این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
موضوعات = فرهنگ
تعداد مقالات: 17
<span lang=AR-SA>تصویر استعاری درخت سنجد در آثار کیان خیاوی</span><em style=mso-bidi-font-style: normal;><span dir=LTR>: </span></em><span><span> </span></span><span lang=AR-SA>درخت سنجد، </span> <span lang=AR-SA>درخت ملی ترک‌هاست</span> <span><span> </span></span>

تصویر استعاری درخت سنجد در آثار کیان خیاوی: درخت سنجد، درخت ملی ترک‌هاست

دوره 1، شماره 11، بهار 1405، صفحه 411-440

اسمیرا فواد

چکیده کیان خیاوی با ده‌ها منظومه، شمار بی‌شماری شعر، و ده‌ها داستان و اثر نمایشی ــ نمایشنامه ــ از جمله هنرمندانی است که در تاریخ ادبیات معاصر آذربایجان برای خود جایگاهی ویژه آفریده است. او نه‌تنها از چهره‌های برجسته‌ی ادبیات آذربایجان جنوبی، بلکه از سخنورانی است که به هنر واژه در سراسر آذربایجانِ یکپارچه ــ در هر دو سوی ارس ــ یاری رسانده و موجب بالندگی ادبیات شده‌اند؛ نویسنده‌ای پُرکار با اندیشه‌ای گسترده و فلسفی که در تاریخ ادبیات آذربایجان جنوبی ارس و شمال ارس و همچنین در جهان ترک جایگاهی شایسته داردشاعر، با برجسته ساختن موضوعاتی چون حقوق و آزادی‌های انسانیِ پایمال‌شده‌ی مردم آذربایجان جنوب ارس توسط سیستم شوونیستی، هویت ملی، مبارزه برای زبان مادری و مقاومت در راه آزادی، این مسائل را به محور اصلی آثار خود تبدیل کرده است. او این مقاومت را از طریق شخصیت‌ها و تصاویر گوناگونی که آفریده، به عرصه‌ی ادبیات وارد می‌کند. در میان این تصاویر هنری، تصویر استعاریِ درخت سنجد که شاعر دلباخته‌ی آن است، جایگاهی ویژه و ممتاز دارد.

<span lang=AZ-LATIN>Ənənəvi Türk Dastan Qəhrəmanları və Həzrəti Əli</span> <span lang=AR-SA>قهرمانان حماسی سنتی ترک و حضرت علی</span>

Ənənəvi Türk Dastan Qəhrəmanları və Həzrəti Əli قهرمانان حماسی سنتی ترک و حضرت علی

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 63-87

آی نور غضنفر قیزی

چکیده حوزه فولکلور (halkbilim) در مورد تصویر حضرت علی به عنوان قهرمان حماسی ترک در متون، خیلی کم بررسی شده است. در متون فولکلوریک، حضرت علی معمولاً با ویژگی‌های قهرمانان حماسی ترک مانند دده قورقود، اوغوز خان، ماناس و گاهی هم کوراوغلو توصیف می‌شود. قهرمان ما با فریادهای جنگجویانه‌اش ، قدرت بدنی، حالات عصبی و خشمگین، کرامات و معجزات، اسب و شمشیرش یک کل واحد را تشکیل می‌دهد. این متون از جنبه‌های بسیاری قابل بررسی هستند، اما حضرت علی به عنوان تیپ قهرمان حماسی مورد تحقیق قرار نگرفته است. سعی ما در این مقاله این است که بخشی از متون مربوط به حضرت علی را بررسی کند، با تکیه بر سنت قهرمانی حماسی ترک و مقایسه با آن، نشان دهد که در متون فولکلوریک، حضرت علی نه به عنوان امام، بلکه بیشتر شبیه به یک قهرمان حماسی ترک توصیف شده است. این کار باعث می‌شود دیدگاه به حضرت علی تغییر کند و هم به عنوان امام و هم به عنوان قهرمان حماسی ترک دیده شود. Xalqşünaslıqda Həzrəti Əlinin mətnlərdə türk dastan qəhrəmanı obrazı mövzusu çox işlənilməmişdir. Xalqşünaslıq mətnlərində Həzrəti Əli adətən Dədə Qorqud, Oğuz Xaqan, Manas, bəzən də Koroğlu və s. kimi türk dastan qəhrəmanlarının xüsusiyyətləri ilə təsvir edilməkdədir. Qəhrəmanımızın nərə çəkməsi, gücü, əsəbi halları, kəramətləri, atı və qılıncı ilə bir bütöv təşkil etməkdədir. Bir çox cəhətdən işlənilməsi mümkün olan bu mətnlərdə Həzrəti Əli dastan qəhrəmanı tipi olaraq araşdırılmamışdır. Məqaləmizin vəzifəsi Həzrəti Əli haqqındakı mətnlərin bir qismini incələmək, türk dastan qəhrəmanlığı ənənəsini əsas götürərək müqayisə aparıb Həzrəti Əlinin xalqşünaslıq mətnlərində imam kimi deyil, daha çox türk dastan qəhrəmanı kimi təsvir edildiyini göstərməkdir. Bu sayədə məqaləmiz Həzrəti Əliyə baxış bucağını dəyişdirərək ona həm də türk dastan qəhrəmanı kimi baxılmasını təmin edəcəkdir. Məqaləni yazarkən axtarış-tarama və müqayisə metodlarından istifadə etdik. Bu sayədə bir çox mətnə çatmaq şansı əldə edə bildik. Məqaləmizi yazarkən yalnız Azərbaycandan toplanmış mətnləri deyil, Türkiyədən toplanmış cəngnamələri də əsas götürdük. Lakin düzgün müqayisə apara bilmək üçün türk dastanlarına, Həzrəti Əli haqqında yazılmış cəngnamələrə, elmi məqalələrə də müraciət etdik.

<span dir=RTL lang=FA>وطن پرستی سناریونویس</span>

وطن پرستی سناریونویس

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 88-97

عباسعلی احمداوغلو

چکیده این نوشتار به تحلیل فیلم پیشگامانهٔ «آتابای» می‌پردازد؛ اثری از هادی حجازی‌فر، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر آذربایجانی اهل خوی. داستان آتابای و خواهرزاده‌اش، آیدین، بستری است برای بررسی مفاهیمی چون وطن، هویت ملی، تبعیض زبانی، زخم‌های نسل‌ها و سراب عشق. فیلم چالش‌های اجتماعی و فرهنگی ترک‌های آذربایجان را بازتاب می‌دهد؛ از جمله تبعیض، از دست‌رفتن میراث فرهنگی و فاجعهٔ خشک‌شدن دریاچهٔ ارومیه. نمادهایی مانند تعقیب کیسهٔ پلاستیکی توسط آتابای که «باد آن را تا آسمان می‌برد» و تلفظ نادرست نام «آیدین» نشان‌دهندهٔ بیگانگی فرهنگی هستند. این مقاله همچنین به فیلم‌برداری، معماری و فولکلور آذربایجانی در فیلم و پارادوکس‌های هویتی شخصیت‌ها می‌پردازد. در نهایت، «آتابای» به‌عنوان اثری پست‌مدرن و واقع‌گرا معرفی می‌شود که از دلِ اندیشهٔ هویت ملی برآمده و زیبایی و تراژدی وطن را هم‌زمان به تصویر می‌کشد.

<span lang=FA>اورمونون تورکجه شعرینه بیر باخیش******</span> <span lang=AR-SA>نگاهی به شعر ترکی اورمیه</span>

اورمونون تورکجه شعرینه بیر باخیش****** نگاهی به شعر ترکی اورمیه

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 138-155

بهرام اسدی

چکیده اورمیه جایگاه مهم و برجسته‌ای در تاریخ و ادبیات آذربایجان دارد. تاریخ پرتلاطم و گاه خونین این منطقه، نتوانسته است میراث غنی ادبی آن را محو کند. ارومیه یکی از کانون‌های مهم تصوف و عرفان بود و عالمان و شاعرانی همچون حسام‌الدین چلبی از این منطقه برخاسته‌اند.
ادبیات شعر اورمیه را می‌توان به سه بخش کلی تقسیم کرد:
۱. شاعران کهن: آثار باقی‌مانده از این دوره کم است و بخشی از آن به زبان عربی است.
۲. شاعران دیوان‌ساز: این شاعران به سبک کلاسیک (قصیده، غزل، رباعی و...) شعر سروده و دیوان تدوین کرده‌اند.
۳. شاعران قوشماسرا (ادبیات عاشیقی): این بخش، مهم‌ترین و پویاترین شاخه شعر ارومیه است. قوشماهای ارومیه معمولاً چهار بند دارد و در محافل ساز و سخن اجرا می‌شود. این ادبیات، غنی‌ترین میراث شفاهی منطقه است که سینه‌به‌سینه و دهان‌به‌دهان حفظ شده و در قرن اخیر مکتوب گردیده است، هرچند بسیاری از آثار هنوز جمع‌آوری نشده‌اند. در دوران معاصر، شاعران ارومیه عمدتاً در دو قالب فعال‌اند: شعر هجایی (عاشیقی)، شعر کلاسیک عروضی
همچنین تجربه‌هایی در قالب‌های شعر نو نیز وجود دارد، اما این حوزه هنوز به پختگی و جایگاه مشخصی نرسیده است.

<span lang=FA>اٌوجاق ایلِ نَفَرِخَمسه: </span> <span lang=FA>بر</span><span lang=FA>ر</span><span lang=FA>سی تمغای ایل نفر در بستر خط و الفبای رونیک ترکی باستان</span>

اٌوجاق ایلِ نَفَرِخَمسه: بررسی تمغای ایل نفر در بستر خط و الفبای رونیک ترکی باستان

دوره 1، شماره 10، زمستان 1404، صفحه 218-341

محمدباقر ستاری، محمد پورمرادی

چکیده ایل نفر ساکن در استان فارس، یکی از ایلات ترکمان با پیشینه تاریخی غنی، همچون سایر ترکمانان اوغوز، دارای سمبل یا تمغای خاص خود است که کاربردهای متنوعی دارد. از جمله این کاربردها حکاکی تمغا روی سنگ ‌قبر افراد ایل و داغ‌کردن آن بر احشام است ، به منظور تمایز حیوانات ایل نفر از سایر ایلات همجوار و تسهیل در شناسایی و بازگرداندن حیوانات گمشده. این تحقیق با مروری بر امپراتوری ترکان باستان (گوگ تورک)، کتیبه‌های ینی سئی، خط رونیک ترکی باستان، کتیبه‌های دشت اورخون و حروف الفبای اورخون، به بررسی پیشینه تاریخی ترکمانان اوغوز و ایل نفر می‌پردازد و درنهایت شباهت‌ها و همخوانی‌های تمغاهای ایل نفر با نمادهای ترکی باستان را تحلیل می‌کند.

ایل نَفَر از ایلات خمسه

ایل نَفَر از ایلات خمسه

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 31-52

محمدباقر ستاری، محمد پورمرادی

چکیده این تحقیق به بررسی تاریخ و تحولات ایل نفر از زمان‌های گذشته تا دوره معاصر می‌پردازد. ایل نفر از ایلات ترکمان (اوغوز) به شمار می‌رود که ریشه‌های اولیه آن به آسیای میانه و ترکستان باز می‌گردد. با ظهور امپراتوری ترکمان سلجوقی، اعضای این ایل به تدریج وارد فلات ایران و سپس فلات آناتولی و ترکیه امروزی شده و در منطقه ای به نام سارو قمیش(نی زار زرد) سکنا گزیدند . در دوره‌ای خاص، پس از قتل‌عام علویان آناتولی توسط سلطان سلیم یاووز، ترکمانان علوی سارو قمیش تحت رهبری اصلان خان به ایران کوچ کرده و به فرمان شاه اسماعیل صفوی اطراف دریاچه اورمیه بعنوان قشلاق و دامنه کوه سهند به عنوان ییلاق به ایشان اعطا گردید . افراد این ایل در جنگ چالدران نقش‌های مهمی ایفا کردند (تاپر ، ریچارد ،67:1384)  و بعدها به تدریج به جنوب ایران کوچ نمودند و نام ایل به «نفر» تغییر پیدا کرد. تحقیق حاضر به خاستگاه ، تحلیل وجه تسمیه ایل نفر، ایلخانان مطرح آن ، ساختار اجتماعی از جمله تقسیمات ییلاق و قشلاق ، طمغا و صنایع دست بافت (قالی) پرداخته است. داده‌های تحقیق از منابع دست اول تاریخی و مصاحبه‌های میدانی با افراد مطلع ایل گردآوری شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ایل نفر با تاریخ پر فراز و نشیبی، در تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران نقش بسزایی ایفا کرده و همچنان تأثیرات آن در منطقه‌های مختلف مشهود است.

جُنگ‌ها در سنت آشیقی همدان

جُنگ‌ها در سنت آشیقی همدان

دوره 1، شماره 9، پاییز 1404، صفحه 53-79

علی آردی (اورمان) آردی

چکیده جُنگ‌ها ، یکی از منابع مکتوب مهم ادبیات ترکی، دفترهایی هستند که حاوی مطالب متنوع ادبیات عامیانه، چه به صورت نظم و چه به صورت نثر هستند. به خاطر محتوای ادبیات عامیانه‌ای، جُنگ‌ها از جمله آثار منبع تاریخ شفاهی هستند که ارزش‌های فرهنگی، ساختار سیاسی، دنیای فکری مردم، فلسفه، سنت‌ها و آداب و رسوم و باورهای عامیانه دوره‌ای را که در آن نوشته شده‌اند، نشان می‌دهند. همچنین جُنگ‌ها با ارائه وسائط زبانی عصرخود ، قادر به پاسخگویی به سؤالات احتمالی ایجاد شده در ذهن از نظر تاریخ زبان هستند. فقدان هرگونه تحقیقی در مورد جُنگ‌ها در محیط‌های آشیقی ترک ایران، که دز آن سنت آشیقی همچنان به شکلی زنده وجود دارد، یکی از کاستی‌های مهم در این زمینه است. این مطالعه به منظور آشکار کردن نقش جُنگ‌ها در کمک به سنت آشیقی منطقه همدان در غرب ایران و مزایایی برای زندگی اجتماعی و تاریخی ترکان در منطقه داشته‌اند، نوشته شده است. به همین دلیل، در این پژوهش، پس از ارائه سنت جُنگ منطقه همدان با رویکردی جامع‌نگر و تأکید بر اهمیت آنها در منطقه و در سنت آشیقی، جُنگ‌های شناسایی‌شده در همدان معرفی خواهد شد. داده‌های مربوط به جُنگ‌های مورد استفاده در این تحقیق شامل محصولاتی است که در تحقیقات میدانی طی سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷- ۲۰۱۸ در همدان  شناسایی شده‌اند و از آنها عکس گرفته شده ویا به صورت دیجیتالی در دست آشیق‌ها و بستگان نزدیک آنها موجود بود، ثبت شده است. نتیجه اینکه، جُنگ‌ها با کارکردهایشان در ارائه پشتیبانی کتبی از سنت شفاهی آشیقی، کمک به حفظ مطالب ادبیات عامیانه منطقه و انتقال عناصر زبانی و فرهنگی به نسل‌های بعدی، دارای نقشی برجسته هستند.

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 66-85

احسان رئیسی

چکیده صفی الدین اورموی  که با تالیف آثار ارزشمند، ارایه ی نظریات جدید و نوآوری‌ها در نظریه‌ی موسیقی شرق ، به عنوان بنیانگذار دوره جدیدی در تاریخ نظریه موسیقی شرق شناخته می‌شود، در مدرسه مستنصریه بغداد به فراگیری علوم ریاضیات و موسیقی و همچنین در علوم عقلی، ادبیات، تاریخ، نجوم، خوشنویسی و فقه پرداخت. او در دوره‌ای که زندگی می‌کرد با جلب توجه مقامات دولتی، در دوران مستعصم بالله به عنوان مستنسخ کتابخانه ی دربار عباسی و در دوران ایلخانان به عنوان رئیس دیوان انشا برگزیده شد. او که با لقب "صاحب الادوار" شناخته می‌شود، به واسطه ی ارایه ی نظریات جدید و نوآوری در دو اثر ارزشمندش با عنوان‌های الأدوار فی الموسیقی (کتاب ‌الادوار) و الرسالة الشرفیه فی النسب التألیفیه ( الرسالة الشرفیه) به عنوان منبعی معتبر در بسیاری از آثار تاریخ موسیقی و نظریه‌ی موسیقی که به زبان‌هایی نظیر عربی، ترکی و فارسی نوشته شده اند مورد استناد قرار گرفته‌ است. بررسی محتوای آثار اورموی نشان می‌دهد که او اطلاعات دقیقی در مورد موضوعاتی مانند تعریف نغمه و خصوصیات آن، دساتین (پرده ها)، ابعاد و نسبت‌های آنها، اجناس و نسبت‌های آنها، ادواره مشهوره، کوک های عود و دورهای ایقاعی ارائه داده است. هدف این مقاله، که ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و داده‌های آن از طریق روش‌های کتابخانه‌ ای و تحلیل موسیقایی گردآوری شده، بررسی دورهای ایقاعی و روش‌های توصیف این دورها در دو اثر اورموی، یعنی کتاب ‌الادوار و  الرسالة الشرفیه و تبیین آن‌ها با سیستم نت نویسی امروزی است. در نتیجه این تحقیق، مشخص شده است که اورموی، دورهای ایقاعی ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، رمل، خفیف رمل، مضاعف رمل، هزج، فاختی و فاختی زاید  که در کتاب ‌الادوار و الرسالة الشرفیه مورد بحث قرار گرفته‌اند را به دو روش مختلف، با استفاده از روش اتانین و افعال عروضی توضیح داده است. نکته مهم دیگر این است که بین برخی ازدورهای ایقاعی که در دو اثر اورموی شرح داده شده‌اند، تفاوت هایی از حیث ارزش واحد زمانی در هر میزانِ یک دور و تفاوت هایی در چینش و یا الگوی دورهای ایقاعی با ارزش واحد زمانی مشترک وجود دارد. دورهای ایقاعی حفیف ثقیل، خفیف رمل وهزج در دو اثر فوق با ارزش‌های زمانی متفاوتی توضیح داده شده‌اند، در حالی که دورهای ایقاعی رمل، هزج (شکل دوم) و فاختی، با وجود داشتن ارزش‌های زمانی یکسان، با الگوهای متفاوتی توصیف شده‌اند. علاوه بر این تفاوت‌ها، مشخص شده است که دور ایقاعی ثقیل اول در هر دو اثر دارای ارزش زمانی و الگوی یکسانی می باشد. همچنین، دور ایقاعی ثقیل که در الرسالة الشرفیه برابر با ارزش 8 واحد زمانی توضیح داده شده است، در کتاب ‌الادوار نیز با همان الگو اما مساوی با دو دور از آن برابر با ارزش 16 واحد زمانی شرح داده شده است.

از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر قیلقمش و بامسی بیرک در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان

از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر" قیلقمش" و "بامسی بیرک" در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان

دوره 1، شماره 8، تابستان 1404، صفحه 166-185

اکبر سعادت قلی پور آذر

چکیده حماسه‌های کهن، آیینه‌ای از ترس‌ها، آرزوها و جهان‌بینی تمدن‌های باستانی هستند. در این میان، دو اثر حماسی قیلقمش و دده قورقود، هر کدام به ترتیب متعلق به تمدن بین‌النهرین و فرهنگ ترکی اوغوز، از جایگاهی ویژه برخوردارند. قیلقمش، کهن‌ترین حماسه مکتوب بشری، روایتی از جستجوی انسان برای غلبه بر مرگ است، در حالی که دده قورقود مجموعه‌ای از داستان‌های شفاهی است که روح جمعی و ارزش‌های قبیله‌ای ترک‌های اوغوز را بازتاب می‌دهد. این مقاله با بررسی جنبه‌های اساطیری این دو اثر، تلاش می‌کند تا هم نقاط مشترک و هم تفاوت‌های فرهنگی آن‌ها را تحلیل کند. ادبیات حماسی هر تمدن، آیینه‌ای است که روح جمعی، آرمان‌ها و ترس‌های یک ملت را در خود منعکس می‌سازد. در این میان، دو اثر سترگ «حماسه قیلقمش» و «کتاب دده قورقود» به عنوان دو ستون استوار ادبیات حماسی جهان، حامل پیام‌های عمیق انسانی و اساطیری هستند که گذر سده‌ها نتوانسته از شکوه و اهمیت آنها بکاهد.

روش قدیم شش انگشت گذاری و راه حل آوا نویسی برای پرده ها در توضیح موسیقی اورموی

روش قدیم شش انگشت گذاری و راه حل آوا نویسی برای پرده ها در توضیح موسیقی اورموی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 73-93

علی آردی

چکیده آوانویسی و بازنویسی یا ترانسکریپسیون (فرانسوی: Transcription) از اصطلاحات موسیقی است و به معنای مکتوب کردنِ یک قطعه شنیداریِ موسیقی است. به عبارتی دیگر، بازنویسی به معنای نت‌نویسیِ یک قطعه شنیداری است که قبلاً نت‌نویسی نشده‌است. در نظریه ادوار، دستان‌بندی سازها (نحوه کوک ساز و موقعیت پرده‌های آن) به کمک تناسب‌های ریاضی توضیح داده می‌شد و برای هر نت موسیقی نامی با استفاده از ترکیب الفبای ابجد تعیین می‌گردید. به این ترتیب فاصله‌های موسیقایی دقیقاً مشخص می‌شدند. سپس با ترکیب این فواصل جنس‌هایی (دانگ‌هایی) درست می‌شد که ذی‌الاربع (دارای چهار نت) یا ذی‌الخمس (دارای پنج نت) نام می‌گرفتند و از ترکیب یک جنس ذی‌الاربع و یک جنس ذی‌الخمس یک اکتاو کامل به دست می‌آمد که به آن «دور» گفته می‌شد. لوح های سومری گواهی می دهند که تلاش برای نوشتن موسیقی از زمان های قدیم انجام می شده است. روندی که با خط میخی شروع شد با  نت هایی که امروز استفاده می کنیم ادامه می یابد. پس از خط میخی ، تلاش هایی برای نوشتن موسیقی در فرهنگ خاورمیانه انجام شده که ما چگونگی همه اینها را نمی دانیم. تئوریسین موسیقی ه. گ. فارمر، در اثر خود صفی الدین اورموی را "بنیانگذار مکتب سیستماتیک در تاریخ موسیقی"معرفی کرده ، از سیستم ناشناخته نوشتن موسیقی صحبت می کند. مراغه ای[1] این سیستم را روش " شش انگشت گذاری" نامیده است. اورموی به طور مستقیم چگونگی درک این روش را نشان نداده است. او روش شش انگشت گذاری بر روی پرده های عود  را در توضیح استفاده از 12دور و 6 آواز مانند سلمک، مایه و شهناز به کار برده است. برای تجزیه و تحلیل این موضوع،  استفاده از جدول ابجد-حرف- موسیقی نگاری اورموی توسط برخی از محققانی مشاهده شده است. اما در مورد درستی یا نادرستی این راه حل بحث نشده است. این مقاله بر " چیستی روش شش انگشت گذاری و چگونگی درک آن " متمرکز است و با هدف حل نحوه درک مثالهای نوشته شده توسط صفی الدین  ، "آوا نویسی" جدیدی  را همراه با راستی آزمایی به عنوان راه حل پیشنهاد می کند.
 
[1] عبدالقادر مراغه ای

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 135-152

سارا شهلایی

چکیده تعامل میان داستانها، موسیقی و ترانهها در فرهنگ موسیقایی آذربایجان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. این مقاله به بررسی ارتباط متقابل این عناصر و تقویت دوجانبه آنها میپردازد. هدف ما تحلیل این روابط از طریق نمونههایی از سنت موسیقایی آذربایجانی است. با مرور جامع پژوهشهای موجود و انجام مصاحبهها، ژانر عاشیقی را در فرهنگ ترکی بهعنوان تلفیقی برجسته از موسیقی، ترانه و روایت شناسایی کردیم. این ژانر شامل دو شکل اصلی روایت است: حماسهها و داستانهای عاشقانه که هر دو از شعر و نثر بهره میبرند. بخشهای شعری معمولاً با همراهی ساز بلندگردن قوپوز اجرا میشوند و با قطعات موسیقایی متنوعی به نام «هاوا» همراهی میگردند، درحالیکه بخشهای منثور بهشیوهٔ گفتاری و بدون همراهی موسیقی اجرا میشوند. مطالعه موردی این پژوهش، داستان «عاصی و کرم» است که در آن تلفیق مؤلفههای روایی و موسیقایی بررسی شده است. یافتههای ما نشان میدهد که عناصر روایی بخش جداییناپذیر اجراهای عاشیقی هستند و تعامل میان داستانها، راویان (عاشیقها) و موسیقی، ارکان اساسی این سنت موسیقایی پویا را تشکیل میدهند.

ریشه یابی آیین و رسم تبریک و تبرّک در فرهنگ ترکان

ریشه یابی آیین و رسم تبریک و تبرّک در فرهنگ ترکان

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 189-279

فرهاد جوادی یکان سعدی

چکیده هر ملتی، نسبت به پیشینه ی خویش، در طول زمان دارای گنجینه‌های معنوی انباشته‌شده‌ای است که آن ملت در زندگی روزمره‌اش از آن بهره می‌برد و در کنار ساختار مادی خود، ساختار معنوی خود را نیز ادامه می‌دهد. یکی ازعناصر گوناگون تشکیل‌ دهنده‌ی این ساختار معنوی، برگزاری آیین‌ها، سنت‌ها ،رسم و رسوم و جشن گیری مراسم مربوط به تبرّک تبریک و طهنیت گویی و نیز بیانات گفتاری مربوط به آنها است. ملت ترک نیز، به عنوان ملتی با گذشته‌ای بسیار کهن، از لحاظ این‌گونه آداب رسوم، سنت‌ها و مراسمها، دارای فرهنگی غنی است و در این زمینه پیشرو پیشگام دیگر ملل میباشد. از قدیم‌ترین زمان‌ها، سنت تبرّک وتبریک (تبریک و شادباش گفتن)، در میان ملل ترک‌تبار، نقش خود را در ساختار معنوی آنان ایفا کرده است. این رسم و سنت تبریک، در میان ملت‌های ترک، ریشه‌ی خود را در ژرفای تاریخ اسطوره‌شناسی آنان می‌یابد. این مقاله اشاره ای تاریخی به این سنت تاریخی در میان ترکان می پردازد.

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس

دوره 1، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 1-34

حیدر سعیدی

چکیده روستای شکریازی سلماس در محال کوره سینلی سلماس واقع است. محال کوره سینلی از شمال سلماس شروع و به دره قوطور خوی منتهی می شود. اهالی زحمتکش و فعال این محال از ترکان آذربایجان بوده و دارای مذهب شافعی می باشند. از نظر تاریخ تشکل، آداب و رسوم ضمن داشتن اشتراکاتی با سایر آذربایجان دارای پاره ای مراسمات خاص خود می باشند که یادگاری ازگذشته های بسیار دور می باشد. در این مقاله به تاریخچه کوره سینلی ها، فرهنگ و آداب و رسوم روستای شکریازی سلماس پرداخته شده است.

اولین فولکلوریست آذربایجان – بابا کوهی باکوو ی

اولین فولکلوریست آذربایجان – بابا کوهی باکوو ی

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 80-106

علی شامیل

چکیده در آذربایجان در زمینه جمع آوری و انتشار متون فولکلور کارهای زیادی انجام شده است. با این حال، تحقیقات بسیار کمی در مورد اولین فولکلورهای ما و فعالیت های آنها انجام شده است. اگرچه در مورد خلاقیت های علمی و هنری باباکوهی باکوی تحقیقات گسترده ای صورت گرفته است، اما فعالیت فولکلور او به دلایلی نادیده گرفته شده است. با این حال بسیاری از آثار او را می توان اولین نمونه مطالعات فولکلور ما دانست. اگرچه این آثار به زبان عربی نوشته شده بود، اما بابا کوهی باکوی بصورت حرفه ای ، متون فولکلوریک را جمع آوری کرده، اطلاعات گسترده ای در مورد راویان ارائه می کرد و گاه نیز تاریخچه ای را که جمع آوری و نوشته بود نشان می داد. نمونه آن اثر «بدایة حال الحلاج » است که از آنجا درمی یابیم که بابا کوهی باکوی حقانیت متفکر بزرگ صوفی منصور حلاج (858-م921) را در حالی که در شهر بود، روایت کرده است. روایات گردآوری شده توسط بابا کوهی باکوی اولین و حتی بسیار ارزشمند در عالم علم درباره منصور حلاج به شمار می رود. این اثر از منظر تاریخ فولکلور ما ارزشمند است زیرا نکاتی در مورد اینکه توسط چه کسی، کجا و چه زمانی جمع آوری شده است وجود دارد.

مکتب آشیقی اورمیه

مکتب آشیقی اورمیه

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 167-206

علی آردی

چکیده در این مقاله ابتدا به سنت آشیقی در آذربایجان پرداخته سپس درباره موسیقی و شعر مکتب آذربایجان صحبت می شود.اورمیه در بین محیط های آشیقی آناتولی و آذربایجانی، دارای یک مکتب بسیار قدیمی و ریشه دار از آشیقی است که هنوز هم در قالب سنت اوزان-آشیق و رابطه استاد و شاگردی ادامه دارد. در این مقاله درباره شیوه اجرا، داستانها، موسیقی ها و اشعار آشیق های اورمیه صحبت می گردد.

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 207-224

مهدی نجفی، گلشن اشرفی حیدرلو

چکیده از زمانهای قدیم پوشش سر یا کلاه در اغلب نقاط دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از اجزای اصلی لباس مردان را تشکیل می‌داده است. در خطه آذربایجان نیز فرهنگ استفاده از کلاه در ادوار مختلف تاریخی بصورت جدی رواج داشت و تا نیمه قرن بیستم، جزء جدایی ناپذیر از لباس مردان را شکل می‌داد تا آنجا که نداشتن کلاه نوعی برهنگی تلقی شده و برداشتن کلاه از سر افراد نیز توهین بزرگی محسوب می‌گردید. بی شک بررسی جایگاه اجتماعی و فولکلوریک کلاه در ادوار مختلف تاریخی در آذربایجان می‌تواند موضوع تحقیقات مفصلی باشد که در این راستا قصد داریم به تنوع کلاههای مردانه در آذربایجان بپردازیم و انواع رایج و معروف آن را معرفی نماییم.
شایان ذکر است؛ کلاه و پوشش سر در زبان ترکی آذربایجانی، باشلیق (Başlıq) نامیده می‌شود که انواع باشلیقهای مردانه را می‌توان در چهار دسته کلی بؤرک (Börk)، آراخچین (Araxçın)، ساریق (Sarıq) و پاپاق (Papaq) تقسیم بندی نمود.
 

صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 52-74

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده چکیده
صحاح العجم اولین فرهنگ لغات ترکی آذربایجانی (صحاح العجم ایلک آذربایجان تورکجه‌سی سؤزلویو)

صحاح العجم اولین کتاب لغت تُرکی آذربایجانی می‌باشد. همانگونه که دیوان لغات تُرک اولین فرهنگ لغت، جهان تُرک می‌باشد که گویشهای مختلف زبان تُرکی را گرد آورده. صحاح العجم نیز اولین لغتنامه ای است که به زبان ادبی و رایج تُرکی در آذربایجان به عنوان شاخه غربی تُرکی اوغوزی نوشته شده است. می توان گفت که صحاح العجم بعد از دده قورقود اولین نوشته نثر ترکی می‌باشد که با ویژگیهای ترکی آذربایجانی که شاخه غربی ترکی اوغوزی محسوب می‌گردد تهیه شده است. به نظر پروفسور بیگدلی با توجه به ویژگیهای فرهنگ صحاح العجم، می‌توان ادعا کرد که با فرهنگهای مشابه مانند «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری و «حلیه الانسان و حلاوت اللسان» ابن مهنّا و غیره برابری می‌نماید. این اثر در ماه ذیحجه سال 677 هجری (اول ماه مه 1279) از طرف فخرالدین هندوشاه ابن سنجر نخجوانی ادیب و رجل دولتی تبریز نوشته شده است.
فرهنگ صحاح العجم از این نظر که کلیه لغات پهلوی و فارسی و بعضاً عربی را به زبان ترکی شرح نموده موجب بوجود آمدن فرهنگ بسیار غنی از زبان ترکی آذربایجانی که در آن زمان مرسوم بوده گردیده است. این لغات بیش از 4700 لغت را شامل می‌گردد. لغات ترکی بکار رفته عملا رایج ترین و متداول ترین کلمات و جملات بکار رفته در بین مردم و نویسندگان آن دوره بوده است.
متاسفانه در زمانی که دهخدا لغتنامه اش را تنظیم می‌کرد شعوبیگری و آریاگرایی توسط پهلویها چنان بشدت تبلیغ میشد که نویسندگان یا از روی باور ویا به سبب ملاحظه حاکمیت، علیرغم شناختی که از این کتاب داشتند، نخواسته اند فرهنگ لغاتی را که در کنار لغات فارسی و پهلوی، زبان ترکی را نیز آورده اند معیار نوشته هایشان قرار دهند و بدین سبب نخواسته اند لغتنامه‌ای را که اینقدر حاوی لغات ترکی بوده و می تواند در ریشه یابی لغات ترکی بویژه لغات مصطلح در آذربایجان، راهگشا باشد و از طرف دیگر لغتنامه ای را که تقریبا مرجع اصلی لغتنامه های فارسی است که چندین قرن بعد نوشته شده اند به عالم فرهنگ و ادبیات شناسانده باشند. آنها با این تفکر که مبادا خدمتی به زبان ترکی کرده باشند، زبان فارسی را نیز از یکی از منابع اصلی خود بی بهره گذاشتند و همین امر موجب گردیده بسیاری از لغات و معانی اصلی آنها دیده نشود.