دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی
این مجله به انتشار مقالات علمی- تحقیقی درباره تورکولوژِی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ترکان می پردازد. مرکز نشر این مجله شهر اورمیه می باشد.

این مجله به انتشار مقالات  علمی- تحقیقی درباره تاریخ، زبان و تاریخ ادبیات آذربایجان در قالب تورکولوژی می پردازد. این مجله هم نگاه بومی- محلی یعنی میکرو به آذربایجان  و ترکان ایران دارد و هم نگاه ماکرو به تاریخ و فرهنگ ترکان در طی تاریخ.  این مجله از مقالات سایر محققین کشورهای مختلف درباره موضوعات تخصصی تورکولوژی و تورکیات هم استقبال می کند.

محل انتشار: اورمیه

ترتیب انتشار: فصلنامه 

نوع مجله: تخصصی تاریخ آذربایجان و ترکان

زبان انتشار: ترکی، فارسی و انگلیسی همراه با خلاصه سه زبانه

نوع داوری: دوسو ناشناس وبدون هزینه ولی برای چاپ مقالات در نشریه مبلغ پانصد هزار تومان لازم به پرداخت می باشد.

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: نشریه تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

شماره مجوز پروانه انتشار وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی: 94214

تاریخ مجوز: تابستان 1402

 

دیلمقان/ دیلمان مرکز ولایت سلماس دوره قاجاریه

صفحه 1-17

توحید ملک زاده دیلمقانی

چکیده این مقاله به بررسی تاریخی‑جغرافیایی شهر دیلمقان (معروف به دیلمان) به عنوان مرکز ولایت سلماس در دوره‌ی قاجار می‌پردازد. پس از جنگ‌های صفوی‑عثمانی و تخریب سلماس قدیم، منطقه تا اوایل قاجار فاقد شهر بود و ایل‌لک برای تأمین امنیت و توازن جمعیتی به آنجا کوچانده شد. با برقراری امنیت در دوران خوانین دنبلی، قصبه‌ای به نام دیلمقان پدید آمد که در نیمه‌ی دوم سده‌ی دوازدهم قمری، با تلاش احمدخان دنبلی حصارکشی شده و به مرکز حکومتی سلماس تبدیل گردید. نام دیلمقان ریشه‌ی ترکی دارد و احتمالاً به معنی «صاحب زبان» یا مترجم است. این شهر دارای حصاری مستحکم با پنج دروازه، خندق و برج‌های دیده‌بانی بود و در برابر حملات متعدد (از جمله تهاجم سیمیتقو) نقش دفاعی مهمی ایفا کرد. اقتصاد آن بر پایه‌ی تجارت با کشورهای همسایه (عثمانی و روسیه) و کشاورزی استوار بود و از رونق بالایی برخوردار بود. نویسنده با استناد به منابع تاریخی، سفرنامه‌ها و شواهد زبانی و باستان‌شناختی، نظریه‌ی یکی‌دانستن کهنه‌شهر امروزی با سلماس قدیم را رد می‌کند و تأکید دارد که دیلمقان مرکز اداری و سیاسی سلماس در دوره‌ی قاجار بوده، در حالی که سلماس باستانی شهری دیگر با قدمتی بیش از ۱۷۰۰ سال بوده است. شهر دیلمقان در زلزله‌ی ویرانگر ۱۳۰۹ شمسی به کلی تخریب شد و پس از آن شهر جدید شاهپور (که بعدها سلماس نامیده شد) در مکانی دیگر ساخته شد. مقاله با استفاده از اسناد عثمانی، خاطرات محلی، گزارش‌های سیاحان خارجی و متون تاریخی، تصویری جامع از جایگاه، هویت و سرنوشت دیلمقان ارائه می‌دهد و بر تمایز آن از سلماس قدیم و کهنه‌شهر امروزی پای می‌فشارد.

یکان و سولدوزون «دورگه Dürg » کندی سؤزونه بیر آچیقلاما

صفحه 18-26

بهرام اسدی

چکیده این مقاله به بررسی ریشه‌شناسی و معنای دو نام جغرافیایی در آذربایجان می‌پردازد: «یکان» (از توابع مرند در آذربایجان شرقی) و «دورگه» (از توابع سولدوز در جنوب دریاچه ارومیه). نویسنده ابتدا این دیدگاه را که «یکان» ریشه‌ای فارسی دارد و جمع «یک» است، به دلایل تاریخی رد می‌کند؛ چراکه در این منطقه هیچ‌گاه فارسی‌زبانان سکونت نداشته‌اند. سپس با استناد به زبان‌شناسی تاریخی ترکی، دو معنا برای «یکان» ارائه می‌دهد: معنای اول: «یک/یئگ» در ترکی به معنای «خوب» است و «ان» پسوند جمع باستانی در زبان‌های ترکی می‌باشد. بنابراین «یئکان = یئگ + ان» به معنای «خوبان» یا «مکان خوبان» است. نویسنده برای اثبات این معنا به اشعار مولانا فضولی، نسیمی و کاربرد «یئگ» در متون کلاسیک ترکی اشاره می‌کند. معنای دوم: «کان/کن/گن» در ترکی باستان به معنای «کند»، «آبادانی» و «سکونت‌گاه» است. بنابراین «یئکان = یئ (خوب) + کان (کند)» به معنای «کند خوب» یا «آبادی نیک» خواهد بود. نویسنده با ذکر نمونه‌هایی چون «خاساوان»، «باشوان»، «ائیوان»، «یئکاوا» و «گییان‌تپه» این قاعده را در توپونیمی آذربایجان اثبات می‌کند. در بخش دوم، به ریشه‌یابی نام «دورگه» می‌پردازد. نویسنده با اشاره به بیتی از آشیق قوربانی (شاعر و عاشیق قرن دهم/شانزدهم میلادی): غواص اولان گیرر درینده گزر / بیر درین وار بیر دورگه وار بیر دایاز نتیجه می‌گیرد که «دورگه» به معنای «میان‌آب»، «محل نه عمیق نه کم‌عمق» است. با توجه به موقعیت جغرافیایی این کند بین دو آبادی «گؤل» و «آدا» در کنار دریاچه ارومیه، چنین برمی‌آید که زمانی آب دریاچه تا این منطقه می‌رسیده و با پس‌نشینی آب، «دورگه» به عنوان منطقه‌ای با عمق متوسط شکل گرفته و نامگذاری شده است.

نامم عاشق حسین جوان است

صفحه 27-44

رضا همراز

چکیده این نوشتار، مروری بر زندگی، آثار و جایگاه فرهنگیتاریخی عاشیق حسین جوان، از مشاهیر و چهره‌های شاخص ادبیات شفاهی و عاشیق‌خوانی آذربایجان در سده بیستم میلادی است. عاشیق حسین جوان در سال ۱۲۹۵ شمسی (۱۹۱۶ میلادی) در روستای «اوتو» از توابع قره‌داغ (آذربایجان شرقی) زاده شد و از نوجوانی با تکیه بر استعداد ذاتی و عشق به موسیقی و شعر، به جرگه عاشیق‌ها پیوست. او در دوران حکومت ملی آذربایجان (۱۹۴۵۱۹۴۶) از چهره‌های فعال فرهنگی و هنری بود و با ایجاد گروه‌های ساز و آواز در تبریز، نقش مهمی در اعتلای فرهنگ عاشیقی ایفا کرد. عاشیق حسین جوان، افزون بر اجرای بداهه‌پردازی‌های ناب، سراینده ده‌ها داستان منظوم، تصنیف و ترانه‌های اجتماعی، میهنی و عاشقانه است که در میان مردم رواج یافته‌اند. از آثار برجسته او می‌توان به منظومه «ستارخان»، داستان‌های «قره‌داغ سفری»، «کلبه‌جر خاطیرلری» و «عاشیق حسین جوان و سرو ناز» اشاره کرد. وی در شعرهای خود، با زبانی ساده، پرشور و تأثیرگذار، به دفاع از آزادی، عدالت، وطن‌پرستی و نقد ظلم و استبداد پرداخته و به‌عنوان «خالق آرتیستی» (هنرمند خلق) شناخته شده است. پس از سقوط حکومت خودمختار، بارها مورد تعقیب و آزار قرار گرفت و بخشی از آثارش در یورش به خانه‌اش نابود شد. حسین جوان سرانجام در سال ۱۳۶۵ شمسی در گنجه (جمهوری آذربایجان) درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. میراث ادبی او همچنان الهام‌بخش نسل‌های بعدی عاشیق‌ها و نمونۀ برجسته‌ای از پیوند ناگسستنی هنر عاشیقی با هویت ملی و مبارزات مردمی است.

بررسی چگونگی و علل وقوع جنگ تحمیلی نقده در 31 فروردین 1358

صفحه 45-68

عیسی یگانه

چکیده حزب دمکرات کردستان ایران در روز جمعه 31 فروردین ماه سال 1358 با اعلام و آمادگی قبلی برگزاری میتینگ مسلحانه در نقده و فراخوانی هواداران خود (با وجود مخالفت قبلی کتبی و شفاهی اهالی نقده) اقدام به انجام آن در محل استادیوم ورزشی (واقع در منطقه ترک‌نشین نقده) نمود و در حین برگزاری، ناگهان صدای تیراندازی در منزلی واقع در جنوب استادیوم شنیده شد و نیز مدتی بعد صدای تیری از خارج، اجتماع هزاران کرد مسلح حاضر در استادیوم ورزشی را متشنج نمود و اینان با تیراندازی هوایی، سراسیمه محل یاد شده را ترک نمودند و در ابتدای امر، عوامل مسلح کردی در خیابان‌‌های اطراف استادیوم، عده‌ای از کسبه دوره‌گرد و از اهالی شهر نقده را کشته و نیز جمعی را در محل بازار هفتگی (جمعه بازار) و سایر محله‌ها به گروگان گرفتند و با آنکه ترک‌ها با بلندگوها تا ساعت 2 بعد از ظهر اعلام نمودند که برای پرهیز از جنگ و برادرکشی، افراد مسلح، شهر را ترک کنند و در نتیجه آن دسته از کردهایی که برای جنگ نیامده بودند شهر را ترک کردند و با وجود آنکه معتمدین نقده از سران حزب دمکرات خواستند برای اجتناب از درگیری، بقیه افراد مسلح نیز شهر را ترک نمایند، سران این حزب این امر را نپذیرفته و تسلیم شدن ترک‌ها را درخواست نمودند و در نتیجه ساعت 5 بعد از ظهر، درگیری رسماً آغاز شد و بعد از سه روز کشمکش و جنگ خونین، در سحرگاه روز دوشنبه 3/2/1358 افراد مسلح مهاجم، مجبور به فرار از نقده شده و جنگ پایان یافت.

ریشه شناسی و وجه تسمیه خوی

صفحه 69-78

مهران بهاری

چکیده شهر خوی، یکی از کهن‌ترین شهرهای ترک‌نشین آذربایجان غربی، به دلیل استقرار در منطقه‌ای پست، «خوی چوخورو» نیز نامیده می‌شود. این شهر از جایگاه ویژه‌ای در تاریخ ترکیه، جهان ترک و مذهب علوی-قزلباشی برخوردار بوده و نام آن با رویدادهای مهم تاریخی همچون لشکرکشی سلجوقیان به بیزانس، ظهور شخصیت‌هایی چون عبدالموسی (بانی طریقت بکتاشیه)، احی اورن (بنیان‌گذار اخوت)، و نیز شاعران و عارفانی همچون پیرسلطان عبدال و جهانشاه قراقویونلو پیوند خورده است. همچنین نخستین لغت‌نامه منظوم ترکی آذربایجانی، تحفه حسام، توسط حسام خویی در این شهر نوشته شده است. از نظر ریشه‌شناسی، نام «خوی» ریشه‌ای ترکی دارد و با واژگان کهن ترکی چون «قوی» (به معنی دره، بستر وادی، جای پست) و «قویو» (چاه، گودال) هم‌خانواده است. این نام همچنین با «قویاق» (وادی بزرگ میان کوه‌ها)، «قویتو» (جای خلوت و سایه‌گون) و «قویون» (آغوش، گودال) مرتبط است. در زبان‌های ترکی شمال شرقی، صورت‌هایی چون «کوی» (غار) و «خوی» (ته دره) دیده می‌شود. برخی پژوهشگران این واژه را با نام‌های کهن منطقه مانند «اولخو»، «حویه‌وه» و «حویله» در متون آشوری و کتاب مقدس مرتبط دانسته‌اند. تفسیرهای نادرست دولتی که نام خوی را فارسی (مشتق از «خَی» به معنی عرق)، کردی (به معنی نمکزار) یا ارمنی (به معنی قوچ) دانسته‌اند، فاقد پشتوانه علمی است؛ چرا که مردم آذربایجان هرگز به این زبان‌ها تکلم نکرده‌اند و این نام‌گذاری‌ها با واقعیت‌های تاریخی، زبانی و فرهنگی منطقه همخوانی ندارد. در نتیجه، «خوی» واژه‌ای اصیل ترکی به معنای «وادی پست» یا «جایگاه حفاظت‌شده از باد» است که با شرایط طبیعی منطقه (محصور در کوه‌های مرتفع و قرارگیری در جلگه‌ای کم‌ارتفاع) کاملاً مطابقت دارد.

موضوع نام آذربایجان (نظریه اوغوز)

صفحه 79-108

سیف الدین آلتایلی

چکیده ترکان مردمی هستند که از پیچ رودخانه ساری (زرد) تا سواحل آدریاتیک، از دشتهای قبچاق تا سیبری و آفریقای شمالی، و حتی برخی مناطق آمریکای شمالی پراکنده شده اند. قدمت ترکان همپای تاریخ آغاز شده است. این اندیشه صرفاً احساسی برخاسته از ذهن نیست؛ بلکه کاوشهای باستانشناسی، قومشناسی و فرهنگ عامه آن را به اثبات رسانده اند. این که ترکان با پیروزی ملازگرد در سال ۱۰۷۱ میلادی به آناتولی آمده و در آنجا ساکن شده اند، اندیشه ای است که غربیها و حوزهٔ تأثیر آنان ساخته اند. ترکان به عنوان یک ملت، از اعصار ناشناختهٔ تاریخ، آناتولی و سرزمین همجوار آن یعنی آذربایجان را وطن خود ساخته اند. آتاتورک در دوران جنگ استقلال و پس از آن، به عنوان یک نابغهٔ سیاسی و نظامی، کوشید تا به ملت خویش روحیه ای بلند عطا کند و این کار را در ابعاد نظامی، سیاسی و فرهنگی به انجام رساند. آیا «ترکِ خوب» که از آن به عنوان قومیت یاد میشود، تنها شامل ساکنان آناتولی است و آتاتورک در ارتباط با ملت ترک، تنها میخواست پیامهایی برای دمیدن روحی تازه به آنان بدهد؟ یا ترکان آناتولی جمعیتی مستقل هستند و خویشاوندان نزدیکی دارند؟ آیا با آذربایجان همجوار، پیوندی قومی و فرهنگی دارند؟ تاکنون پژوهشهای بسیاری در این باره انجام شده و نظرات گوناگونی مطرح گردیده است؛ اما عبارت «آذربایجان» به چه معناست، این نام از کجا ریشه گرفته و چه کسی آن را نهاده است؟ البته دانشمندان مختلفی در این زمینه پژوهش کرده و نظرهای خود را بیان داشتهاند، اما به یک جمعبندی مشترک دست نیافته اند. در این مقاله، دربارهٔ ریشه های وحدت قومی-فرهنگی ترکان آذربایجان، آناتولی و آسیا و نیز خاستگاه نام آذربایجان، با استناد به پژوهشها و حقایق علمی بحث شده است.

«اورمی جگرگوشۀ آذربایجان ... دریای آتش و خون»: نگاهی اجمالی بر گزارشاتِ جریدۀ تجدد از تهاجم مسیحیان به غربِ آذربایجان

صفحه 109-124

شهرام پناهی خیاوی

چکیده این مقاله به بررسی تهاجم مسیحیان (ارامنه، آشوریان و جیلوها) به غرب آذربایجان در آغاز قرن بیستم میلادی، بر اساس گزارش‌های روزنامهٔ تجدد (۱۳۳۵–۱۳۳۶ قمری / ۱۹۱۷–۱۹۱۸ میلادی) می‌پردازد. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و خروج نیروهای تزاری از آذربایجان، گروه‌های مسلح مسیحی با حمایت آشکار و پنهان دول غربی (به‌ویژه فرانسه، انگلیس و آمریکا) و مبلغان مذهبی، دست به تهاجم گسترده‌ای به شهرهای غربی آذربایجان از جمله اورمیه، سلماس، خوی و مرند زدند. هدف آن‌ها تصرف اراضی، ایجاد حکومت مستقل مسیحی، و در نهایت مسیحی‌سازی منطقه بود. روزنامهٔ تجدد، به‌عنوان ارگان مطبوعاتی دموکرات‌های تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی، به‌طور مستمر جنایات مهاجمان را افشا می‌کرد. بر اساس گزارش‌ها، مسیحیان با یونیفرم‌های نظامی، خانه‌ها را آتش می‌زدند، اموال را غارت می‌کردند و دست به قتل‌عام جمعی می‌زدند. در یک گزارش، آمده است که شش هزار و یکصد ترک آذربایجانی به‌طور وحشیانه به قتل رسیدند. دولت مرکزی ایران در تهران نسبت به این فجایع بی‌تفاوت و ناتوان بود و والیان اعزامی نیز کاری از پیش نمی‌بردند. این ناکارآمدی، زمینه‌ساز قیام شیخ محمد خیابانی در آوریل ۱۹۲۰ شد. دموکرات‌های تبریز بارها از حکومت مرکزی درخواست کمک کردند، اما پاسخی دریافت نکردند.سرانجام، با ورود نیروهای عثمانی در می‌۱۹۱۸، مهاجمان شکست خورده و به شمال آذربایجان عقب رانده شدند. با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که دشمنی مسیحیان و حامیان غربی‌شان با آذربایجان پایان نیافته و نمونهٔ آن را می‌توان در اشغال قره‌باغ توسط ارمنستان (۱۹۸۸–۱۹۹۴) و جنایت خوجالی (۱۹۹۲) مشاهده کرد. مقاله نتیجه می‌گیرد که مطالعهٔ دقیق تاریخ، تقویت حافظهٔ جمعی و اتحاد ملی، تنها راه مقابله با تهدیدات تاریخی و کنونی علیه آذربایجان است.

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

انواع باشلیقها یا کلاه‌های مردانه در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 207-224

مهدی نجفی، گلشن اشرفی حیدرلو

چکیده از زمانهای قدیم پوشش سر یا کلاه در اغلب نقاط دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از اجزای اصلی لباس مردان را تشکیل می‌داده است. در خطه آذربایجان نیز فرهنگ استفاده از کلاه در ادوار مختلف تاریخی بصورت جدی رواج داشت و تا نیمه قرن بیستم، جزء جدایی ناپذیر از لباس مردان را شکل می‌داد تا آنجا که نداشتن کلاه نوعی برهنگی تلقی شده و برداشتن کلاه از سر افراد نیز توهین بزرگی محسوب می‌گردید. بی شک بررسی جایگاه اجتماعی و فولکلوریک کلاه در ادوار مختلف تاریخی در آذربایجان می‌تواند موضوع تحقیقات مفصلی باشد که در این راستا قصد داریم به تنوع کلاههای مردانه در آذربایجان بپردازیم و انواع رایج و معروف آن را معرفی نماییم.
شایان ذکر است؛ کلاه و پوشش سر در زبان ترکی آذربایجانی، باشلیق (Başlıq) نامیده می‌شود که انواع باشلیقهای مردانه را می‌توان در چهار دسته کلی بؤرک (Börk)، آراخچین (Araxçın)، ساریق (Sarıq) و پاپاق (Papaq) تقسیم بندی نمود.
 

چگونگی تشکیل جمهوری ترک ارس در پایان جنگ جهانی اول

چگونگی تشکیل جمهوری ترک ارس در پایان جنگ جهانی اول

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

حسین فیض اللهی وحید

چکیده با شروع جنگ جهانی اول دو سوی آذربایجان درگیر جنگ ناخواسته شده جبهه جنگ دو دولت عثمانی و روسیه گردید. با شکست متحدین دولت عثمانی مجبور به ترک آذربایجان دو سوی ارس گردید و میدان برای تاخت و تاز قوای مسلح ارمنی بازتر گردید.
ترکان مسلمان که در مقابل ارامنۀ مهاجم، که به مناطق مسلمان نشین جهت گسترش مرزهایشان حمله می کردند، دولت « آراز تورک جُهموریتی»(جمهوری ترک ارس)،  «داغلار جمهوریتی» ( جمهوری کوهستان ها) در داغستان، «قارص اسلام شوراسی»(جمهوری قارص) در منطقۀ قارص در شرق آناطولی و «آخیسکا  جمهوریتی»(جمهوری آخیسکا) در گرجستان امروزی و «جنوب غربی قافقاز حکومتی»(حکومتِ جنوب غربی قفقاز) در قفقاز و شرق آناطولی و «آذربایجان جمهوریتی» (جمهوری آذربایجان / دولت مساوات) برپا کردند.
این دولتها پس از حمله روسهای بلشویک منحل شده و اراضیشان در ترکیب دولتهای آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و ترکیه ادغام گردید.

پیره ترک مست عشق بررسی ملمع‌های شیخ صفی‌الدین اردبیلی و اهمیت آن در آشنایی با جایگاه و تأثیر گویش کهن ایرانی جنوب دریای خزر در بین صوفیان ترک آذربایجانی

پیره ترک مست عشق بررسی ملمع‌های شیخ صفی‌الدین اردبیلی و اهمیت آن در آشنایی با جایگاه و تأثیر گویش کهن ایرانی جنوب دریای خزر در بین صوفیان ترک آذربایجانی

دوره 1، شماره 1، پاییز 1402

مهدی حسنی

چکیده در این تحقیق تلاش نموده‌ایم که با تکیه بر نسخه خطی سلسلة النسب اقدام به بررسی و رد ادعای کسروی در مورد آذری بودن دو بیتی‌های عرفانی شیخ صفی نموده، سپس با نشان دادن اهمیت شیخ زاهد در این اشعار، تاثیرگیری شیخ صفی از استاد خود شیخ زاهد و اهمیت یافتن گویش کهن گیلانی در نزد شیخ صفی و صوفیان ترک آذربایجانی را ثابت کنیم، آنچه مشخص است، تمام بررسی‌های انجام شده درباره این دوبیتی‌ها توسط کسروی و پیروان او با عدم خوانش نسخه خطی و پیش‌فرض ترک نبودن آذربایجان و نبود لغات عرفانی ترکی و عربی در این دوبیتی‌ها می‌باشد که همین امر موجب ناتوانی آن‌ها در بررسی دقیق و ارائه مفاهیم عمیق عرفانی این ملمع‌ها شده است.
 
 

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

پروسة تشکّل زبان فارسی تحت تاثیر زبان ترکی (نگاهی به نظر یه کلی تشکّل زبان فارسی و 16 ز یر نظر یه متشکلة آن )

دوره 1، شماره 2، زمستان 1402

اسماعیل جعفرزاده (جفرلی)

چکیده این مقاله خالصه ای از کتابها ی »پروسه تشکل زبان فارسی« و »فرهنگ لغات ترکی صحاح العجم« میباشد، خالصه مطالب 
همراه با منابع و موارد اضافه شده نیز همراه با ماخذ آنها، ارائه شده است.
در نگاه کلی این نوشته، تأثیر متقابل سه زبان ترکی، عربی و فارسی که بیشترین آثار مکتوب در زمینه علوم اسالمی را دارند 
مباحثه نموده و نحوه تشکّل زبان فارسی را تحت تاثیر زبان ترکی مورد کنکاش قرار میدهد. سوال اینجاست وقتی ترکان قبل 
از آمدن اسالم، خودشان دارا ی خط و کتابت بوده اند به چه دلیل آن را دنبال نکردند؟ و در عین حال چرا زبان فارسی را نیز به 
این اندازه مورد توجه قرار دادند؟ این موضوع از نظر تاریخی، زبانشناختی، روانشناختی و جامعه شناختی بررس ی و در پی آن 
علل تغییر روند این موضوع در تاریخ، مورد بحث قرار می گیرد .
اصلی ترین نظریه ای که نوشته حاضر قصد شرح و ایضاح آن را دارد اینست که زبان فارسی یک زبان ابداعی، ساده و جدید است 
که در قرن 10 میالدی )4 هجری( در ماوراالنهر در نتیجه آمیختگی اقوام عرب و سغدی و تُرک منطقه بوجود آمد. البته این
نظریه اصلی، حاصل مجموع ا ی از زیر نظریه هایی است، که توسط محققین و کارشناسان مختلف زبان فارسی و دیگران داده 
شده است. البته منظور از زیرنظریه این نیست که آنها اهمیت کمتری دارند، آنها نیز هر کدام نظریه منسجم و جامعی است که 
توسط کارشناسانی در برهه ای از زمان ارائه گشته است و نهایتا مجموعة این نظریه هاست که ما را به ارائه یک نظریه کلی تر 
رهنمون میسازد. به عنوان مثال وقت ی سعید نفیسی میگوید وطن واقعی زبان دری )فارسی( خراسان و ماورالنهر است و پهلو ی 
در محدوده دیگر است. ویا وقتی دکتر شهرانی می نویسد تاکنون زبان مادر ی هیچ ملتی دری )فارسی( نبوده است، در واقع این 
تئوریها حاصل عمر ی تالش در این زمینه بوده، جدا از مسئله نظریه ها حتی در مورد نتایج آماری مهم نیز چنین وضعیتی حاکم 
است، وقتی خانلر ی به این نتیجه میرسد که در زبان فارسی بیش از 200 فعل سادة زایا وجود ندارد در واقع این نتیجه گیری 
حاصل عمر او می باشد. و مشابه آنها وقتی توسط راقم این مقاله در لغتنامه ارک 2500 فعل ساده ترکی و مجموعاً 26000 فعل 
تبدیلی زایا یافته میشود در واقع این یافته حاصل 15 سال کار در تهیه این لغتنامه بود. منظور از گفتن این مطالب اینست که 
هر کدام از این نظریه ها و حتی نتایج آمار ی حاصل تالش طوالنی کار بر روی آنها بوده و چه بسا کتابهایی تحقیق شده و نوشته 
شده تا به این نظریات رسیده شود، در اینجا 16 نظریه بصورت مجمل داده شده و ماحصل آنها امکانی را برا ی ارائه یک نظریه 
کلی تر فراهم میکنند.

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

خزرلر - تورک امپراتورلوغو

دوره 1، شماره 7، بهار 1404، صفحه 94-134

محمدرضا باغبان کریمی

چکیده آذربایجان ۶جی یوزیلده گؤی‌تورکلرین باتی بؤلگه‌لری ایچینده یئر آلیر. بو زامان آذربایجاندا کنفدراسیون کیمی بیری-بیری‌نین یانیندا یاشایان تورک بویلاری: هونلار، سابیرلر، قیپچاقلار، پئچئنئق‌لر، آوارلار، خزرلر و اوغوزلار موجود-ایدی. بونلارین ایچیندن گؤی‌تورکلره داها یاخین اولان بوی خزرلریدی. اونلار تاریخ بویو هونلارلا ایش‌بیرلیک‌لر ائتمیش، گؤی‌تورکلر ضعیفله‌دیگی زامان خزرلر باشا کئچیرلر و گؤی‌تورکلرین یئرینی آلیرلار. اونلارین دیلی تورکجه اولاراق حکومت بایراغینی اوجا ساخلاییرلار. اونلار باشقا قبیله‌لرله دوزگون داورانیب، عینی حالدا بیر سیرا قبیله‌لری -بولقارلار، ماجارلاری- سیخینتی آلتینا آلاراق آذربایجاندان کؤچمه‌لرینه سبب اولورلار. اؤزلری ده باشقا قبیله‌لر طرفیندن سیخینتی‌یا دوچار اولوب، عربلرین کسیلمز ساواشلارینا گؤره آذربایجاندان اوزاقلاشما مجبوریتینده اولورلار. خزر دنیزی اونلارین آدینا قویولموشدو. اونلارین خزر دنیزی‌ایله قارادنیز آراسیندا یاشایاراق بؤلگه‌لری آذربایجانا قدر اوزانمیشدیر؛ آنجاق دفعه‌لرله عرب قوشونویلا آذربایجاندا توققوشوب، ساواشی گاه اودوب، گاهدان دا اودوزموشلار: بونونلا بئله نئچه اون‌ایللیکلر آذربایجاندان(قاراباغ-اردبیل‌دن) توتوب موصل‌ه قدر استیلالارینی ساخلامیشلار. خزرلر آذربایجان تورکجه‌سی‌نین عیارلانماسیندا و یازی دیلی‌نین زنگینلشمه‌سینده بؤیوک ائتکی‌لر بیراخمیشلار. کئچمیشده خزرلردن اثر قالماییب سؤیلنسه ده، بوگون خزرلرین موزه‌لرده سرگیله‌نن قیزیل، گوموش بزک آلت‌لری، قاب-قاجاقلاری، اکینچی‌لیک آلت‌لری و حیوان بسله‌مک وسائلی گؤز قاباغیندادیر. هابئله چوخلو عمارتلر و معمارلیق نمونه‌لری ده اوزه چیخمیشدیر. بیر زامانلار خزرلردن هئچ بیر اثر قالماییب دئین‌لر بوگون یازیلی اثرلرین خزینه‌سی قارشیندا حیرتده قالیرلار. نئچه-نئچه ۱۰۰مین سؤزجویه مالیک اولان خزرلرین نئچه بؤیوک حجمده یازیلی کتابلاری: داستانلار، دوعالار و مکتوبلاری الیمیزده دیر. بورادا خزرلرین تاریخی‌ایله برابر اونلارین ادبی اثرلرینین ده تانیتیمینی اوخویاجاقسانیز. مقاله کتابخانا آختاریشلاری سویّه‌سینده داوام ائده‌رک عالیملرین اثرلریندن یارارلانمیشدیر.

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

نگاهی به توتم گرگ در آذربایجان

دوره 1، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 131-149

مهدی حسنی

چکیده باور تقدس و توتمی برای گرگ درنزد ترکان امری است که از دیرباز مطرح بوده و درواقع این سنت در بین تمام ملل رایج است، چنانچه میرچا  الیاده  اسطوره پژوه نامی  معتقد است؛  بعد از یک نابودی نژادی، این یک حیوان مرتبط با ماه است که در نقش " نیای اعظم قوم " ظاهر شده و آن  را  دوباره احیا می کند   که این امر برای گرگ ماده " آسنا : آشینا  " در نزد ترکان  اتفاق افتاده است و در واقع   این نام به عنوان یکی از اسامی مرتبط با گرگ و ماه در اسطوره ترکان وارد شده است.  پرداختن به موضوع دیرینگی گرگ در آذربایجان امری است که از چند دریچه  کشفیات باستانشناسی، جاینام ها،  اسامی خاص، آثار ادبیو فولکلور قابل بررسی می باشد که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان

دوره 1، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 186-199

مهدی حسنی

چکیده در این مقاله از دامغاهای ترکان در طی تاریخ صحبت می شود که عمری به درازی عمر ترکان دارند. استفاده از دامغاهای کهن ترکی در جای جای فلات ایران و تمدن های کهن منطقه نشانگر حضور فعال آن ها در تفکر« ترکان باستان» و انتقال آن به سایر نقاط و ما بین سایر اقوام می باشد که دلیل محکمی بر حضور فعال«ترکان در فلات ایران و آذربایجان و سایر نواحی» می باشد. کشف نشانه هایی از شروع تبدیل دامغاها به نوشتار در آثار کهن آذربایجان و نیز کشفیات سومری و ایلامی دیده می شود. در این مقاله به سیر تاریخی تبدیل دامغاها به الفبای اورخون پرداخته شده است.    

ابر واژگان