبی نظریه‌لری أساسېندا یازیلمیش بیر اینجه‌له‌مه ‌دیر. متنین آراشدېرماسې‌نېن دقیق و گۆوه‌نلی اۏلماسې اۆچون اۏریژینال متنین أل‌یازمالارېنې دا تاپېب آراشدېرماغا چالېشدېق. بو آراشدېرمادا قایناق اۏلاراق تقدیم اۏلونان أل‌یازما نۆسخه‌سی خمسه‌نین ألده ائدیلمیش أن کامیل متنی ‌دیر.

نگاهی بر کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید‌یاسمی

نگاهی بر کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید‌یاسمی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 216-251

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشتۀ غلامرضا رشید یاسمی است، که آن را در سال 1316 به درخواست وزرات فرهنگ ایران به رشتۀ تحریر درآورده­است. موضوع کتاب چنانکه از عنوان آن پیداست، به تاریخ و مسائل تباری و نژادی قوم کُرد مربوط می­گردد. در زمان سلطنت رضاشاه دستگاه فرهنگی حکومت بر اساس یک تمایل شدید و مرموز، غلامرضا رشیدیاسمی، مردوخ کُردستانی و ولادیمیر مینورسکی را مأمور تدوین تاریخ کُرد و تعیین منشأ نژادی و اثبات ایرانی بودن این قوم نمود. نگارنده در مطالعات خود به نکتۀ قانع کننده­ای در بارۀ علل این اشتیاق برنخورده­است. به عنوان یک احتمال عمده می­توان معتقد بود این تمایل شدید حکومت ­نژادگرا و آریایی­باز پهلوی برای اثبات همریشگی نژادی برخی اقوام ساکن در ایران با فارس­زبانان، ریشه در علاقۀ این حکومت برای یارگیری از اقوام غیر ترک ایرانی، جهت طرح ادّعای غلبۀ جمعیّتی مردم فارس­زبان و برادران نژادی آنها در مقابل جمعیّت ترک بوده­است. شاید غرض آینده­نگرانه­ای برای طرح دعاوی ارضی نسبت به اراضی کُردنشین کشورهای همسایه هم در این اشتیاق دخیل بوده­باشد. دعوی ارضی نسبت به سرزمین­های کُردنشین عثمانی در ادعانامۀ استرداد اراضی تسلیم شده به کنفرانس صلح پاریس از طرف هیئت ایرانی در مارس 1919 و تأکید بر ایرانی­نژاد و ایرانی­زبان بودن این قوم شاهد دیگری است، که این گمان را تقویت می­کند.       نویسندگان سه گانۀ مذکور به عنوان مؤلّفانی پروژه­کار در قبال دریافت اجرت، اسناد و امکانات تحقیق به تدوین تاریخ کُرد بر اساس اصول و معیارهای تعیین شده از طرف حکومت پهلوی پرداخته و تاریخی مشوّش و مجعول برای قوم مذکور ساختند. اساس کار در تدوین این تاریخ بر اثبات ایرانی بودن اکراد بر اساس تعریف خاص نخبگان حکومت از مفهوم ایرانی بودن، اثبات آریایی بودن کُرد و اشتراک نژادی کُرد و فارس، اثبات حضور کُرد در همه جای فلات ایران، ادغام کُرد در جامعۀ آریایی و فارسی، زیر مجموعۀ فارسی قرار دادن زبان کُردی، منتسب ساختن برخی سلسله­های پادشاهی ایران به اکراد و در نهایت منتسب ساختن کُرد به سلسله یا تمدّن ماد استوار بود. تألیف کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» در شرایط خلأ فرهنگی و فقدان آثار مکتوب در موضوع مذکور به انجام رسید و مطالب این کتاب با وجود معایب و اغلاط بسیار، در سایۀ تبلیغ و پیرایه­بندی دیگران قبول عام یافت.       متأسّفانه در سایۀ سوء استفادۀ مسئولان فرهنگی حکومت پهلوی از موقعیّت خاص تاریخی و خلأ فرهنگی برای تدوین آثار مکتوب بر اساس اصول و علائق آریایی­ محور و فارسی­ محور خود و تلاش­های بعدی دستگاه­های فرهنگی این حکومت در جهت به کرسی نشاندن تاریخ­های دست­ساز و مجعول خود و استمرار این رویه در دوران بعد از انقلاب اسلامی، این قبیل نوشته­های غیر علمی و غیر مستند در جایگاه کتب مرجع نشسته و ساختار فکری و نگرشی جامعۀ روشنفکری و دانشگاهی ایران را شکل داده و به منابعی برای تدوین کتب بعدی در موضوع خود بدل شدند.

Aşıq Nəsibin yaradıcılığında işlək şeir janrları

Aşıq Nəsibin yaradıcılığında işlək şeir janrları

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403

Naile Asker

چکیده Aşıq sənəti əsrlərlə davam edən təcrübələrdən keçərək cilalanmış, özünəməxsus ifa tərzi, ənənələrə söykənən forması və qayda-qanunları olan bir yaradıcılıq sahəsi halına gəlmişdir. Aşıqlar musiqi ilə yanaşı heca vəznində xalq şeirinin müxtəlif formalarında şeirlər də yaratmışlar. Bu al-əlvanlıq aşıq mühitlərinə görə də dəyişmiş, bəzi mühitlərdə işlək olan janrlar başqa mühitdə o qədər də işlək olmamışdır. Bütün dövrlərdə və mühitlərdə bu şeirlərdən daha çox gəraylı, qoşma və təcnis işlək olmuşdur.                Bu yaradıcı aşıqlardan biri də Ağbaba-Çıldır aşıq mühitinin usta təmsilçisi Aşıq Nəsib olmuşdur. O, XIX əsrin sonu - XX əsrin əvvələrində yaşayıb yaratmışdır. Aşıq Nəsibin yaradıcılığında aşıq rəvayətləri də daxil olmaqla vur-tut yeddi janr müşahidə edilir. Bizcə, bunun iki mühüm səbəbi var: əvvəla, aşığın poetik irsi vaxtında toplanmadığı üçün böyük əksəriyyəti itib-batmışdır. İkincisi, Ağbaba-Çıldır aşıq mühiti söz qoşma və ifaçılıq ənənələri baxımından Anadolu aşıq məktəbinə daha yaxın olduğu üçün janr əlvanlığı sahəsində başqa aşıq mühitlərindən fərqlənir. Lakin Ağbaba-Çıldır aşıq mühitində aşıq şeirinin bütün əsas janrları mövcuddur. Burada bayatı, qoşma, gəraylı, təcnis, müxəmməs, divani, ustadnamə, dastan, rəvayət kimi janrlardan geniş şəkildə istifadə edilmiş, sadəcə olaraq, müstəzad, cığalı və qoşayarpaq təcnis, dodaqdəyməz, dildönməz kimi daha mürəkkəb bəzi şeir növləri çox da işlək olmamışdır.

“Sirlər xəzinəsi” poemasında deyimlər

“Sirlər xəzinəsi” poemasında deyimlər

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

Naile Asker

چکیده XII əsrdə yaşamış böyük Azərbaycan şairi Nizami Gəncəvi öz əsərlərində şifahi xalq ədəbiyyatının bir çox janrlarından və motivlərindən geniş istifadə etmişdir. “Sirlər xəzinəsi” − bu mənada xüsusilə zəngin bir əsərdir. Bu məqalədə Nizami Gəncəvinin “Sirlər xəzinəsi” poemasındakı deyimlər və məsəllər haqqında ümumi məlumat verilir.