این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.
دوره و شماره: دوره 1، شماره 11، بهار 1405 
تعداد مقالات: 6

تاریخچه آموزش و زبان نوشتاری ترکی در آذربایجان

صفحه 1-22

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده مقاله به پیشینه تاریخی زبان و ادبیات ترکی در آذربایجان از دوران خانات تا پایان حکومت پهلوی می‌پردازد. زبان ترکی در دوره‌هایی چون صفویه و قاجار، زبان دربار، ارتش و بخش بزرگی از مردم بود و شاعران برجسته‌ای به آن سرودند. با آغاز جنگ جهانی اول و ظهور جریان‌های فارس‌گرا، هویت ترکی به چالش کشیده شد. تأسیس مدارس ترکی توسط رشدیه، جنبش مشروطه و سپس حکومت خودمختار آذربایجان در سال ۱۳۲۴ از نقاط عطف این زبان هستند. با روی کار آمدن رضاشاه، سیاست فارسی‌سازی اجباری در مدارس و ادارات اجرا شد و زبان ترکی ممنوع گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ و سپس در دوران پهلوی دوم، اگرچه محدودیت‌ها ادامه یافت، اما فعالیت‌های ادبی و فرهنگی چون سرودن اشعار ترکی توسط شهریار و سهند، چاپ کتاب دده قورقود و تأسیس نشریاتی چون وارلیق، نشان‌دهنده تداوم هویت زبانی است. با وجود آزادی‌های نسبی پس از انقلاب اسلامی، هنوز آموزش رسمی زبان ترکی در مدارس ایران وجود ندارد.

وجه تسمیه سولدوز و نقده

صفحه 23-346

فرهاد جوادی یکان سعدی

چکیده مقاله حاضر به بررسی ریشه‌شناسی و وجه تسمیه دو توپونیم مهم در آذربایجان غربی، یعنی سولدوز و نقده، می‌پردازد. نویسنده با رویکردی میان‌رشته‌ای و با تکیه بر اسطوره‌شناسی، زبان‌شناسی تاریخی، اخترشناسی باستانی و مردم‌نگاری، تفسیرهای رایج و عامیانه از این نام‌ها را نقد کرده و ریشه‌های کهن‌تر آن‌ها را در لایه‌های اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی اقوام پروتوترک جستجو می‌کند. در بخش نخست، نام سولدوز نه به معنای «دشت پرآب» (سولو دوز)، بلکه ترکیبی اسطوره‌ای از مؤلفه‌های «سو/شو» (نور، روشنایی، ایزد آب) و «اولدوز/دوز» (ستاره، آغاز کیهانی) تحلیل شده است. نویسنده آن را با مفهوم «ستاره چوپان» یا «ستاره آب» (عطارد/تیر) مرتبط می‌داند و بر پیوند آن با آیین‌های خورشیدپرستی و کیش ستارگان در میان ترکان ساکا و اوغوز تأکید می‌کند. در بخش دوم، نام نقده به صورت تحول‌یافته‌ای از نام الهه کهن ترکی-سومری «آناهیتا/اینانا» (ایزدبانوی آب، باروری و سیاره زهره) معرفی می‌شود. نویسنده با استناد به شواهد آوایی، نام نقده را بازمانده صورت‌هایی چون «ناهیدا» یا «ناقیدا» می‌داند و آن را با شهر باستانی نقده (Naqada) در مصر و تپه حسنلو در سولدوز مقایسه می‌کند تا پیوندهای فرهنگی-اسطوره‌ای تمدن‌های کهن را نشان دهد. مقاله در نهایت بر نقش کلیدی تفکر اسطوره‌ای و کیهان‌شناختی ترکان باستان در شکل‌گیری نظام نام‌گذاری جغرافیایی آذربایجان تأکید کرده و تفسیرهای صرفاً تاریخی یا سیاسیِ متأخر از این نام‌ها را ناکافی و گمراه‌کننده می‌داند.

خاطرات پدرم از فجایع جیلولوق در سلماس

صفحه 347-363

علی اصغر غفوری نیا

چکیده این نوشته، روایت تلخ و مستند یک بازمانده از فاجعه‌ی تاریخیِ موسوم به «جیلولوق» (کشتار ترکان آذربایجانی توسط آشوریان و ارامنه‌ی مهاجر) در منطقه‌ی سلماس و ارومیه در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول (۱۲۹۷ شمسی/۱۹۱۸ میلادی) است. راوی، با تکیه بر خاطرات شفاهی پدر خود که خود شاهد عینی این وقایع بوده، شرح می‌دهد که چگونه گروه‌های جیلو که پیش‌تر از عثمانی به آذربایجان پناهنده شده بودند، با تحریک مبلغان غربی و نیروهای روسی، دست به کشتار جمعی، غارت و آوارگیِ مردم غیرنظامیِ ترک‌تبار و مسلمانِ منطقه زدند. روایت، لحظه‌به‌لحظه‌ی قتل‌عام در روستاهای «عیان» و «کهنه‌شهر»، فرارِ وحشت‌زده‌ی خانواده‌ها، گرسنگی، تشنگی و سرگردانیِ کودکان و زنان، خیانت‌های محلی، و نیز نقشِ نجات‌بخشِ «احسان‌نوری پاشا» و «ارتش اسلام» را در مهارِ این فاجعه و بازگرداندنِ نسبیِ امنیت، به تصویر می‌کشد. در پس‌زمینه‌ی این خاطرات، انتقاد تلخی از سیاست‌های استعماری غرب و روسیه و نیز غفلتِ حکومتِ وقت (قاجار) از امنیتِ مرزها و جانِ مردم دیده می‌شود. راوی، با تأکید بر ارزشِ «یادآوری» و «نوشتنِ تاریخِ محلی»، این خاطرات را نه فقط یک روایتِ شخصی، بلکه صدایِ یک ملتِ مظلوم و سندِ زنده‌ای از خیانت، مظلومیت و رنجِ مردمانی می‌داند که در گردابِ منافعِ قدرت‌های بزرگ، قربانی شدند.

طهران- طوران

صفحه 364-375

اسدالله امیری

چکیده تهران به عنوان پایتخت دویست ساله ایران برای عده ای محل کار و درآمد، برای بعضی دیگر محل امکانات اعم از تحصیل و خدمات پزشکی و ...، برای برخی ترافیک و آلودگی و برای تعدادی از کنشگران اجتماعی محل انباشت ثروت و تشکیل دهنده هسته تفکر مرکز- پیرامون است. این نوشته بنا دارد تهران را از منظر بوم شناسی مورد تحقیق قرار دهد.

فعالیت های ارامنه و نستوری ها در منطقه اورمیه و حوالی آن (1917-1918)

صفحه 376-410

باریش متین

چکیده بعد از انقلاب بلشویکی اکتبر 1917، روسیه خارج از جنگ مانده بود. این وضعیت باعث شد تا در جنگ جهانی اول در سرزمین های ایران که صحنه ی درگیری و نزاع بین کشورهای روسیه، انگلیس، دولت عثمانی و آلمان بود، نیروهای آلمان و تُرک برتری داشته باشند. در دوران ذکر شده، قوای عثمانی در تلاش بودند تا از طریق ایران به منطقه ی قفقاز برسند. انگلیس هم تلاش می کرد تا کنترل نقاطی از ایران که روسیه خالی کرده است را در اختیار بگیرد. علیرغم اینکه انگلیس می خواست قبل از قوای عثمانی شمال ایران را اشغال کند، ولی برای این کار نیروی {نظامی} کافی در اختیار نداشت. به همین دلیل انگلیس حمایت از ارامنه و نستوری هایی که اندک اندک در اورمیه و حوالی آن جمع می شدند، را دستور کار خود قرار داد. ارامنه و نستوری ها هم به قوای عثمانی و مردم مسلمانان غیرنظامی ساکن این منطقه حمله می کردند و بسیاری از آنها را به قتل می رساندند.

اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی

صفحه 388-410

پاشا صفروف

چکیده این متن به بررسی اصل عدالت در آثار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن دوازدهم، می‌پردازد. نظامی در فضای پرتنش مذهبی و سیاسی عصر خود، با دیدگاهی فراتر از تعصبات، به ترویج عدالت پرداخت. او که به خاطر عشق به کنیز قفچاقی خود، آفاق، و نیز سرودن اشعارش به زبان فارسی مورد نقد بود، با خلق آثار ماندگار خود بر تمامی این حاشیه‌ها غلبه کرد. اصل عدالت در اندیشه نظامی، هم به عنوان یک اصل کلی فلسفی و حقوقی و هم در ابعاد خاص آن (مانند حقوق کیفری و قانون اساسی) تجلی یافته است. او در دوران حکمرانی دولت‌های شیروانشاهان و اتابکان (الدنز) می‌زیست که شریعت اسلامی در کنار حقوق مسیحی (مانند قانون نامه مخیتار گوش) بر جامعه حاکم بود. نظامی با رد هرگونه تبعیض حقوقی، عدالت را در سه حوزه حاکمیت، عشق و سایر امور اجتماعی به تصویر کشیده است. مهم‌ترین تجسم این اصل در دو اثر بزرگ او، "مخزن الاسرار" و "خسرو و شیرین" دیده می‌شود. در "مخزن الاسرار"، او با فصولی چون "پند شاه در باب عدالت" و "نصیحت به شاه"، حاکمان را به عدالت و مهرورزی نسبت به رعیت فرامی‌خواند و ظلم را ویرانگر می‌داند. در "خسرو و شیرین"، نظامی داستان عشق را به بستری برای ارائه آرمان‌های عدالت خواهانه تبدیل می‌کند. او با اشاره به قصاص پسر ظالم توسط شاه هرمزد، بر برابری همگان در برابر قانون تأکید می‌کند و از زبان شیرین، شاهان را به عدالت و دانش دعوت می‌نماید. نظامی نشان می‌دهد که عدالت موجب آبادانی کشور و محبوبیت حاکم می‌شود و حتی از مرگ نیز ماندگارتر است. تأثیر این اصل عدالت خواهانه در اندیشه فیلسوفان و نویسندگان پس از او مانند اسپینوزا، کانت، ولتر و به ویژه ویلیام شکسپیر به وضوح قابل مشاهده است.