این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
دوره و شماره: دوره 1، شماره 3، بهار 1403 
تعداد مقالات: 10

بررسی چگونگی و علل وقوع جنگ تحمیلی نقده در 31 فروردین 1358

عیسی یگانه

چکیده حزب دمکرات کردستان ایران در روز جمعه 31 فروردین ماه سال 1358 با اعلام و آمادگی قبلی برگزاری میتینگ مسلحانه در نقده و فراخوانی هواداران خود (با وجود مخالفت قبلی کتبی و شفاهی اهالی نقده) اقدام به انجام آن در محل استادیوم ورزشی (واقع در منطقه ترک‌نشین نقده) نمود . در حین برگزاری، ناگهان صدای تیراندازی در منزلی واقع در جنوب استادیوم شنیده شد و نیز مدتی بعد صدای تیری از خارج، اجتماع هزاران کرد مسلح حاضر در استادیوم ورزشی را متشنج نمود. اکراد مسلح با تیراندازی هوایی، سراسیمه محل یاد شده را ترک نمودند. در ابتدای امر، عوامل مسلح کردی در خیابان‌‌های اطراف استادیوم، عده‌ای از کسبه دوره‌گرد و از اهالی شهر نقده را کشته و نیز جمعی را در محل بازار هفتگی (جمعه بازار) و سایر محله‌ها به گروگان گرفتند. با آنکه ترک‌ها با بلندگوها تا ساعت 2 بعد از ظهر اعلام نمودند که برای پرهیز از جنگ و برادرکشی، افراد مسلح، شهر را ترک کنند سران حزب دموکرات این امر را نپذیرفته و تسلیم شدن ترک‌ها را درخواست نمودند.  در نتیجه ساعت 5 بعد از ظهر، درگیری رسماً آغاز شد و بعد از سه روز کشمکش و جنگ خونین، در سحرگاه روز دوشنبه 3/2/1358 افراد مسلح مهاجم، مجبور به فرار از نقده شده و جنگ پایان یافت.

زن‌ایزد اومای و سیمرغ

لطفعلی برقی

چکیده اومای، زن‌ایزدی است در باورهای ترکان، مرتبط با نقش تولید که شباهتهایی به سیمرغِ اوستا و شاهنامه دارد. نخست بار حسین فیض‌اللهی وحید به صورتی گذرا به این شباهتها اشاره و سیمرغ را همان اومای دانست، ولی این نظر توسّط سجّاد آیدنلو نقد شد. ما در این مقاله به مقایسة این دو بودة اسطوره‌ای پرداخته‌ایم و با اشاره به شباهتهای این دو خصوصاً در نسبتی که با پرندگی و علی الخصوص ارتباط و اشتراکی که با عقاب دارند، به این نتیجه رسیده‌ایم که این دو موجودِ اساطیری اصلاً تجسّمی از پریان هستند که موجوداتی مرتبط با نقش تولید و البته خودشان هم صورتی از باور مام‌ایزد باستانی بوده‌اند و به صورتهای مختلف از جمله پرندگان تجسّم می‌یافته‌اند. به باور ما اومای ـ که در واقع همان پرندة هُماست ـ و همچنین سیمرغِ پرنده هم دو مورد از تجسّم‌های همین پریان هستند. در ادامه به بررسی انواع هیئت‌های مختلفی که پریان در آن تجسّم می‌یافته‌اند پرداخته‌ایم و برخی از مهمترین نمونه‌های آن را در باورهای ترکان و خصوصاً در شاهنامه نشان داده‌ایم.  

معرفی تاریخ آواجیق، سرزمین دلاوران گمنام

مهدی همت زاده

چکیده منطقه و شهر آواجیق واقع در شمالغرب آذربایجان، تابع شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی می باشد. وجود 
آثار قدیمی نظیر گورستان تاریخی پیراحمدکندی با قدمت 2800 ساله حکایت از وجود تمدنی پویا در این منطقه می 
باشد. این منطقه با قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، در گذشته محل آمد و شد و داد و ستد بوده و آثار دو گمرک 
تاریخی ) گمرک پیراحمدکندی و صوفعلی ( هنوز هم پابرجاست. این منطقه محل اسکان ترکان آیرم می باشد که در 
تاریخ منطقه نقش به سزایی داشته اند. از دیگر قبایل معروف که تعدادی از بازماندگان آن هنوز هم در منطقه آواجیق 
زندگی می کنند قره پاپاق ها هستند که در اصطالح محلی آنها را تَرَکَمه می شناسند. این مقاله به معرفی منطقه 
آواجیق، آثار باستانی و بزرگان این منطقه می پردازد.

رمان « اویونوم - اویونوم»

عباسعلی احمداوغلو

چکیده رمان »اویونوم- اویونوم « چهارمی ن رمان محقق، زبان شناس، نویسنده و داستان نویس آذربایجانی، ناص ر منظور ی است 
که در مارس 2023 در تهران منتشر شده است. آخرین رمان او بر اساس خاطراتی نوشته شده است که او هنگام گفتگو 
با م. فرزانه درباره می رزا باقر حاجی زاده بازیگر فقید آذربایجانی که در تفلیس گرجستان ب ازیگر ی و کارگردانی خوانده 
بود یادداشت کرده است. میرزا باقر حاجی زاده فرزند یکی از ثروتمندترین بازرگانان تبریز بود. پدرش او را مجبور کرده 
بود که پزشک شود، اما او رویاها ی خود را دنبال کرد و به موفقیت در حرفه خود در تفلیس رسید. خبر بیمار ی شدید 
پدرش او را مجبور کرد که همسر محبوبش ماریا را در آنجا ترک کند، علیرغم ممنوعیت بازگشت دوباره او به اتحاد 
جماهیر شورو ی او به زادگاهش بازگشت و سعی کرد بازیگری را در تبریز دنبال کند. اما در آن زمان بازی به زبان ترکی 
)ترکی آذربایجانی( کامالً ممنوع بود. پس مجبور شد برا ی دنبال کردن رویاهایش به تهران برود. اما بسیار ی از سالهای 
عمر خود را در زندان گذراند. ن. منظوری کوشی ده است از یک داستان زندگینامه ای-تاریخی پرهیز کند. در عوض، او 
سعی کرده است یکی از محبوب ترین بازیگران کشورش را از طریق داستانی عمدتاً روانکاوانه و اسطوره ای جاودانه 
کند. سبک ادبی او نه تنها منحصر به فرد و بدیع است، بلکه وال ی بی نظیر ادبیات ترکی است. نگارنده این مقاله سعی
کرده است اولی ن مقاله انتقاد ی را بر ای ن رمان ارزشمند بنویسد

مقبره سه گنبد یا سویومبت اورمیه

مهدی نجفی

چکیده به عنوان یک مهندس عالقمند به تاریخ، گهگاه برخی توصیفات و توضیحات تاریخی، در تضاد با منطق و دید مهندسی 
که به علت تحصیالت و شغل مهندسی در ذهن من ریشه دوانده است؛ قرار میگیرند. لذا در این راستا تصمیم گرفتم؛ 
نگاهی مجدد به آنها داشته باشم؛ بلکه این بار بتوانم به توصیف یا توضیحی قانع کنندهتر برسم. پرواضح است که این 
نگاه تالش دارد بدون هیچگونه ادعایی، دریچهای جدید به این موضوعات بگشاید و به بسط تفکر یاری رساند. 
بنای به اصطلاح " سه گنبد اورمیه " در شهر اورمیه در خطه آذربایجان در شمال غربی ایران واقع گردیده و متعلق به قرن 
ششم هجری قمری/ شمسی و دوازدهم میلادی می باشد. تاکنون تلاش های زیادی جهت توضیح اطلاق نام " سه گنبد " به 
این بنا از سوی تاریخدانان صورت گرفته است که متأسفانه هیچکدام با منطق مهندسی فوق الذکر قابل قبول نبوده اند . لذا 
ضمن تغییر نگاه، در این مجال تلاش گردیده است؛ از زاویه ای متفاوت به موضوع پرداخته شود . نتایج حاصل از این تحقیق 
نشان می دهد که به احتمال قریب به یقین، نام واقعی این بنا " سه گنبد " نبوده است؛ بلکه " ̌سو گنبد : ̌سو ̌گو نبد : 
سویومبت " به معنای مقبره یک جنگاور می باشد

استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری 2

مهدی حسنی

چکیده در این مقاله تلاش گردیده برای رد نمودن فرضیه زبان آذری مطرح شده توسط کسروی و پیروان او، نخست به 
دیرینگی واژگان آذری، آذر و... در قبل از حضور آریایی زبان ها به جغرافیای آذربایجان پرداخته و انحصار آن شکسته 
شود و سپس با نقد استدلال های کسروی و پیروانش در حد توان اعم از  نقل قول مورخین و جغرافی دان های 
اسلامی مرتبط با فرضیه آذری ؛ اشارات چلبی سیاح دربار عثمانی از نسخ خطی درباره آذربایجان که به نفع فرضیه 
آذری مصادره شده ؛ دلایلی از کتاب صفة الصفا که یکی از ستون های اصلی ادعای فرضیه کسروی بوده با تکیه 
به نسخ خطی؛ رجوع به اسناد بعد از کسروی همانند سفینه تبریز و رساله روحی انارجانی که در راستای تئوری او 
معرفی شده اند، ضعف این فرضیه را به رخ طرفداران بکشد و در ادامه با رجوع به مواردی چون وجود شواهد روشن 
مرتبط با ترکان در کتیبه های باستانی منطقه) اشاره متعدد به واژه ترک در کتیبه های آشوری( ؛ اثبات حضور ترکان 
در آذربایجان از روایات مورخین اسالمی؛ آوردن شاهد های مختلف حضور ترکان در آذربایجان در دوره های زمانی 
اشخاصی چون شیخ صفی، مستوفی و اولیا چلبی از نسخ خطی؛ مطرح شدن تئوری مقدس بودن " گویش های ایرانی 
جنوب حوزه خزر" در عهد شیخ زاهد و شیخ صفی در نزد مردم و صوفیان آذربایجانی توسط نگارنده و در نتیجه رد 
صالحیت اسناد مرتبط با آنها به نفع فرضیه زبان آذری ؛ اثبات سیادت شیخ صفی و حضور پر رنگ ترکان آذربایجان 
در کنار او و نوادگانش که در نهایت منجر به تشکیل دولت شیعی و رسمی نمودن تشیع گردید ؛ اشاره به نظر پرفسور 
هنینگ در عدم پذیرش فرضیه زبان آذری و پاسخ به نقدهای وارده بر او ؛ کشف و خوانش اسنادی از ترکی در آذربایجان 
و قفقاز با الفباهای باستانی ؛ دیرینگی جمجمه های دولیکو کرانیک ( کشیده سر ) متعلق به ترکان در قفقاز کهن 
و در نهایت رایج بودن سنت تدفین جنینی ترکان یا « تورک باسیریق دبی » از آندرونوف آلتای، قارقون ترکمنستان، 
کورگان خزر، گوردین و چوروم در آناتولی، قبرستان ناتسارقورا، فرهنگ کور -آراز تا قبور مکشوفه از مشکین شهراردبیل، 
گوی مسجد( مسجد کبود) تبریز در نزد در ترکان بومی و اکثریت بودن ترکان در آذربایجان و قفقاز قدیم را اثبات 
نماید. 

جغرافیا ی تاریخی شمال آذربا یجان و قفقاز بر پا یه منابع عصر صفو ی ( 851-907 ق. / -1455 1501 م.)

شهرام پناهی‌خیاوی

چکیده وقایع‌نگاران عصر صفوی در خلال‌ نیمۀ دوّم قرن نهم الی دهم هجری/پانزدهم تا شانزدهم میلادی، اقدامات نظامی مشایخ متأخّر خاندان صفوی در نواحی آذربایجان شمالی و برخی مناطق قفقاز را به‌ثبت رسانده‌اند. در بدو امر، هدف اصلی گزارشات، توجیح رویکرد دینی مشایخ مذکور در مواجه با مناطق غیرمسلمان‌نشین در فراسوی مرزهای آذربایجان بوده است، مع‌ذلک به اتّکای همین اطّلاعات، نمونه‌هایی هر‌چند ‌مجمل از مسائل مرتبط با مردم‌شناسی و جغرافیای‌ تاریخی نواحی یاد‌‌شده به دست می‌آید. در این ارتباط، سؤال هرچند سادۀ پژوهش حاضر، عبارت است از اینکه: اظهارات مورّخان صفوی، چه‌مباحثی را در حوزۀ جغرافیای ‌سیاسی و انسانی شمال آذربایجان و قفقاز معلوم می‌دارد؟ پرسش یاد‌‌شده ما را به این فرضیه رهنمون می سازد که: عامل جغرافیایی، نقشی تأثیر‌گذار بر حوادث تاریخی آن دوران داشته و به‌تبع اقدام‌ها و چالش‌های پیش روی مشایخ صفوی، مسالکِ مورد ‌نظر آنان در آذربایجان و قفقاز، محل کنجکاوی و مداقه تیزبینانه مورّخان قرار‌گرفته‌ است. روش تحقیق حاضر، بر پایۀ تبیین‌های «روایی و علّی» بوده و داده‌ها نیز بر اساس منابع عصر صفوی و پژوهش‌های متعارف جدید جمع‌آوری شده است. امّا، یافته اصلی تحقیق، بیانگر دو نکته اساسی‌ست: اوّلاً؛ اطّلاعات ارائه شده با ویژگی‌های کنونی شمال آذربایجان و قفقاز همخوانی قابل قبولی دارد. ثانیاً؛ از نقطه‌نظر مورّخان مذکور، توزیع جغرافیایی مناطق صرفاً به دلیل معرّفی نقش‌های مواصلاتی آن حائز اهمیت بوده و لذا، این دانستنی‌ها تنها بخش کوچکی از مجهولات ما نسبت به آن دوران را پاسخ می‌دهد.

ستارخان قبل و هنگام جنبش مشروطه

علی‌اکبر رضایی

چکیده جنبش­ مشروطه در ایران یکی­از پیچیده­ترین و عمیق­ترین تحولاتی بود که در تاریخ معاصر ایران شاهد آن بودیم. ریشۀ این جنبش اما از رقابت دوقدرت استعمارگر روسیه و انگلستان ناشی می­شد که هریک از آنان برای نیل به اهداف خاص خود خواهان دست­اندازی و نفوذ در ایران بودند. آذربایجان نیز به­عنوان یکی­از سه­کانون اصلی قیام برای مشروطه در این جنبش نقشی پررنگ و بی­بدیل داشت. پرسش اصلی پژوهش حاضر این­است که ستارخان چه جایگاهی در تبریز قبل­از مشورطه داشته و نقش و تأثیر آن هنگام مشروطه به­چه سمت­و­سویی بوده­ است؟ فرضیۀ پژوهش اشاره می­کند که ستارخان قبل از مشروطه از شخصیت­های خوشنام آذربایجان بوده و هنگام جنبش مشروطه نیز درحمایت از مردم قیام نمود. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و اسناد کتابخانه­ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که با شروع جنبش مشروطه ستارخان برای دست­یابی مردم ایران به آزادی و ازبین بردن استبداد قیام می­کند و علی­رغم تلاش کنسول روسیه برای جذب وی به­طرف روسیه وی مخالفت می­کند و پس­از پیروزی جنبش مشروطه و به­دست گرفتن قدرت توسط نیروهای طرفدار انگلستان ستارخان که شخصی میهن­پرست و مستقلی بوده در یک توطئه در پارک اتابک مورد حملۀ همه­جانبه قرار می­گیرد و پس­از زخمی شدن خانه­نشین شده و بدین­ترتیب از صحنۀ سیاسی حذف می­گردد.

سیری در کتاب «روشنفکران آذری و هویّت ملّی و قومی» تألیف علی مرشدی‌زاد علی بابازاده اورموی

علی بابازاده ایگدیر

چکیده       علی مرشدی‌زاد عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد در سال 1380 شمسی اقدام به انتشار کتابی با عنوان «روشنفکران آذری و هویّت ملّی و قومی» نمود. مؤلّف در این کتاب کوشیده‌است حوادث و جریان‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هشتاد سالة منتهی به تاریخ تألیف کتاب مذکور در رابطه با آذربایجان را بررسی کرده و به بازکاوی مسائل قومی در ایالت آذربایجان و جنبه­ های گوناگون آن بپردازد. همچنین وی در این کتاب به معرّفی روشنفکران مشهور آذربایجانی در این هشتاد سال پرداخته و به صورتی گذرا نقطه نظرات آنها در رابطه با مسائل قومی و ملّی را مطرح کرده ­است. با کمال تأسّف باید گفت آقای مرشدی‌زاد در این کتاب به دلیل گرفتار بودن در زندان اندیشه ­های افراطی ناسیونالیستی قادر به ادای حق مطلب نشده و با تعریف چهارچوب‌هایی خشک و تصنّعی به بیراهه رفته و تحلیلی منطبق بر انصاف و عدالت و مبتنی بر حقوق اساسی ارائه نکرده ­است.       در این گفتار نقطه نظرات ایشان را که از کتاب «روشنفکران آذری و هویّت ملّی و قومی» استخراج شده­است به عنوان نمونه‌ای از نوع اندیشه و ادبیّات حاملان مکتب ناسیونالیسم فارسی­گرا و ترکی­ستیز در دوران انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته­است.       باید اضافه کنم علی مرشدی­زاد در میان ترکی­ستیزان معاصر ایران جایگاه برجسته ­ای ندارد، لیکن مطالب مندرج در کتاب او حاوی اساسی­ترین زوایای اندیشه و اعتقادات ناسیونالیست­های فارسی­گرای و ترکی­ ستیز ایرانی بوده و مرور نسبتاً کاملی از شخصیّت­های آذربایجانی هویت­گرا و فارسی­گرا را به خوانندگان کتاب عرضه می­کند.

آیا حیدرخان عمواوغلی در جنگ پارک اتابک شرکت داشت!؟

محمدحسن پدرام

چکیده جنگ پارک اتابک و یا به عبارت بهتر فاجعه شوم پارک اتابک تلخ‌ترین و دردناک‌ترین حادثه تاریخ انقلاب مشروطیت ایران محسوب می‌شود. تا به حال در رابطه با حضور و یا عدم حضور حیدرخان عمواوغلی در جنگ پارک اتابک دیدگاه‌های متفاوتی از طرف مورخان و پژوهشگران تاریخ مشروطه ارائه شده است. حاج‌اسماعیل امیرخیزی در صدر مورخانی قرار دارد که به حضور حیدرخان عمواوغلی در جنگ پارک اتابک مهر تأیید زده است. اما بعضی روایات حاکی از آن است که حیدرخان عمواوغلی بعد از ترور سیدعبدالله بهبهانی دستگیر و بعد از خاتمه جنگ پارک اتابک از زندان آزاد شده است. با توجه به نقد و بررسی‌هایی که در رابطه با مطالب امیرخیزی به عمل آمد و نتیجه نهایی این بود که به احتمال زیاد راویان و گزارشگران جنگ پارک اتابک شاید به جای دسته حیدرخان (عمدی یا غیرعمدی) نام حیدرخان عمواوغلی را به امیرخیزی بازگو کرده‌اند.